شمارهٔ ۲۵۱
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر آرزو دارد که از قید و بندهای دنیای مادی و ترسهای آن رها شود و به آزادی و زندگی روحانی دست یابد. او به تصویرعنقا برای پرواز به دنیای بهتر اشاره میکند و با اشتیاق میخواهد جانش را در باغ بهشت به رقص درآورد، زمانی که از تاریکی و ظلمت رهایی یابد.
کی باد ز شر تن اخسا برهیماز وحشت این قفس چو عنقا برهیم
هوش مصنوعی: آیا زمانی که باد از سمت شر به ما بوزد، میتوانیم از ترس این قفس رهایی یابیم و همچون پرنده افسانهای عنقا آزاد شویم؟
جان در چمن قدس فشانم به رقصروزی که ز ظلمت هیولا برهیم
هوش مصنوعی: روزگاری که از تاریکی و ناامیدی رهایی یابیم، جانم را در باغ قدس به رقص درخواهم آورد.