شمارهٔ ۴۶۸ - در تقاضا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند درخواست کمک میکند، زیرا حریفان و دشمنان او گرد آمدهاند و او به دنبال عدالت است. او اشاره میکند که در این شهر پولی ندارد و به همین دلیل نمیتواند به آنها پاسخ دهد. شاعر از خدا میخواهد که به او در تهیه پولی کمک کند یا اینکه این حریفان را از او دور کند.
خداوندا حریفان آمدستندکه تا با من کنند امشب عدیلی
هوش مصنوعی: پروردگارا، رقبا و دشمنان به نزد من آمدهاند تا امشب با من به عدالت رفتار کنند.
به زر سیکی نمییابم در این شهروگرنه نیست در طبعم بخیلی
هوش مصنوعی: در این شهر هیچ چیز ارزشمندی پیدا نمیکنم و اگر بود، اصلاً در طبیعت من بخیلی وجود ندارد.
اعانت کن مرا امشب به سیکیو یا بیرون کن اینها را به سیلی
هوش مصنوعی: امشب به من کمک کن یا اینکه این ها را با یک ضربه بیرون بفرست.