شمارهٔ ۲۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و روشنی چهره محبوب خود صحبت میکند و میگوید که نمیتواند چشم خود را از دیدن او بیازماید. او میترسد که اگر چشمش را باز کند و محبوب را نبیند، دچار درد و حسرت شود. در نتیجه، از ترس فراق و جدایی، نمیخواهد چشمش را باز کند.
از نور رخ تو چون بیارایم چشماز صیقل دیدار تو بزدایم چشم
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم چشمانم را با نور چهرهات زینت بخشم، در حالی که با دیدن تو، از کدورت خودم میکاهم؟
از بیم فراق دیده بر هم نزنمترسم که نبینمت چو بگشایم چشم
هوش مصنوعی: از ترس جدایی، چشمانم را نمیچشم؛ میترسم که وقتی آنها را باز کنم، تو را نبینم.