رباعی شمارهٔ ۴۴۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد و رنج جدایی صحبت میکند و احساس میکند که تمام خوشبختیها و وصالها از او دور است. او از بختی شاکی است که در زندگیاش هیچ کمکی نمیکند و به همین خاطر، جانش در حال جنگ و جدال با این وضعیت است.
ای محنت هجر بر دلم سر ناییوی دولت وصل از درم در نایی
هوش مصنوعی: ای درد جدایی، بر دل من حکومت کن. ای خوشبختی وصال، از در من دور نشو.
از بخت چو هیچ کار بر مینایدای جان ستیزه کار هم بر نایی
هوش مصنوعی: زمانی که از سرنوشت هیچ کاری بر نمیآید، ای جان، تو نیز نباید به ستیزه و تلاش ادامه دهی.