شمارهٔ ۲۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق و شدت عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر میگوید که سوختن از عشق شاید خطرناکتر از آتش عشق نباشد و میافزاید که حتی اگر جسمش به خاطر عشق دوست خاک شود، هنوز هم یاد و تاثیر آن عشق در وجودش باقی میماند. او از درد و غم ناشی از عشق سخن میگوید و اشاره میکند که دلش مانند دریای متلاطمی است که از حرارت عاشقانهاش میجوشد. در نهایت، شاعر با بیان اینکه چشم او در پی دیدار محبوبش راضی است، به زخمهای عاطفی که عشق به جا گذاشته، اشاره میکند.
مگو که سوختن از عاشقی بتر باشدکه سوز آتش عشاق بیشتر باشد
هوش مصنوعی: نگو که سوختن از عشق بدتر است، زیرا شعله آتش عاشقان شدیدتر و بیشتر میسوزاند.
گر استخوان من از عشق دوست خاک شودهنوز بر سر پیکان کارگر باشد
هوش مصنوعی: اگر استخوان من از عشق معشوق به خاک تبدیل شود، هنوز هم تأثیری بر سر پیکان کارگر خواهد داشت.
سنان حادثه خون ریزدش ز پرده چشمکه بال خیال تواش خواب در نظر باشد
هوش مصنوعی: چشمهای تو مانند پوششی است که حوادث خونین را جلوهگر میکند و خیال تو در خواب، آن صحنهها را در نظر میآورد.
به ملک عشق گرفتم سکون به اقلیمیکه خاک شعله کشد ابر را شرر باشد
هوش مصنوعی: در دنیای عشق آرامش یافتم، در جایی که زمین آتشین است و ابرها مانند جرقه میدرخشند.
دلم زگرمی سودای عشق دریائیستکه موج آن همه از آتش جگر باشد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق، همچون دریایی است که هر موج آن از آتش درونم نشأت میگیرد.
کنون ز مردم چشم تو راضیم اشراقکه زخم نشتر آن راحت بصر باشد
هوش مصنوعی: حال که نگاه تو برای من آرامشبخش است، میدانم که درد و زخم ناشی از آن، به نوعی راحتی برای چشمهایم خواهد بود.