شمارهٔ ۴۶۶
هوش مصنوعی: این شعر به نقد کسانی میپردازد که خود را بزرگتر از آنچه هستند، میدانند و از کبر و arrogance رنج میبرند. شاعر به این افراد گوشزد میکند که اگرچه ممکن است در جایگاهی عالی قرار بگیرند، اما هنر و فضیلت واقعی به تقلید و نسبتهای غیرواقعی بستگی ندارد. او با استفاده از استعارههای مختلف، مانند مقایسه بین عقاب و مگس یا سمک و سماک، نشان میدهد که افرادی که به کبر و خودپسندی دچارند، در حقیقت فاقد حقیقت و عمق هستند. در نهایت، شاعر خواستار این است که این افراد یاد بگیرند که چگونه با تواضع و صداقت در جایگاه خود عمل کنند.
ای سر از کبر بر فلک بردهگشته گردان چو انجم فلکی
هوش مصنوعی: ای که به خاطر غرور، سر خود را به بلندای آسمان بردهای و مانند ستارههای آسمانی گرد خود میچرخانی.
به عقابی رسیده از مگسیبه سماکی رسیده از سمکی
هوش مصنوعی: به پرندهای بزرگ و قدرتمند رسیده که از مگسی کوچک و بیاهمیت بالا رفته است. ابتدایی و ناچیز بودن و اوج گرفتن به سطحی بالا را نشان میدهد.
بس بس اکنون که بیش از این نرسدحاش لله دیو را ملکی
هوش مصنوعی: بسیار خوب، حال که فراتر از این نمیتوان پیش رفت، باید به خدا پناه ببریم و از دیو به سوی ملک روی آوریم.
بر جهان خواجگی همی رانیهنرت چه و نسبت تو به کی
هوش مصنوعی: هنر تو آنقدر بزرگ و باارزش است که حتی میتوانی بر زندگی و دنیا حکومت کنی. اما این جایگاه و مقام تو را به چه کسی نسبت میدهی؟
نمک دیگ خواجگی جودستنه بخیلی و خشم و بینمکی
هوش مصنوعی: نمیخواهد که به خاطر کینه یا ترس، چیزی نگه داری. بلکه باید با بزرگواری و محبت برخورد کنی.
ای که خرچنگ و خارپشتی توصدفی آید از تو نی فنکی
هوش مصنوعی: تو مانند خرچنگ و خارپشت، موجودی خاص و منحصر به فرد هستی که از تو، چیزی ارزشمند و زیبا به وجود میآید.
خواجه دانم که پیش جیش سخاشموج دریا همی کند یزکی
هوش مصنوعی: میدانم که در حضور تو، حتی امواج دریا هم به خاطر بزرگی و شکوه تو به جنب و جوش در میآیند.
باز اگر تو فقع خوری به مثلچوبک کوزه فقع بمکی
هوش مصنوعی: اگر دوباره دست به دامن فقر شوی، مانند چوبی که در کوزه است، فقری را تحمل خواهی کرد.
از تو یک قطره خون به حیله چکددور از اینجا اگر ز هم بچکی
هوش مصنوعی: اگر از تو یک قطره خون به طور مخفیانه بریزد، دور از این مکان، حتی اگر از هم جدا شویم.
خواجه هستی چرا نیاموزیخواجگی کردن از شهاب زکی
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، چرا هنر بزرگ شدن و بزرگوار بودن را از شهاب زکی نمیآموزی؟