شمارهٔ ۴۸۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات فردی است که در آن به ویژگیهای خاص خود اشاره دارد. شاعر میگوید که اگر او در کنار نیست، دیگران نیز او را نمیخوانند و نمیتوانند مانند او درک و محبت را منتقل کنند. او بر این نکته تأکید میکند که در حوزههای مختلف از جمله شعر، نثر، بازی و حتی شوخی، دارای مهارتهای خاصی است و میتواند در هر زمینهای پاسخگوی نیازهای دیگری باشد. او به طور کلی بر ارزش فردی و بیهمتایی خود تأکید میکند و نشان میدهد که در درک زیبایی و هنر، تواناییهای ویژهای دارد.
هر آنگه که چون من نیایم نخوانیچنان باشد ایدون که آیم برانی
هوش مصنوعی: هر زمان که من به نزد تو نیایم و تو به یاد من نباشی، مثل این است که وقتی به نزدت میآیم، مرا طرد میکنی و نمیپذیری.
نخوانی مرا چون نخوانی کسی راکه مدح تو خواند چو او را بخوانی
هوش مصنوعی: اگر به من توجه نکنی، مانند این است که به کسی که ستایشت را شنیده، توجه نکردهای. وقتی این فرد را میخوانی، میفهمی که چقدر مهم است که به او اهمیت بدهی.
کرا همسر خویش چون من گزینیکرا همبر خویش چون من نشانی
هوش مصنوعی: اگر کسی همسری چون من انتخاب کند، باید نشانی از همسری چون من داشته باشد.
ندیمی مرا زیبد از بهر آن راکه آداب آن نیک دانم تو دانی
هوش مصنوعی: دوستی و همنشینی با کسی برایم پسندیده است که بتوانم به خوبی آداب و رفتار او را بشناسم و با آنها آشنا باشم.
اگر نامه باید نوشتن نویسمبه کلک و بنان دیبهٔ خسروانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهم نامهای بنویسم، با قلم و نوک انگشتانی که نرم و لطیف است، آن را مینویسم.
وگر شعر خواهی که گویم بگویمهم از گفتهٔ خود هم از باستانی
هوش مصنوعی: اگر تو خواهان شعر هستی، من میتوانم برایت شعر بگویم؛ هم از آنچه خودم گفتم و هم از اشعار قدیمی و باستانی.
وگر نرد و شطرنج خواهی ببازمحریفانه سحر حلال از روانی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در بازی نرد و شطرنج با من رقابت کنی، سحرگاه با آرامش و ذهنی باز آمادهام.
وگر هزل خواهی سبک روح باشمنباشد ز من بر تو بیم گرانی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که شوخی کنم و خوشخلق باشم، نگران نباش، زیرا از جانب من جای نگرانی برای تو نیست.
ز مطرب غزل آرزو در نخواهمنگویم فلانی دگر یا همانی
هوش مصنوعی: من دیگر ناخواسته نام کسی را نمیبرم و فقط میخواهم به آهنگ و شعر دلخواه خودم بپردازم، بدون اشاره به دیگران.
نه چشمم چراگه کند روی ساقینه گوشم بدزدد حدیث نهانی
هوش مصنوعی: چشمم نمیتواند به لبهای ساقی خیره بماند و گوشم هم از شنیدن داستانهای پنهان خسته است.
معربد نباشم که نیکو نباشدکه می را بود جز خرد قهرمانی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم کسی باشم که مورد تحسین قرار بگیرد مگر اینکه خوب باشد، زیرا شراب تنها برای خردمندان است.
یکی کم خورم خوش روم سوی خانهغلامی بود مر مرا رایگانی
هوش مصنوعی: سعی میکنم کمکم بخورم و خوشحال به سوی خانهی کسی بروم که به من محبت و لطف دارد.