شمارهٔ ۲۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق خود ورابطهاش با آن سخن میگوید. عشق او ایمانش را به خطر انداخته و درد و محنت معشوق در وجودش جاری است. او میگوید که اگر غم معشوق بر او حاکم نباشد، آرزوی درمان دردش را خواهد داشت.
ای عشق تو کرده غارت ایمانمآمیخته درد محنتت با جانم
هوش مصنوعی: ای عشق، تو ایمانم را از من گرفتهای و درد و رنجهای تو با جانم درهم آمیخته است.
بر من غم تو حرام ای دوست اگربا درد تو باشد هوس درمانم
هوش مصنوعی: دوست عزیز، غم تو بر من حرام است؛ حتی اگر آرزوی درمان درد تو را داشته باشم.