رباعی شمارهٔ ۴۱۵
هوش مصنوعی: در صبحی که نمایان شد، معشوقه به خاطر دلسوزی اشک میریزد و با غم از جدایی صحبت میکند. او به شفق اشاره دارد و از محبتش میگوید که نامتقارن و دشوار است.
چون صبح درآمد به جهانافروزیمعشوقه به گاه رفتن از دلسوزی
هوش مصنوعی: زمانی که صبح فرا میرسد و زیبایی معشوقه درخشش خود را آغاز میکند، او با دلسوزی و احساس نزدیکی به دل میرود.
میگفت و گری که با من غم روزیصبحا ز شفق چون شفقت ناموزی
هوش مصنوعی: او میگفت و اشک میریخت که با من در روزهای صبحی که مانند سپیدهدم است، غم و اندوهی وجود دارد که ناشی از بیرحمی و بیتوجهی به محبتهاست.