شمارهٔ ۲۵۴
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به چشم محبوبش اشاره میکند که مانند نوری در روز است و امیدوار است که بتواند منزلگاه خورشید را در چشم او بسازد. او بیان میکند که بدون حضور محبوب، تمام زیباییها و ثروتها بیمعنا هستند و جانش را به خاطر دلدادگیاش در چشم محبوب میریزد.
گفتم به تو ای نورده روزن چشممنزلگه خورشید کنم برزن چشم
هوش مصنوعی: به تو گفتم، ای کسی که نور را به چشمهایم میبخشی، اجازه بده تا نگاه من به سوی تابش آفتاب معطوف شود.
بی تو همه سوده های الماس بلاجان بر سر دل ریخت به پرویزن چشم
هوش مصنوعی: بدون تو، تمام غمها و دردها همچون الماسهای بیفایده بر سر دل فرود آمده و چشمانی پر از اشک و حسرت به سوی تو مینگرند.