شمارهٔ ۲۶۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به دنیای اطراف و تجارب فراق سخن میگوید. او با بیان اینکه ناگهان از قید و بندهای زندگی آزاد شده است، به حالت درونیش اشاره میکند که در شبهای دوری، در خیال معشوق خود غرق شده است. این احساسات باعث میشود که او از واقعیت فاصله بگیرد و در دنیای خیالات غوطهور شود.
یکباره بترک دار دنیاگفتمبیرون خود از غبار هستی رفتم
هوش مصنوعی: ناگهان تصمیم گرفتم که از این دنیا و تیرهروزیهای آن جدا شوم و از غبار و زشتیهای وجود خود خارج شدم.
از بسکه درون سینه شبهای فراقدر خدمت سلطان خیالت خفتم
هوش مصنوعی: به خاطر مدت طولانی که در شبهای جدایی مشغول فکر کردن به تو بودهام، خسته و بیحالم.