بخش ۴۲۸ - المکر
هوش مصنوعی: این متن درباره مفهوم مکر و دغل در عرفان است. نویسنده بر این باور است که مکر حقیقی آن است که در جای حق قرار گیرد و به مصلحت بیشتر خدمت کند، اما در عین حال، سوء ادب و دوری از ادب الهی میتواند موجب سقوط انسان شود.
او میگوید که کرامت باید از خود انسان دور باشد و تنها تحت امر حق و بدون هیچ میل و خواستهای نمایان شود. در حقیقت، هر نوع مکر که بر اساس نیتهای فاسد و بدون توجه به ادب انجام شود، سزاوار نکوهش است و نتیجهای جز رنج و عذاب ندارد.
نویسنده با تاکید بر اهمیت خودشناسی و دوری از رفتارهای ضدارزشی، به بشر هشدار میدهد که مکرهای او ممکن است در نهایت به رسوایی و فاش شدن عیوبش منجر شود. در نهایت، او خواستار توجه به ستاری ذوالفضل و حق است که انسانها را از عیوب و گناهان خود در پنهان نگاه میدارد.
کنم تفسیر مکر از بهر عارفوی ارداف نعمر شد با مخالف
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم تا به بررسی و تحلیل پیچیدگی رفتارها بپردازم؛ زیرا درک عمیق این مسأله، به شناخت بهتر واقعیتها کمک میکند، حتی اگر این واقعیتها برخلاف باورهای رایج باشند.
ابا سوءادب ابقاء حالاتدگر اظهار آیات و کرامات
هوش مصنوعی: با بیادبی، وضعیتهای دیگر را نمیتوان نگه داشت یا نشان دادن نشانهها و معجزات به نتیجه نمیرسد.
که آن نه از امر باشد هم نه حدشکند سوءادب ز اندازه ردش
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که چیزی که به آن اشاره میشود، نه به دستوری مربوط است و نه محدودیتی در آن وجود دارد و اگر کسی بخواهد به تعصب رفتار کند یا از آن خارج شود، به نوعی بیادبی و تجاوز به مرزهای مناسب است.
کنم توضیح تا معنای مکرتنماند مختفی بر چشم فکرت
هوش مصنوعی: میخواهم توضیح دهم تا اینکه معنی نیرنگ تو برای فکر و اندیشهات پنهان نماند.
بود مکر آنکه جای حق گذاریمخالف بر ردیف نعمت آری
هوش مصنوعی: اگرچه حق همیشه باید در جای خود قرار گیرد، اما گاهی اوقات حق با نعمتها در تناقض است و این تناقض میتواند سبب فریب و دوری از حقیقت شود.
اگر ترک ادب بالا تصالتزند سر ز اتصال سوء حالت
هوش مصنوعی: اگر فردی به ادب و اخلاق بیتوجهی کند و از آن فاصله بگیرد، به سرعت به پیامدهای ناخوشایند و زشتی دچار خواهد شد.
بقول و فلع با حقت ادب نیستاز آنرو هیچ در حالت طرب نیست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در صحبت از اشاره به حق و انصاف، ادب و نزاکت لازم نیست و این موضوع در اوضاع خوشحالکننده و شاداب برخلاف آنچه به نظر میرسد، وجود ندارد.
دگر اظهار اجاز و کرامتبمیل خود ز مکر آمد علامت
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بیچیزی و نداشتن خود را نشان نمیدهد و به نظر میرسد که این رفتار از روی تدبیر و فریب بوده است.
کرامت حد آن باشد که نابودبود از خود هم از هر میل و مقصود
هوش مصنوعی: کرامت به آن معناست که انسان از خود و هر گونه خواسته یا هدفی که دارد، فارغ شود و ناپدید گردد.
خود آنهم لایق آمد در مقامیکه امر حق شود بر نیک نامی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فردی با ویژگیهای مثبت و نام نیک، به خودی خود شایسته میشود که در موقعیتی قرار گیرد که حقیقت و دستور الهی بر او حاکم شود. به عبارت دیگر، شایستگی و نیکنامی فرد باعث میشود تا او در شرایطی قرار گیرد که بتواند بهخوبی از حقیقت و ارزشهای اصیل دفاع کند.
بدون امر حق مکر است و مرتدندارد اینچنین کس اینچنین حد
هوش مصنوعی: بدون دستور خدا، هر فریبی بیاعتبار است و چنین فردی عاقبت ندارد.
کند بر خلق حق پس مکر او فاشکه این نه راهرو مردیست قلاش
هوش مصنوعی: خداوند به مردم آسیب میزند و نقشههای او به وضوح نمایان است، زیرا این روش، راه مردان واقعی نیست.
چو خیرالماکرین شاه قلوبستدر آن عینی که ستارالعیوبست
هوش مصنوعی: خداوند بهترین تدبیرکنندگان است و او بر دلها حکم رانی میکند. در چشمی که عیبها را میپوشاند و رازها را حفظ میکند، او قرار دارد.
بپوشد او ز غیرت پرده بر رازکند مکرت ز عیبت پردهها باز
هوش مصنوعی: او به خاطر غیرت خود، پردهای بر رازها میکشد و به وسیله عیبهای تو، پردهها را کنار میزند.
ندرد پرده خلق او با هلاکولی تخمی که کشتی روید از خاک
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره دارد که اگرچه مردم از وجود او با خبر نیستند و به او آسیب میزنند، اما نتایجی که از وجود او به بار میآید، مانند دانهای است که در خاک کاشته میشود و در آینده ثمر میدهد.
هزاران پرده حق پوشید و یکبارکه افتد پرده از کارت ز تکرار
هوش مصنوعی: حق و حقیقت در هزاران لایه و پرده پنهان است و تنها یک بار که پرده کنار رود، متوجه خواهی شد که همواره در تکرار و تکرار بودهای.
دلت آزرده و جانت غمین شدبخود پیچی چرا یعنی چنین شد
هوش مصنوعی: دل تو ناراحت و جانت غمگین شده است، پس چرا به خودت پیچ و تاب میزنی و این حال و هوا را ایجاد کردهای؟
چرا صد بار دزیدم نهان ماندکنون شد فاش و از من داستان ماند
هوش مصنوعی: چرا که بارها کار ناپسند کردهام و پنهان مانده بود، اما اکنون فاش شده و داستان من بر جای مانده است.
تو مینالی که چون شد کار من فاشیکی نالد که یارب کن تو رسواش
هوش مصنوعی: تو ناراحت میشوی که وقتی کار من آشکار شد، کسی بلند فریاد کند و از خدا بخواهد که تو را رسوا کند.
تو اینجا نالی آنجا صاحب مالتو و او هر دو زین دلگیر و بدحال
هوش مصنوعی: تو در اینجا در حال گریه و نالیدن هستی، در حالی که آن طرف شخصی دیگر صاحب ثروت و دارایی است. اما هر دوی شما از دلایل مختلفی ناراحت و در وضعیت بدی به سر میبرید.
نه تنها منحصر سرقت بمال استکه او را قسمها در احتمال است
هوش مصنوعی: نه تنها دزدی به مال دیگران محدود نیست، بلکه او برای توجیه کارهایش به احتمالها و قسمهای مختلفی نیز متوسل میشود.
مراد از حالت مکر و دغل بودبیان سرقت از بهر مثل بود
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به نوعی فریب و نیرنگ دارد که در آن به دزدی یا سرقت به نحوی غیرمستقیم اشاره میشود. در واقع، نشان میدهد که در لفافهای از صحبتهای زیبا و فریبنده، یک عمل ناپسند مثل دزدی در حال وقوع است.
هر آن مکار حیلت پیشه دزد استنه او مایه در کار و نه مزد است
هوش مصنوعی: هر کسی که با تزویر و فریبکاری زندگی میکند، در واقع نوعی دزد است؛ چرا که نه کاری برای رفاه دیگران انجام میدهد و نه در ازای آن پاداشی میگیرد.
کنی غیبت ز مسکین فقیریتو را غیبت کند صاحب سریری
هوش مصنوعی: اگر درباره ی فردی ضعیف و بیبضاعت غیبت کنی، همان فردی که مورد غیبت قرار گرفته، در آینده تو را به همان شکل غیبت خواهد کرد.
برنجی کو چرا این ناساز گفتتکافی بدمرنج از او جفا گفت
هوش مصنوعی: چرا این شخص به تو بیدلیل و بیسبب ظلم کرده است؟ او را به حال خود بگذار و ناراحت نشو.
کنی اظهار حالتها باقسامکه آری ساده لوحی را تو در دام
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو با نشان دادن حالتها و رفتارهای مختلف خود، سادگی و بیخبری را در دیگران به وجود میآوری و آنها را در تلهای گرفتار میکنی.
نخواهد با تو کرد آنکس وفائینماند بر تو جز رنج و عنائی
هوش مصنوعی: کسی که به تو وفا نخواهد کرد، تنها رنج و مشکلاتی برای تو باقی میگذارد.
شکایتها کنی کو بیوفا بودندانی کان ز تبدیل خدا بود
هوش مصنوعی: شکایت میکنی از کسی که بیوفاست، در حالی که نمیدانی تغییرات و ناپایداریها نتیجهی خداوند هستند.
گر او بد بیوفا تو عار بودیز دامت رست چون مکار بودی
هوش مصنوعی: اگر او به وفا عمل نمیکرد، تو هیچ عیبی نداشتی و به خاطر دام او رنج نمیبردی، چون تو نیز در فریبکاری نقش داشتی.
ز دام تو نه او با عقل خود رستکه مکر و حیلتت راهش چنین بست
هوش مصنوعی: از دام تو هیچکس با عقلش نجات نیافت، زیرا ترفندها و حقههای تو او را به اینجا کشاند.
شکایت کن ز خود کاندر مه و سالنمائی آب را پابند غربال
هوش مصنوعی: شکایت کن از خودت، چرا که در میان ماه و سال، آبی را در غربال نگه میداری.
طلسمی را نمودی پر ز اسمیخود از نکبت فتادی در طلسمی
هوش مصنوعی: به تو نشان دادند که مملو از نامها و نشانههاست، اما تو از بدبختی و مشکل در آن گرفتار هستی.
نگردد حاصل از وی مدعایتبه پیچد نکبتش بر دست و پایت
هوش مصنوعی: نتوانی به دست آوردن چیزی که از او انتظار داری، و بدبختیاش بر سرت خراب میشود.
دهی خرج آنکه صاحب قدرتم مننه تنها مستجاب الدعوتم من
هوش مصنوعی: در این بیت بیان میشود که من به خاطر مقام و قدرتی که دارم، از آنهایی هستم که دعا و درخواستشان به اجابت میرسد و به همین دلیل برای دیگران نیازها و خواستههایشان را برآورده میکنم.
زم من گر بر نیامد حاجت تویقین بوده است فاسد نیت تو
هوش مصنوعی: اگر خواستهات از من برآورده نشد، قطعا نیت تو درست نبوده است.
و یا بختت ز فعل بد بخوابستدعای من و گرنه مستجابست
هوش مصنوعی: شاید به خاطر کارهای نادرستت، شانس تو خوابیده است و دعای من اگر نبود، سَرَکَش بود.
قضا را ور شود کار یکی راستبخرج او دهی کز همت ماست
هوش مصنوعی: اگر کاری به قضا و قدر سپرده شود، خواهی دید که او به روش خود پیش خواهد رفت، زیرا این نتیجه تلاشی است که ما انجام دادهایم.
دهی بس وعدها کامسال نیکوشود کارت بمن گر باشدت رو
هوش مصنوعی: اگر تو به من روی بیاوری، وعده میدهم که با کارهای خوب، دهی بهسان بهشت برایت بسازم.
اگر شد کرده است آقا کرامتوگر نه کس نیاید بر ملامت
هوش مصنوعی: اگر آقا لطف و بزرگواری کند خوب است، وگرنه هیچکس حق ندارد دیگران را سرزنش کند.
وگر هم مرد گوئی خیرش این بودبما شد بیارادت اینچنین شد
هوش مصنوعی: اگر هم بگویی که او مرد، خوب است، اما برای ما اینگونه پیش آمد که بدون خواست و اراده ما، این وضعیت به وقوع پیوست.
دگر هر جا که بینی احمقی هستتو را زان احتمال رونقی هست
هوش مصنوعی: هرجا که احمقها را ببینی، احتمال دارد که تو هم با آنان در ارتباط باشی و این میتواند به نفع تو باشد.
ز هر کس پرسی احوالش بتدبیرکه میلش چیست از تسخیر واکسیر
هوش مصنوعی: از هر کس که حالش را جویا شوی، با دقت بپرس که چه چیزی او را جذب میکند، چه او را به تسخیر وادار میکند.
کین پس پیره زالی را روانهبسوی اهل بیتش بافسانه
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این نکته میپردازد که یک شخص مسن و با تجربه، به سوی خانوادهاش میرود و داستانها و قصههای مختلفی را با خود حمل میکند.
که آقا از چه نشناسد فلان راکه آورده بتسخیر آسمان را
هوش مصنوعی: چرا کسی فلان شخص را نشناسد، در حالی که او همواره در کنترل آسمان است؟
سپهر الا بمیل او نگرددجز از وی کار کس نیکو نگردد
هوش مصنوعی: آسمان به اراده او تغییر میکند و هیچکس نمیتواند به خوبی و صلاح دست یابد، جز به خواست و اراده او.
فرستی هم ز بیرون واسطه پسکه اوصاف تو گوید نزد آنکس
هوش مصنوعی: اگر کسی را به نزد ما بفرستی تا از ویژگیهای تو بگوید، پس آن شخص غیر از خود تو نمیتواند به درستی تو را توصیف کند.
ز بیرون و درون گویند حالترود تا احتمالش بر کمالت
هوش مصنوعی: از درون و بیرون، ویژگیهای رود را بیان میکنند تا نشان دهند چقدر به کمال نزدیک است.
بخواهد مر تو را وقتی بخلوتفتد ز افسونت اندر دام حیلت
هوش مصنوعی: وقتی کسی در تنهایی خود تو را بخواهد، به دلیل جاذبه و فریبندگیات به دام ترفندهایت میافتد.
زهر جا صحبت آری خاصه زاکسیرز نیر نجات و رمل و جفر و تسخیر
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از مسائل خاص و دلیلهای نجاتدهنده به میان بیاید، که شامل علمهایی همچون رمل، جفر و تسخیر است، باید دقت ویژهای به خرج داد.
خود از احظار ارواح و اجنهز کارآگه توان شد بیمظنه
هوش مصنوعی: اگر انسان از آگاهی خود از وجود روحها و جنها بهره ببرد، میتواند بدون شک و تردید به واقعیتها پی ببرد.
علاج هر مرض ز احضار نیکوتوان پرسید از روح ارسطو
هوش مصنوعی: برای درمان هر بیماری، باید از دانش و حکمت ارسطو، که نماد اندیشمندی و خرد است، یاری گرفت.
تو خواهی شاه شد پرسیدهام منز کشف احوال خلقان دیدهام من
هوش مصنوعی: تو به زودی مقام والایی به دست خواهی آورد، چون من در حال تحقیق درباره وضعیت مردم بودهام و تجربههایی را دیدهام.
شوی یا خود و زیر و صدر و سالارولی خصمت شکست آرد بهر کار
هوش مصنوعی: تو باید خود را به شکلی تربیت کنی که همواره بر دشمنان خود پیروز شوی و در هر کاری موفق باشی.
مراحرزیست نیکو در مطالببخصم از وی توان گردید غالب
هوش مصنوعی: مرا درک و فهم خوبی از مطالبی دارم که میتواند به من کمک کند تا بر دشواریها پیروز شوم.
دگر دارم طلسمی بهر اهلاکخواهم داشت آنرا از تو امساک
هوش مصنوعی: من طلسمی دارم که میخواهم برای نابودی استفاده کنم و نمیخواهم آن را از تو پنهان کنم.
که بر دفع عدو باشد مجرببود هم موجب اقبال و منصب
هوش مصنوعی: کسی که تجربه و مهارت در دفع دشمن دارد، همواره مورد توجه و مورد قبول قرار میگیرد و برای او موقعیتهای شغفی و اجتماعی فراهم میشود.
دگر تا چیست مشی و مشرب اومراد و عقل و قدر و مطلب او
هوش مصنوعی: آیا میدانیم که روش و شیوه زندگی او چیست؟ آنچه او به دنبال آن است، عقل و درک و هدف او چگونه است؟
اگر بینی ز اهل فقر و حالشدروغ و راست گوئی از رجالش
هوش مصنوعی: اگر مشاهدهگری از افراد فقیر و اوضاعشان، باید با صداقت دربارهی آنها صحبت کنی و حقیقت را بگویی.
که من بس دیدهام اهل ریاضاتشده ز اقطاب و اوتادم افاضات
هوش مصنوعی: من بسیاری از کسانی را دیدهام که به تمرینهای روحانی و معنوی پرداختهاند و از بزرگان و اهل معرفت بهرهمند شدهاند.
نکردم خود قبول ار نه باسنادمرا هست از مشایخ اذن ارشاد
هوش مصنوعی: من خودم را قبول ندارم، اما اگر نتوانم بهطور مستقیم از مشایخ اجازه ارشاد بگیرم، باز هم دارای اعتبار هستم.
بسی از بهر تشویق و نویدمبسیر آید جنید و با یزیدم
هوش مصنوعی: بسیاری از آنها برای تشویق و نوید به سراغ من میآیند و مرا به جنید و یزید تشبیه میکنند.
اما عصر را بینم مکررنیوشم ز و سخنها در برابر
هوش مصنوعی: اما در عصر، بارها میبینم که سخنان مختلفی را از دیگران میشنوم و با آنها مواجه میشوم.
شود زانحضرتم حل مشاکلازو پرسم بهر وقتی مسائل
هوش مصنوعی: از آن حضور با عظمت، مشکلاتم حل میشود و در هر زمانی خواهم پرسید که مسائل چهطور حل شوند.
خبر داد آن فلان از وقت فوتشبحس دیدم من او را بعد موتش
هوش مصنوعی: خبر داده بودند فلانی دربارهی زمان مرگش، من او را بعد از وفاتش در خواب دیدم.
و گر ذکری رود از شیخ و پیریبنفیش آری از هر جا نظیری
هوش مصنوعی: اگر نامی از یک شیخ و پیر به میان بیاید، باید بگوییم که او را از هر جایی میتوان یافت و همتایانی نیز دارد.
که او را دیدهام من مست دوغ استزویگر گفته کس چیزی دروغست
هوش مصنوعی: من او را دیدهام که مست و سرحال است و از دوغ مینوشد؛ اگر کسی هم چیزی برعکس بگوید، دروغ میگوید.
مگر کان مرده باشد یا که غایبکه نفی او نگردد بر تو واجب
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تنها در صورتی میتوان شخصی را از معرکه زندگی حذف کرد و نسبت به او بیتوجه بود که او دیگر وجود نداشته باشد یا اینکه غایب و دور از دسترس باشد. در غیر این صورت، از تو انتظار میرود که آن شخص را نادیده نگیری و به او توجه کنی.
زنی پا بر حقوق خلق و خالقنمائی خویش را کاذب و فاسق
هوش مصنوعی: زنی که پایمال کردن حقوق مردم و خالق را نشان میدهد، در واقع خود را دروغین و گناهکار نشان میدهد.
بنصب باطلی حق را کنی عزلبپوشی چشم از ستار ذوالفضل
هوش مصنوعی: چنانچه با دلایل نادرست حق را از مقام خود برکنار کنی، چشمپوشی از نعمتها و بخششهای بزرگ خداوند را به همراه خواهد داشت.
که هر آنت دهد صدگونه نعمتکشتی بیآنکه از مخلوق منت
هوش مصنوعی: هر چیزی که به انسان داده میشود، انواع و اقسام نعمتها را به او میبخشد، بدون اینکه از کسی دیگر چیزی بخواهد یا به کسی نیاز داشته باشد.
خود این شخصی که بر وی بدفسونتشود واقف گر از حال درونت
هوش مصنوعی: این فردی که بر تو تأثیر منفی میگذارد، به خوبی از وضعیت درونی تو آگاه است.
که هستی اینچنین زراق و شیاددهد خاکت به پیش خلق بر باد
هوش مصنوعی: تو که با این ظاهری فریبنده و نیرنگباز هستی، به زودی خاکت برای مردم به باد خواهد رفت.
تقرب جو بستارالعیوبیکه پوشد عیبت از هر زشت و خوبی
هوش مصنوعی: نزدیک شدن به خدایی که عیبها را میپوشاند، موجب میشود که عیبهای هر فردی را از هر بدی و خوبی پنهان کند.
یکی ناری زستاری حق یادگمانت کز عیوبی جمله آزاد
هوش مصنوعی: کسی که به یاد خدا و خوبیهای او است، از تمامی عیبها و نقصها آزاد است و دلش روشن و پاک میماند.
بهر روزی دو صد عیب از تو ظاهرشود وانرا بپوشد حق ساتر
هوش مصنوعی: هر روز دوصد عیب از تو نمایان میشود، اما حق او را میپوشاند و پنهان میکند.
وگر زان مکرهای بیشمارتیکی پیدا شود در روزگارت
هوش مصنوعی: اگر در زندگیات حتی یکی از فریبها و ترفندهای زیادت آشکار شود، تأثیری عمیق خواهد گذاشت.
شوی غمگین که این چون برملا شدبهشتم زی فضیحت کربلا شد
هوش مصنوعی: ای غمگین شو، چرا که وقتی این راز فاش شد، بهشت من به خاطر فضیحتهای کربلا به جهنم تبدیل گشت.
شود گر مکرها از پرده پیداهمه اسرار مکتومت هویدا
هوش مصنوعی: اگر دروغها و فریبها از پنهان بودن خارج شوند، تمام رازهای پنهان تو مشخص و آشکار خواهد شد.
مجسم گردد آنحال و فعالتکه میپوشد ز رحمت ذوالجلالت
هوش مصنوعی: آن حال و فعالیت تو چنان مشهود میشود که رحمت خداوند بزرگ آن را در بر میگیرد.
قباحتها که باشد قاف تا قافدهی آن لحظه بر نفس خود انصاف
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زمانی که کارهای زشت و ناپسند در نظر تو جلوه میکند، باید در آن لحظه با خودت انصاف داشته باشی و قضاوت درست و منطقی انجام دهی.
که اینها جمله در من مکتتم بوداگر پوشید ستار از کرم بود
هوش مصنوعی: اگر خداوند من را نپوشاند و ستر و حجاب نکند، تمام این اسرار و نکات که در من وجود دارد، برای همه نمایان میشد.
یکی را هم بحکمت کرد واضحکه گردد بنده نادم از قبایح
هوش مصنوعی: کسی که از روی حکمت و بصیرت به عمل بپردازد، به تدریج به این نتیجه میرسد که از کارهای ناپسند خود پشیمان شود.
حقیقت آنهم از ستاریش بودنشان یاری و غفاریش بود
هوش مصنوعی: حقیقت، خود را از پردهپوشیاش نمایان میکند و نشانهی کمک و بخشش او است.
تو پنداری که با این جمله عیبتبود اخلاق نیکو بیزریبت
هوش مصنوعی: شما گمان میکنید که با این حرف، عیبجویی از شماست، در حالی که داشتن اخلاق خوب هیچ آسیب و عیبی ندارد.
خود این عیبی است اعظم زانکه جهل استنپنداری که عیب جهل سهل است
هوش مصنوعی: این خود بزرگترین عیب است که فکر کنی جهل یک عیب ساده و بیاهمیت است.
بود نادر که علام الغیوبتکند ظاهر یکی از صد عیوبت
هوش مصنوعی: در اینجا میگویند که نادر است که کسی از میان صد عیب تو یکی را به وضوح بفهمد و درک کند. این به این معناست که شناخت عیوب و نقصهای انسان سخت و نادر است.
مگریابی تنبه وز رذائلنمائی رو بخیرات و فضائل
هوش مصنوعی: اگر از بدیها دست بکشی و به خوبیها و فضایل روی آوری، میتوانی به رشد و بهبود خود ادامه دهی.
بترس از آنکه خیرالما کرینتبخود دایم نماید نازنینت
هوش مصنوعی: از کسی که به تو محبت میکند و همیشه به تو توجه دارد، بترس؛ چون ممکن است این محبت به ضررت تمام شود.
نیاید در خیالت کین طلسم استفساد جان در این اصلاح جسم است
هوش مصنوعی: در ذهن خود تصور نکن که این یک طلسم است، زیرا بیماری روحی در این بهبود جسمانی وجود دارد.
ببندد چشم قلبت تا که محجوببمانی از عیوب نفس معیوب
هوش مصنوعی: چشم دل خود را ببند تا از نقصها و عیبهای نفس خود آگاه نشوی و دور بمانی.
یکی اندر حساب نفس خود باشدبنیکوئی بفکر نیک و بد باش
هوش مصنوعی: هر فرد باید در زندگی به فکر حساب و کتاب خویش باشد و برای بهبود وضعیت خود توجه به خوبیها و بدیها داشته باشد.
حساب جزء و کل را موبمو کنره اندر مکرهای تو بتو کن
هوش مصنوعی: حساب و کتاب جزئیات و کلیات را به دقت انجام بده و در هر مرحله از فریبها و نیرنگها آگاه باش.
ز بره سالکان اندر نهانیبود فرض انتقال این معانی
هوش مصنوعی: در گامهای سلوک، معناها بهصورت پنهانی وجود دارند و انتقال این مفاهیم ضروری است.