رباعی شمارهٔ ۲۷۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از غم و تنهایی خود در غیاب معشوق سخن میگوید. او شب را بدون حضور آن محبوب سپری کرده و احساس خوار و خجل بودن میکند. در حالی که معشوق بیخیال از اوست، شاعر به وعدههایی که به او دادهاند و دلبستگیاش به او اشاره میکند. این احساسات در تضاد با حالتی است که معشوق در آن قرار دارد.
آخر شب دوش بیتو ای شمع چگلبگذشت و گذاشت در غمم خوار و خجل
هوش مصنوعی: در انتهای شب، زمان زیادی را بدون تو سپری کردم، ای شمع روشن، و این لحظات مرا در درد و شرم غرق کرد.
تو فارغ و من به وعده تا روز سپیددر بند تو بنشسته و برخاسته دل
هوش مصنوعی: تو در آرامش و راحتی هستی، اما من به خاطر وعدهای که به تو دادهام، تا صبح روشن در نظر تو ماندهام و تمام دلم به تو وابسته است.