شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به رها کردن عقل و جنون و روی آوردن به عشق میپردازد. او نشان میدهد که با ترک عقل و جنون، به تجربهای عمیق از عشق و ارتباط با پروردگار دست یافته است. در این میان، از وابستگی به دنیا و مادیات فاصله گرفته و سعی کرده است در فضای عشق، همه چیز را از دل پاک کند. شاعر به میخانه و خرابات اشاره میکند و نشان میدهد که در اینجاها، عالم و آدم را زبون کرده و با مستی و شور درونی، از دنیای مادیات و کم و بیش دوری کرده است. او بر این باور است که عشق و حقیقت بر تمام چیزها غالب است و در نهایت به سادگی و بیرنگی دنیوی دست یافتهاست.
ترک عقل ذوفنون کردیم ماخویش در عشق آزمون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما عقل و دانایی خود را رها کردیم و در عشق تجربهای به دست آوردهایم.
بند رهرو بود چون عقل و جنونترک این عقل و جنون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما مثل عقل و جنون، در مسیر زندگی بند و زنجیر شدهایم، اما ما این وابستگیها را کنار گذاشتهایم.
خانه را پرداختیم از هست و نیستغیر یار از دل برون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما تمام داراییامان را برای ایجاد خانهای هزینه کردیم و از دل خود هر چیزی جز عشق یار را بیرون کردیم.
تا نباشد حرفی الاحرف عشقلب خمش از کاف و نون کردیم ما
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق وجود نداشته باشد، سخن یا حرفی در کار نیست. ما زبان و بیان خود را از الفبای عشق پر کردیم.
بر گذشته از مکان و لامکانجای در میخانه چون کردیم ما
هوش مصنوعی: زمان و مکان برای ما هیچ اهمیتی نداشت، وقتی به میخانه وارد شدیم.
در خرابات از سوادالوجه فقرهر دو عالم را زبون کردیم ما
هوش مصنوعی: در مکانهای خاص و پرآشوب، ما به خاطر فقر و نیاز، هر دو جهان را درمانده و بیچاره کردیم.
زیر گام اندر سماع از دور جاماین سپهر نیلگون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما در حال لذت بردن از موسیقی و هیجان زیر قدمهای خود، جام این آسمان آبی را از دور احساس کردیم.
تار و پود خرقه و سجاده رارشتههای ارغنون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما با هنر و خلاقیت خود، خرقه و سجاده را به نغمهی دلنشینی تزئین کردیم.
کم گرفتیم این جهان از بیش و کمشور مستی تا فزون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما در این دنیا از شادی و خوشی اندکی میگیریم و به همین خاطر هم تلاش میکنیم تا شور و نشاط بیشتری ایجاد کنیم.
همچون منظور از اناالحق بر زمیننقشها بیرنگ خون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما مانند گفتهی معروف "انا الحق"، در زمین اثری از خود به جا گذاشتیم که خالی از رنگ و زندگی است.
سر زدوش اندر ره افکندیم مستپس زدار جان نگون کردیم ما
هوش مصنوعی: ما در دل شب از عشق او غافل نبودیم و بیوقفه به دنبال او رفتیم، اما در عوض جان خود را در این راه باختیم.