تناجی
میرداماد

شمارهٔ ۱۲۲

بر چرخ ز آه من سها می سوزدبر لب ز تف دلم دعا می سوزد
در سینه چو جان گرفتم از ساده دلیبرقی که به اندیشه گیا می سوزد