شمارهٔ ۴۵۰
هوش مصنوعی: شاعر به سعد دین اشاره میکند که پیراهنی به او داده است. این پیراهن به قدری زیباست که هر کسی با دیدن آن حیرتزده میشود. اما به خاطر فرسودگیاش، وقتی آن را میپوشد، بدن مرد به نوعی عریان به نظر میرسد. هر جا که آسیب و مشکل پیدا کرده، احساس میکند این پیراهن به اندازه بدنش به او فشار میآورد.
مرا سعد دین داد پیراهنیکه از دیدنش دیده حیران شدی
هوش مصنوعی: به من لباس خوشبختی و دین داده است که با دیدن آن، چشمانت پر از حیرت و شگفتی شده است.
ز فرسودگی وقت پوشیدنشتن مرد پوشیده عریان شدی
هوش مصنوعی: زمانی که او لباس پوشید، به دلیل فرسودگی و کهنگی آن، بدن مرد به طور عریان نمایان شد.
به هرجا که آسیب سریافتیبه اندازهٔ تن گریبان شدی
هوش مصنوعی: هر جا که دچار مشکلات و چالشهایی شدی، به اندازهای که توانستهای، متوجه و مراقب خودت باش.