رباعی شمارهٔ ۳۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس خجالت و ناامیدی خود سخن میگوید. او بیان میکند که دلش در حال سرگردانی و آشفته است و در دست غم اسیر شده است. در نهایت، او خود را نیز در بند دلش میبیند و همعصر روزهای تلخ و پر از اندوه خود میشمرد.
خوار و خجلم خوار و خجل باد دلمآسیمهسر و پای به گل باد دلم
هوش مصنوعی: دلم در حالتی زبون و شرمنده است و مانند کسی است که در شرایط سختی قرار دارد. احساسم بینظم و آشفته است و احساس میکنم که در باتلاقی از مشکلات گیر کردهام.
در دست غمم اسیری از دست دلستچونان که منم، اسیر دل باد دلم
هوش مصنوعی: من در چنگ غم گیر افتادهام، و این تنها به خاطر دل است؛ زیرا من نیز مانند کسی هستم که دلش در دست دلمشغولیها قرار دارد.