شمارهٔ ۳۱۸
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از درد و غم ناشی از جدایی از دوست میگوید. او دلش را از دو جهان برچیده و در وجود خود بذر مصیبت کاشته است. این غم که در دلش جای گرفته، باعث شده که زندگیاش را پر از رنج و محنت کند و او را به خاک محنت بسپارد.
دل در غمت از دو کون برداشته بهدر مزرع جان تخم بلا کاشته به
هوش مصنوعی: دل از غم تو چشمپوشی کرده و به زندگی بهتر امیدوار نیست و به همین خاطر در دلش دانههای سختی و درد را میکارد.
این رخنه غم که دیده اش می خوانندبی دوست بخاک محنت انباشته به
هوش مصنوعی: این غم و اندوهی که به چشم میخورد، ناشی از فقدان دوست است و به منجر به انباشت درد و رنج در زندگیام شده است.