رباعی شمارهٔ ۳۵۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دلشکستگی و وفای به دوستی سخن میگوید. او به عهد شکنی معشوق اشاره میکند و میگوید حتی اگر دستش به معشوق نرسد، همچنان میتواند به محبت و علاقهاش ادامه دهد. به نوعی، شاعر از درد جدایی و مخالفت دنیا با عشق خود صحبت میکند.
هستم ز تو دلشکستهای عهد شکنوز دوستی تو با جهانی دشمن
هوش مصنوعی: من از تو دلbroken و دلبستهام، تو که به عهد خود وفا نکردی و با دوستیات با دنیا، دشمنان زیادی برای خود درست کردی.
گیرم نبود دست من و دامن توبتوان کردن دست من و دامن من
هوش مصنوعی: فرض کن که دست من به دامن تو نمیرسد، اما امکان دارد که دست من به دامن خودم برسد.