تناجی
انوری ابیوردی

شمارهٔ ۴۸۹ - در قناعت و خویشتن‌داری

مرا دوستی گفت آخر کجاییچرا بیشتر نزد ما می‌نیایی
به تشویر گفتم که از بی‌ستوریبه بیگانگی می‌کشد آشنایی
مرا گفت چون بارگیری نخواهیکه از خدمتت نیست روی رهایی
به بیت عمادی جوابش بگفتمکه گفتمش گفتم که ای روشنایی
مرا از شکستن چنان باک نایدکه از ناکسان خواستن مومیایی