بحرالحقایق
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
به نام آنکه بنیاد جهان کرد
بخش ۲ - باب الالف
الف باشد گرت فهم عبارت
بخش ۳ - بیان الاتحاد
ز لفظ اتحاد ار نکته دانیاست
بخش ۴ - الاتصال
کنون بشنو که در ضمن مقالت
بخش ۵ - الاحد
احد در نزد صوفی اسم ذاتست
بخش ۶ - الاحدیه
احدیت بود وصفی که ساقط
بخش ۷ - احدیه الجمع
احدیت که جمع اندر بیانست
بخش ۸ - احصاء الاسماء
اگر صاحبدلی بشنو کماهی
بخش ۹ - الاحوال
بود احوال افاضات مواهب
بخش ۱۰ - الاحسان
گر از روی خرد باشی مصدّق
بخش ۱۱ - الاراده
اراده مر محبت را مبادیست
بخش ۱۲ - ارائک التوحید
شنو زارائک التوحید باری
بخش ۱۳ - الاسم
ز اسم ار اصطلاح ما بدانی
بخش ۱۴ - الاسماء الذاتیه
کنون گفتارم از اسماء ذاتیست
بخش ۱۵ - الاسم الاعظم
دگر بشنو بیان اسم اعظم
بخش ۱۶ - الاصطلام
یکی از اصطلاحات اصطلام است
بخش ۱۷ - الاعراف
یکی از معنی اعراف بشنو
بخش ۱۸ - الاعیان الثابته
شنو ز اعیان ثابت اصطلاحی
بخش ۱۹ - الافق المبین والافق الاعلی
افق باشد مبین اندر بدایت
بخش ۲۰ - الافراد و الامینان
اگر افراد را جوئی رجالند
بخش ۲۱ - الامامان
امامان قطب را همچون دو دستند
بخش ۲۲ - ام الکتاب
گرت اندیشهام الکتاب است
بخش ۲۳ - الآن الدائم
ز آن دایم اگر با افتتاحی
بخش ۲۴ - الانانیت
انانیت بود آن شیء که هر شیی
بخش ۲۵ - الانیت
زانیت بگویم و ز جهاتش
بخش ۲۶ - الانزعاج
دگر از اصطلاحات انزعاج است
بخش ۲۷ - انصداع الجمع
اگر داری تو قلب و سمع بشنو
بخش ۲۸ - الاوتاد
زا و تاد ار بپرسی چار مردند
بخش ۲۹ - باب الباء
اشارت باءببد و ممکناتست
بخش ۳۰ - باب الابواب
نکو دریاب شرح باب الابواب
بخش ۳۱ - البارقه
شود ظاهر بسالک در اوایل
بخش ۳۲ - الباطل
ز باطل گر بپرسی جز عدم نیست
بخش ۳۳ - البدلاء
ز بدلا یعنی ابدال مکرم
بخش ۳۴ - البدنه
بود بدنه از آن نفسی کنایت
بخش ۳۵ - البرق
بود برق آن ضیائی کاولین کار
بخش ۳۶ - البرزخ
بود برزخ گرت با من بود دل
بخش ۳۷ - البرزح الجامع
دگر از برزخ جاکع بتفسیر
بخش ۳۸ - البسط
بود بسط آن ورود ناگهانی
بخش ۳۹ - البصیره
بصیرت قوه قدسی است بر دل
بخش ۴۰ - البقره
بقر دارد حدیث از نفسر مرتاض
بخش ۴۱ - البوادر
بوادر فجئهئی باشد که بر دل
بخش ۴۲ - بیتالحکمه
ز بیت الحکمه کان قلبی بود خاص
بخش ۴۳ - بیتالمقدس
ز بیتالمقدس بشنو قلب طاهر
بخش ۴۴ - بیتالمحرم
بود بیتالمحرم قلب کامل
بخش ۴۵ - بیتالعزه
بیتالعزه آنک اهل دل آمد
بخش ۴۶ - بابالتاء
بود تا از تعینها کنایت
بخش ۴۷ - التانیس
بود تانیس بر ظاهر تجلا
بخش ۴۸ - التجلی
تجلی جلوه غیبالغیوبست
بخش ۴۹ - التجلی الشهودی
تجلی شهودی آن ظهور است
بخش ۵۰ - التحقیق
ز حق باشد گرت در علم توفیق
بخش ۵۱ - التصوف
اگر خواهی ز معنای تصوف
بخش ۵۲ - التلوین
دگر بشنو ز صوفی شرح تلوین
بخش ۵۳ - باب الثاء
بمعنی ثا اشارت بر ثواب است
بخش ۵۴ - الثقه
ثقه بر رزق مقسوم اعتماد است
بخش ۵۵ - باب الجیم الجذبه
بود جذبه اگر پرسی عنایت
بخش ۵۶ - الجرس
جرس صوتیست مجمل کز جنابش
بخش ۵۷ - الجسد
جسد گر هست سیرت در مظاهر
بخش ۵۸ - الجلاء
جلا باشد ظهور ذات بر ذات
بخش ۵۹ - الجلال
جلال است احتجاب ذات حضرت
بخش ۶۰ - الجمال
جمالش جلوه ذات از کمال است
بخش ۶۱ - الجمعیه
اگر پرسی که جمعت کدام است
بخش ۶۲ - الجمع
ندانی گرچه باشد جمع مطلق
بخش ۶۳ - جمعالجمع
ز جمعالجمع گر پرسی علامت
بخش ۶۴ - جنهالافعال
شنو از جنهالافعال واضح
بخش ۶۵ - جنهالوراثه
دگر باشد جنانی از وارثت
بخش ۶۶ - جنهالصفات
یکی جنّت مسما بر صفات است
بخش ۶۷ - جنهالذات
دری از جنهالذاتست مفتوح
بخش ۶۸ - الجنائب
جنائب صاحب اعمال خیرند
بخش ۶۹ - جهتاالضیق والسعه
جهت باشد یکی ضیق وسعت باز
بخش ۷۰ - جهتاالطلب
طلب را دو جهت باشد هم اینسان
بخش ۷۱ - جواهر العلوم و الانباء و المعارف
جواهرها کز آن کس نیست واقف
بخش ۷۲ - بابالحاء الحال
بود حال آنکه بر قلب است وارد
بخش ۷۳ - حجهالحق
شود از حجت الحق هر که سایل
بخش ۷۴ - الحجاب
حجابت عکس صورتهای کونیست
بخش ۷۵ - الحروف
حروف آمد ز اعیان محیطه
بخش ۷۶ - الحریه
بود حیرت آزادی ز اغیار
بخش ۷۷ - الحرق
بود حرق از تجلیها اواسط
بخش ۷۸ - حفظالعهد
ز حفظالعهد بشنو کان حدود است
بخش ۷۹ - حفظ عهد الربوبیه و العبودیه
یکی دیگر ز حفظ العهد آنست
بخش ۸۰ - حقیقهالحقایق
تو را گر فهم اسرار و دقایق
بخش ۸۱ - حقیقهالمحدیه
محمد را حقیقت گفت کامل
بخش ۸۲ - حقایقالاسماء
خود اسماء را حقایق آن صفاتست
بخش ۸۳ - حقالیقین
تو را حق الیقین گر سمع باشد
بخش ۸۴ - الحکمه
بود خود حکمت معلوم لایق
بخش ۸۵ - بابالخاءالخاطر
نگردد خاطرت هرگز مکدر
بخش ۸۶ - الخاتم
بود گر بر ولایت محرمیت
بخش ۸۷ - الخرقه
تو را گر هست ذوقی از تصوف
بخش ۸۸ - الخضر
مراد از خضر بسط رهروانست
بخش ۸۹ - الخطره
بود آن خطره کایدپیش سالک
بخش ۹۰ - الخله
بود خلت بتحقیق موحد
بخش ۹۱ - الخلوه
بود خلوت ترا با حق تکلم
بخش ۹۲ - خلعالعادت
بود آن نزد عارف خلع عادات
بخش ۹۳ - خلق جدید
تو از خلق جدید این را سنددان
بخش ۹۴ - باب الدال الدبور
بود آن صولت نفس عقورت
بخش ۹۵ - درهالبیضاء
مرا شد ردهالبیضا مسجل
بخش ۹۶ - بابالذال الذخایر
هر آن کز غیب بازستش مشاعر
بخش ۹۷ - الذوق
شنو از ذوق کان اصل شهود است
بخش ۹۸ - ذوالعقل
بظاهر خلق و باطن هر که حق دید
بخش ۹۹ - ذوالعین
ذویالعین آنکه حق بیند بظاهر
بخش ۱۰۰ - ذوالعقل و العین
دگر صولی که داند سر کونین
بخش ۱۰۱ - بابالراء
شنو از راعی ار داری کیاست
بخش ۱۰۲ - الران
چه باشد ران، حجابی کوست حایل
بخش ۱۰۳ - الرب
بود رب اسمی از اسماء حضرت
بخش ۱۰۴ - ربالارباب
بود حق ربالارباب مکرم
بخش ۱۰۵ - الرتق
ز رتق آرم تو را شرحی بتمثال
بخش ۱۰۶ - الرحمن
بود رحمن ز اسماء الهی
بخش ۱۰۷ - الرحیم
رحیم اسمیست کز وی میشود خاص
بخش ۱۰۸ - الرحمه و هو الامتنانیه و الوجودیه
ز رحمت بشنو ار دانی معانی
بخش ۱۰۹ - الرداء والردی
ردا بر عبد خوش زیبنده باشد
بخش ۱۱۰ - الرسم
اشارت رسم بر خلق و صفاتست
بخش ۱۱۱ - رسوم العلوم و رقوم العلوم
رسومات علوم آمد مشاعر
بخش ۱۱۲ - الرعونه
رعونت چیست حظ از خویش بردن
بخش ۱۱۳ - الرقیقه
رقیقه چیست نیکودان لطیفه
بخش ۱۱۴ - الروح
شنو از روح کآن ربانی آمد
بخش ۱۱۵ - باب الزاءالزاجر
بود زاجر همانا نور مقذوف
بخش ۱۱۶ - الزجاجه
زجاجه قلب صاحب سینه باشد
بخش ۱۱۷ - تحقیق آیه النور
مراد از نور اینجا صرف ذاتست
بخش ۱۱۸ - تطبیق
بد این از عالم اصغر علامت
بخش ۱۱۹ - الزمرده
ز مرد داری از نور هدایت
بخش ۱۲۰ - الزمان
زمان مذکور شد در آن دایم
بخش ۱۲۱ - الزواهر
زواهر را بدان علم طریقت
بخش ۱۲۲ - الزیتون
بود زیتون همان نفسی که مذکور
بخش ۱۲۳ - الزیت
دگر نوریست زیتت در عبارت
بخش ۱۲۴ - باب السین السابقه
کنند از سابقه اهل گواهی
بخش ۱۲۵ - السالک
بود سالک یکی سیار در راه
بخش ۱۲۶ - السبخه
بود سبخه هبا یعنی هیولا
بخش ۱۲۷ - الستر
بود ستر آن حجاباتی که محجوب
بخش ۱۲۸ - الستائر
زاکوان دان صورها را ستائر
بخش ۱۲۹ - الستور
ستور آمد بتحقیق این هیاکل
بخش ۱۳۰ - سجودالقلب
سجود قلب نفی مطلق آمد
بخش ۱۳۱ - السحق
بود سحق از نمود خویش هجرت
بخش ۱۳۲ - السدره
زکبری برزخیت کوست سدره
بخش ۱۳۳ - السر
شنو از سر و سر حق نگهدار
بخش ۱۳۴ - سرالعلم
شنو از سر علم از من به نصفت
بخش ۱۳۵ - سرالحال
اگر آگه ز سر حال گردی
بخش ۱۳۶ - سرالحقیقه
ز حق سریست در اشیاء وثیقه
بخش ۱۳۷ - حکایت
مریدی خواست از پیری اجازت
بخش ۱۳۸ - سرالتجلی
یکی از بهرت تسکین و تسلی
بخش ۱۳۹ - سرالقدر
بود سرالقدر علمش بهر عین
بخش ۱۴۰ - سرالربوبیه
یک از سر ربوبیت بتحقیق
بخش ۱۴۱ - سرسرالربوبیه
ربوبیت بسر سر بود آن
بخش ۱۴۲ - سرائر الاثار
ز آثارت سرائر گر یقین است
بخش ۱۴۳ - السرائر
شنو باز از سرائر بی ز آثار
بخش ۱۴۴ - السعه
سعه در قلب کامل را تحقق
بخش ۱۴۵ - السفر
سفر آمد به پیش ایمرد سیار
بخش ۱۴۶ - سقوط الاعتبارات
گرت ذوقیست در فهم عبارات
بخش ۱۴۷ - السمسمه
عباراتی که ذکرش بس ادق است
بخش ۱۴۸ - سوال الحضرتین
گرت علمی بحال نشاتین است
بخش ۱۴۹ - سوادالوجه
سوادالوجه فیالدارین رازیست
بخش ۱۵۰ - باب الشین الشاهد
ز شاهد گر بپرسی بس صریح است
بخش ۱۵۱ - شعب الصدع
تو شعبالصدع جمع افرق را گو
بخش ۱۵۲ - الشفع
اگر گاهت سراغ از شفع باشد
بخش ۱۵۳ - الشهود
شهودت رؤیت حق است بر حق
بخش ۱۵۴ - شهود المفصل فیالمجمل
شهودی هم که در مجمل مفصل
بخش ۱۵۵ - شهود المجمل فی المفصل
و گر بینی احد در کثرت اول
بخش ۱۵۶ - شواهدالحق
شواهدهای حق باشند یکسان
بخش ۱۵۷ - شواهدالتوحید
بود دیگر شواهدهای توحید
بخش ۱۵۸ - شواهد الاسماء
شواهدهای اسماء بیمنافات
بخش ۱۵۹ - الشئون
شئون ذاتی و افعالی است آن
بخش ۱۶۰ - الشیخ
مراد از شیخ باشد مرشد راه
بخش ۱۶۱ - علامات الشیخ الکامل
بود بهر چنین شیخی علامات
بخش ۱۶۲ - حکایت ابوحمزه
ابوحمزه خراسانی که مردیست
بخش ۱۶۳ - التمیز
نپنداری شیوع این کودکانند
بخش ۱۶۴ - باب الصاد صاحبالزمان و الوقت و الحال
شنو از صاحب وقت و زمان حال
بخش ۱۶۵ - صبیح الوجه
صبیحالوجه شمس بذل و داد است
بخش ۱۶۶ - الصبا
صبا نفحات رحمانیست کاید
بخش ۱۶۷ - الصدیق
بود صدیق تاکید صداقت
بخش ۱۶۸ - صدقالنور
ز صدقالنور بشنو کت بکار است
بخش ۱۶۹ - الصداء
صدا بر دل خطور ناپسند است
بخش ۱۷۰ - الصعق
بود صعقت اگر دانی اشارات
بخش ۱۷۱ - الصفوه
بود صوفت صفا از کدر اغیار
بخش ۱۷۲ - صورهالحق
گرت با صورهالحق است روئی
بخش ۱۷۳ - صورالاله
صورهای اله انسان کامل
بخش ۱۷۴ - صوامعالذکر
صوامع کان بذکر آمد معاین
بخش ۱۷۵ - صورالاراده
صورهای اراده گر بری پی
بخش ۱۷۶ - باب الضاد الضنائن
ضنائن را اگر خواهی خصایص
بخش ۱۷۷ - الضیاء
ضیاء آن روشنی باشد که در کار
بخش ۱۷۸ - بابالطاء الطویل
طویل آمد ز اسماء الهی
بخش ۱۷۹ - الطاهر
بود طاهر که حق بیانحرافش
بخش ۱۸۰ - طاهر الظاهر
بود آن طاهر الظاهر که عاصی
بخش ۱۸۱ - طاهر الباطن
بود آنطاهر الباطن که معصوم
بخش ۱۸۲ - طاهرالسر
بود آن طاهرالسر کوبکونین
بخش ۱۸۳ - الطب الروحانی
شنو از طب روحانی مقالات
بخش ۱۸۴ - الطریقه
طریقت ملک سلاک راهست
بخش ۱۸۵ - التفریق بین الکامل و الغافل
کسی کش نیست تاب ترک نانی
بخش ۱۸۶ - الطمس
دگر طمس ار که سیرت در علوم است
بخش ۱۸۷ - بابالضاء ظاهر الممکنات
شنو از ظاهر الممکن که هست آن
بخش ۱۸۸ - الظل
مراداز ظل وجودی دان اضافی
بخش ۱۸۹ - ظل الاول
دگر دان ظل اول عقل اول
بخش ۱۹۰ - ظلالاله
بود ظل اله انسان کامل
بخش ۱۹۱ - بابالعین العالم بفتح اللام
چنین گویند ارباب معانی
بخش ۱۹۲ - عوالم الجبروت و المکوت و الملک
بود هم عالم جبروت اعلا
بخش ۱۹۳ - العارف
ز عارف گوش کن گر مرد راهی
بخش ۱۹۴ - التعرف
پس از تحقیق عارف کن توقف
بخش ۱۹۵ - فرقه من المتعرفین
یکی اندر لباس عارفانست
بخش ۱۹۶ - و من المتعرفین
گروهی باز از اهل تعرف
بخش ۱۹۷ - و من المتعرفین
گروهی کاهل علم و اختصاصند
بخش ۱۹۸ - کلام آخر
تصوف عجز و فقر و انکسار است
بخش ۱۹۹ - تعرفه ممدوح
شنیدی چون تعرفهای مقدوح
بخش ۲۰۰ - عرفان
صفی زان شد که بحرش درفشان شد
بخش ۲۰۱ - العالم بکسراللام
شنیدی چون ز عارف داستانی
بخش ۲۰۲ - العامه
شنو از عامه کاهل اقتصارند
بخش ۲۰۳ - العارالعظیم
دگر عار عظیم اندر ضمیرت
بخش ۲۰۴ - العباده و العبودیه والعبوده
دگر اندر عبادت کن تعقل
بخش ۲۰۵ - العبادله
عبادله بنزد مرد دانا
بخش ۲۰۶ - العباد الحقیقی و هم مظاهر الاسماء
کنون از اولیا گویم که درسر
بخش ۲۰۷ - عبدالله
بود عبدالله آنکو اندر او حق
بخش ۲۰۸ - عبدالرحمن
خود آن کو عبد رحمن از یقین است
بخش ۲۰۹ - عبدالرحیم
دگر عبدالرحیم آنست در نص
بخش ۲۱۰ - عبدالملک
بود عبدالملک کو بیتوقف
بخش ۲۱۱ - عبدالقدوس
ولیی کوست نامش عبد قدوس
بخش ۲۱۲ - عبدالسلام
ولیی باز کو عبدالسلام است
بخش ۲۱۳ - عبدالمؤمن
ز عبدالمؤمنت گویم معاین
بخش ۲۱۴ - عبدالمهیمن
بود عبدالمهیمن آنکه مشهود
بخش ۲۱۵ - عبدالعزیز
دگر عبدالعزیز آن در تمیز است
بخش ۲۱۶ - عبدالجبار
دگر عبدی که بر وی اسم جبار
بخش ۲۱۷ - عبدالمتکبر
کسی شد مظهر وصف تکبر
بخش ۲۱۸ - عبدالخالق
ز عبدالخالق ارپرسی هویداست
بخش ۲۱۹ - عبدالباری
ز عبدالباری ار علمت ادیب است
بخش ۲۲۰ - عبدالمصور
ولیی کو بود عبدالمصور
بخش ۲۲۱ - عبدالغفار
کسی کو مظهر غفار باشد
بخش ۲۲۲ - عبدالقهار
دگر هم عبدقهار است در کار
بخش ۲۲۳ - عبدالوهاب
دگر باشد ولیی عبد وهاب
بخش ۲۲۴ - عبدالرزق
ولیی عبد رزاقش بود نام
بخش ۲۲۵ - عبدالفتاح
چو نور اسم الفتاح برتافت
بخش ۲۲۶ - عبدالعلیم
بود عبدالعلیم آنکس که معلوم
بخش ۲۲۷ - عبدالقابض
تو عبدالقابض آنرا دان زحالش
بخش ۲۲۸ - عبدالباسط
تو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط
بخش ۲۲۹ - عبدالخافض
ز عبدالخافضت گویم بیانی
بخش ۲۳۰ - عبدالرافع
زاسم رافعست اینجمله رفعت
بخش ۲۳۱ - عبدالمعز
کند عبدالمعز را در تولی
بخش ۲۳۲ - عبدالمذل
بود عبدالمذل در علم و احوال
بخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیر
بود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاء
بخش ۲۳۴ - عبدالحکم
میان بندگان عبدالحکم را
بخش ۲۳۵ - عبدالعدل
ز عبدالعدل گویم با تو حالی
بخش ۲۳۶ - عبداللطیف
خود آن عبداللطیف اندر مقام است
بخش ۲۳۷ - عبدالخبیر
دگر هم زاولیا عبدالخبیر است
بخش ۲۳۸ - عبدالحلیم
بود عبدالحلیم آنکس که تعجیل
بخش ۲۳۹ - عبدالعظیم
بود عبدالعظیم آنکو ز رتبت
بخش ۲۴۰ - عبدالغفور
بود عبدالغفور اندر مکارم
بخش ۲۴۱ - عبدالشکور
بود عبدالشکور آنکس که دایم
بخش ۲۴۲ - عبدالعلی
بود عبدالعلی آنکس که برتر
بخش ۲۴۳ - عبدالکبیر
دگر عبدالکبیر این ناگزیر است
بخش ۲۴۴ - عبدالحفیظ
بود عبدالحفیظ آنکو نگهدار
بخش ۲۴۵ - عبدالمقیت
دگر عبدالمقیت او گاه و بیگاه
بخش ۲۴۶ - عبدالحسیب
دگر هم ز اولیا عبدالحسیب است
بخش ۲۴۷ - عبدالجلیل
نمایم واقف از عبدالجلیلت
بخش ۲۴۸ - عبدالکریم
بود عبدالکریم آنکس که مشهود
بخش ۲۴۹ - عبدالرقیب
بود عبدالرقیب آنکس که در کیش
بخش ۲۵۰ - عبدالمجیب
مگر عبدالمجیب اول اجابت
بخش ۲۵۱ - عبدالواسع
ز عبدالواسعت گویم بواقع
بخش ۲۵۲ - عبدالحکیم
بود عبدالحکیم آن کوست بینا
بخش ۲۵۳ - عبدالودود
بود عبدالودود آن پاک زادی
بخش ۲۵۴ - عبدالمجید
دگر از اولیا عبدالمجید است
بخش ۲۵۵ - عبدالباعث
تو عبدالباعث آنرا دان که احیا
بخش ۲۵۶ - عبدالشهید
بود عبدالشهید آنکس که اشهاد
بخش ۲۵۷ - عبدالحق
بود عبدالحق آن کش حق ز باطل
بخش ۲۵۸ - عبدالوکیل
بود عبدالوکیل آنکس ز اطیاب
بخش ۲۵۹ - عبدالقوی
بود عبدالقوی در قهر مشهور
بخش ۲۶۰ - عبدالمتین
کسی عبدالمتین اندر شکوه است
بخش ۲۶۱ - عبدالولی
مگر عبدلولی دور از تکلف
بخش ۲۶۲ - عبدالحمید
بود عبدالحمید آنکس که محمود
بخش ۲۶۳ - عبدالمحصی
تو عبدالمحصی آنرا دان که بینش
بخش ۲۶۴ - عبدالمبدی
تو عبدالمبدی آنرا دان که اشهاد
بخش ۲۶۵ - عبدالمعید
دگر از اولیا عبدالمعید است
بخش ۲۶۶ - عبدالمحیی
بعبدالمحیی ار داری تولی
بخش ۲۶۷ - عبدالممیت
بود عبدالممیت آن کز ولایش
بخش ۲۶۸ - عبدالحی
شناسی گر که عبدالحی کدامست
بخش ۲۶۹ - عبدالقیوم
کسی او عبد قیوم است مطلق
بخش ۲۷۰ - عبدالواجد
ز عبدالواجد ار پرسی وجودش
بخش ۲۷۱ - عبدالماجد
تو عبدالماجد آنرادان بانصاف
بخش ۲۷۲ - عبدالواحد
ز عبدالواحد از پرسی و حالش
بخش ۲۷۳ - عبدالاحد
بود عبدالاحد او صاحب العصر
بخش ۲۷۴ - عبدالصمد
بود عبدالصمد بیاشتباهی
بخش ۲۷۵ - عبدالقادر
ز عبدالقادر ار خواهی شد آگاه
بخش ۲۷۶ - عبدالمقتدر
ز عبدالمقتدر گر باشدت یاد
بخش ۲۷۷ - عبدالمقدم
بود عبدالمقدم را مسلم
بخش ۲۷۸ - عبدالمؤخر
بود عبدالمؤخر آنکه تأخیر
بخش ۲۷۹ - عبدالاول
تو عبدالاول آنرا دان که رؤیت
بخش ۲۸۰ - عبدالاخر
ز عبدالاخرت گر هست نیت
بخش ۲۸۱ - عبدالظاهر
بعبدالظاهر از حق گشت ظاهر
بخش ۲۸۲ - عبدالباطن
ز عبدالباطن ار جوئی نشانی
بخش ۲۸۳ - عبدالوالی
تو عبدالوالی آنرا دان که مطلق
بخش ۲۸۴ - عبدالمتعال
متعال است آن اسمی که هر جا
بخش ۲۸۵ - عبدالبر
تو عبدالبر کسی را دان که ذیخیر
بخش ۲۸۶ - عبدالتواب
کنم از عبد توابت هم آگاه
بخش ۲۸۷ - عبدالمنتقم
تو عبدالمنتقم بشنو کدام است
بخش ۲۸۸ - عبدالعفو
بود عبدالعفوت در جنایات
بخش ۲۸۹ - عبدالروف
دگر از اولیا عبدالروف است
بخش ۲۹۰ - عبدمالک الملک
دگر بشنو ز عبد مالک الملک
بخش ۲۹۱ - عبدذی اجلال و الاکرام
بیان ما ز عبد ذوالجلال است
بخش ۲۹۲ - عبدالمقسط
کمال عبد مقسط نیز بشناس
بخش ۲۹۳ - عبدالجامع
بعبدالجامع ارجوئی تخلق
بخش ۲۹۴ - عبدالغنی
ز حق عبدالغنی دارد غنائی
بخش ۲۹۵ - عبدالمغنی
تو عبدالمغنی آن را دان بمعنی
بخش ۲۹۶ - عبدالمانع
تو عبدالمانع آنرا دان بواقع
بخش ۲۹۷ - عبدالضار و النافع
ز عبدالضار و النافع شنو هم
بخش ۲۹۸ - عبدالنور
ز عبدالنور گویم اوست بینا
بخش ۲۹۹ - عبدالهادی
بعبدالهادیت روشن صراط است
بخش ۳۰۰ - عبدالباقی
بعبدالباقی آن سلطان ایجاد
بخش ۳۰۱ - عبدالوارث
تو عبدالوارث آنرا دان که حادث
بخش ۳۰۲ - عبدالرشید
دگر از اولیا عبدالرشید است
بخش ۳۰۳ - عبدالصبور
دگر از اولیا عبدالصبور است
بخش ۳۰۴ - العبره
ز عبرت گویمت تعبیر باهر
بخش ۳۰۵ - العقاب
عقاب از عقل اول در حقیقت
بخش ۳۰۶ - العله
بود علت بقای حظ سالک
بخش ۳۰۷ - العما
عما در نزد ارباب تصوف
بخش ۳۰۸ - العمد المعنویه
عمد گویند ارباب کرامات
بخش ۳۰۹ - العنقاء
بود عنقا کنایه از هیولا
بخش ۳۱۰ - عوالم اللبس
عوالم چیست با لبست بحاصل
بخش ۳۱۱ - العین الثابته
ز عین ثابت ارجوئی حقیقت
بخش ۳۱۲ - عینالشیی
ز عینالشیی صوفی گفته مطلق
بخش ۳۱۳ - عینالاله و عین العالم
ز عین العالم و عین الالهت
بخش ۳۱۴ - عینالحیوه
بود عین الحیوتت باطن حی
بخش ۳۱۵ - العید
خود آن عودی که بر قلبت پدید است
بخش ۳۱۶ - باب الغین الغراب
غراب از جسم کلی شد کنایت
بخش ۳۱۷ - الغشاوه
غشاوه پردهئی باشد که حایل
بخش ۳۱۸ - الغنا
غنا مالکیست بیآسیب و مالی
بخش ۳۱۹ - الغوث
دگر غوث ار برآنت احتیاج است
بخش ۳۲۰ - غیب الهویه و غیب المطلق
دهد غیب الهویه در تمکن
بخش ۳۲۱ - غیبالمصون و غیبالمکنون
دگر غیبالمصون و غیب مکنون
بخش ۳۲۲ - الغین
دگر ز الفاظ اهل فقر غین است
بخش ۳۲۳ - بابالفاء الفتق
بود فتق آن بنزد اهل تحقیق
بخش ۳۲۴ - الفتوح
فتوح اندر لغت باشد گشایش
بخش ۳۲۵ - الفتح القریب
مقام قلب باز ار درگشاید
بخش ۳۲۶ - الفتح المبین
گرت فتح مبین باشد مبین
بخش ۳۲۷ - الفتح المطلق
ز فتح مطلب ار پاکیزه روحی
بخش ۳۲۸ - الفتره
بود فترت خمود آن حرارت
بخش ۳۲۹ - الفرق الاول
یکی از فرق اول گویمت راست
بخش ۳۳۰ - الفرق الثانی
دگر بشنو بیان از فرق ثانی
بخش ۳۳۱ - الفرقان
نشان از علم تفصیل است فرقان
بخش ۳۳۲ - فرقالجمع
بفرق الجمع گرداری تدبر
بخش ۳۳۳ - فرق الوصف
ز فرق الوصف بحرم کرده جوشی
بخش ۳۳۴ - الفرق بین المتخلق و المتحقق
ز فرق بین تحقیق و تخلق
بخش ۳۳۵ - الفرق بینالکمال و النقص و الشرف و الخسه
بسی فرق است بین چار رتبت
بخش ۳۳۶ - الفطور
بطور آمد اگر دانی مواقع
بخش ۳۳۷ - الفهوانیه
بفهوانیت از کشف مثالث
بخش ۳۳۸ - باب القاف القابلیه الاولی
دگر بشنو ز اول قابلیت
بخش ۳۳۹ - قابلیه الظهور
دگر هم قابلیت در ظهور است
بخش ۳۴۰ - قاب قوسین
شنو از قاب قوسین این اشارت
بخش ۳۴۱ - القیام لله
قیامالله اندر نزد آگاه
بخش ۳۴۲ - القیام بالله
قیام بالله آمد استقامت
بخش ۳۴۳ - القبض
شوداز قبض وقت مر دره تنگ
بخش ۳۴۴ - القدم
قدم باشد از حق آنحکم سابق
بخش ۳۴۵ - قدمالصدق
قدم کان با اضافه صدق خاست
بخش ۳۴۶ - القرب
دگر قرب از فنا باشد عبارت
بخش ۳۴۷ - القشر
دگر قشرت بظاهر رهنمون است
بخش ۳۴۸ - القطب
بود قطب آن محل نظره الله
بخش ۳۴۹ - القلب
دگر از قلب بشنو شرح و معنی
بخش ۳۵۰ - القوامع
قوامع ترک میل و آروزهاست
بخش ۳۵۱ - بابالکاف الکتاب المبین
کتاب بس مبینت لوح محفوظ
بخش ۳۵۲ - الکل
بود کل اسم حق بر اعتباری
بخش ۳۵۳ - الکلمه
کلمه هست بر چشم مشاهد
بخش ۳۵۴ - کلمه الحضره
کلمه حضرت این خود بیخلاف است
بخش ۳۵۵ - الکنزالمخفی
بود آن کنز مخفی ذات حضرت
بخش ۳۵۶ - الکنود
کنود آن عبد نعمت ناشناس است
بخش ۳۵۷ - کون الفطور غیر مشتت للشمل
کنون کون الفطور آمد به نیت
بخش ۳۵۸ - کوکب الصبح
کنم از کوکب صبحت بیانی
بخش ۳۵۹ - الکیمیا
دهم بازت نشان از کیمیایی
بخش ۳۶۰ - کیمیاءالسعاده
مرا باز از سعادت کیمیائیست
بخش ۳۶۱ - کیمیاءالعوام
یکی هم کیمیا خاص عوام است
بخش ۳۶۲ - کیمیاءالخواص
دگر دارند خاصان کیمیائی
بخش ۳۶۳ - اللائمه
بده از لائمه دل را تسلی
بخش ۳۶۴ - اللب
بود لب عقل صافی از کدورت
بخش ۳۶۵ - لب اللب
بود هم لب لبت در گواهی
بخش ۳۶۶ - اللبس
ز لبس آن عنصریت در اساس است
بخش ۳۶۷ - اللسن
لسن واقع بوی گردد کماهی
بخش ۳۶۸ - لسان الحق
لسانالحق بود انسان فایق
بخش ۳۶۹ - اللطیفه
لطیفه چیست تدقیق اشارت
بخش ۳۷۰ - اللطیفه الانسانیه
لطیف کو بانسانست معروف
بخش ۳۷۱ - اللوح
دگر لوحت کتاب بس مبین است
بخش ۳۷۲ - اللوایح
لوایح لایحه را لفظ جمع است
بخش ۳۷۳ - اللوامع
لوامع باشد آن انوار ساطع
بخش ۳۷۴ - لیله القدر
کنم از لیلهالقدرت بیانی
بخش ۳۷۵ - بابالمیم الماسک و المموسک به والمموسک لاجله
زممسوک به و ماسک شنو باز
بخش ۳۷۶ - ماءالقدس
زماءالقدس بشنو کو بود علم
بخش ۳۷۷ - المبدئیت
اضافه محض باشد مبدئیت
بخش ۳۷۸ - مبادی النهایات
دگر باشد مبادی النهایات
بخش ۳۷۹ - مبنی التصوف
ز مبنای تصوف جو حقیقت
بخش ۳۸۰ - المتحقق المطلق
متحقق بحث است آن مشاهد
بخش ۳۸۱ - المتحقق بالحق و الخلق
متحقق بحق و خلق آنست
بخش ۳۸۲ - المجذوب
بود مجذوب آنکو حق زعونش
بخش ۳۸۳ - المجالی الکلیه و المطالع و المنصات
نباشد گر در ادراکت موانع
بخش ۳۸۴ - مجلی الاسماء الفعلیه
دگر اسماء فعلی راست مجلی
بخش ۳۸۵ - مجمعالبحرین
بود آن مجمع البحرین مابین
بخش ۳۸۶ - مجمعالاهواء
حدیث از مجمعالاهوات گویم
بخش ۳۸۷ - مجمعالاضداد
هویت مجمعالاضداد باشد
بخش ۳۸۸ - محبتالاصلی
محبت کوست اصلی حب ذاتست
بخش ۳۸۹ - المحفوظ
بود محفوظ آنعبدی که شاهش
بخش ۳۹۰ - محوارباب الظاهر
اگر داری تو سیری در ظواهر
بخش ۳۹۱ - محوارباب السرائر
شنو از محو ارباب سرائر
بخش ۳۹۲ - مجمعالجمع
دگر بشنو حدیث از مجمعالجمع
بخش ۳۹۳ - محوالعبودیه و محو عینالعبد
گرت محو عبودیت بود فهم
بخش ۳۹۴ - المحق
بود محق آن فنای عبد در حق
بخش ۳۹۵ - المحاضره
محاضر با اضافه تا محقق
بخش ۳۹۶ - المحاذات
محاذاتت حضور وجه یار است
بخش ۳۹۷ - المحادثه
محادث با اضافه تا خطاب است
بخش ۳۹۸ - المخدع
تو مخدع موضع قطب جهان دان
بخش ۳۹۹ - المدد الوجودی
مددهای وجودی در نزولش
بخش ۴۰۰ - المراتب الکلیه
مراتب نزد صوفی غیر شش نیست
بخش ۴۰۱ - مرآت الکون
دگر مرآت کون بیخلاف است
بخش ۴۰۲ - مرآت الحضره
بود مرآت حضرت بالعلاین
بخش ۴۰۳ - مرآت الحضرتین
دگر مرآت پاک حضرتینت
بخش ۴۰۴ - المسامره
مسامر با اضافه تاست صحبت
بخش ۴۰۵ - مسالک جوامع الاثنیه
مسالک از جوامع اثنیه چیست
بخش ۴۰۶ - مستوی الاسم الاعظم
دگر از مستوی اسم اعظم
بخش ۴۰۷ - مستند المعرفه
دل اندر مستند المعرفه دار
بخش ۴۰۸ - المستهلک
بود مستهلک آن فانی بالذات
بخش ۴۰۹ - المسئله الغامضه
شنو زان مسئله کوهست غامض
بخش ۴۱۰ - المستریح
کسی او مستریح آمد بدلخواه
بخش ۴۱۱ - مشارق الصبح
مشارق بالاضافه صبح صادق
بخش ۴۱۲ - مشارق شمس الحقیقه
مشارق باز با شمس حقیقت
بخش ۴۱۳ - مشرفالضمایر
دگر مشرف که باشد بالضمایر
بخش ۴۱۴ - المضاهاه بینالشئون و الحقایق
مضاهات آنکه بر تعیین لایق
بخش ۴۱۵ - المضاهاه بینالحضرات والاکوان
مضاهات دگر در نص عرفان
بخش ۴۱۶ - المطالعه
مطالع با اضافه تاست کاشف
بخش ۴۱۷ - المطلع
ز مطلع سالکی تا مطلع نیست
بخش ۴۱۸ - معالم اعلام الصفات
معالم آنچه اعلام الصفات است
بخش ۴۱۹ - المعلم الاول و معلم الملک
معلم اول آدم بر ملک بود
بخش ۴۲۰ - مغرب الشمس
ببین از مغربالشمس از تفطن
بخش ۴۲۱ - مفتاح سرالقدر
یکی مفتاح از سر قدر جو
بخش ۴۲۲ - المفتاح الاول
بود مفتاح اول در تقاضا
بخش ۴۲۳ - مفرج الاحزان و مفرجالکروب
مفرح چیست اندر کرب و احزان
بخش ۴۲۴ - المفیض
مفیض اسمی است ز اسماء پیمبر
بخش ۴۲۵ - المقام
مقام آمد بآثار و لوازم
بخش ۴۲۶ - مقامالتنزل الربانی
مقامی کوست ربانی تنزل
بخش ۴۲۷ - المکانه
مکانت منزلی باشد بحاصل
بخش ۴۲۸ - المکر
کنم تفسیر مکر از بهر عارف
بخش ۴۲۹ - الملک و الملکوت
دیگر ملکوت و ملکت بیزیادت
بخش ۴۳۰ - مالک الملک
دگر آن مالک الملکت بود حق
بخش ۴۳۱ - ممدالهمم
ممد اندر همم باشد پیمبر
بخش ۴۳۲ - المناصفه
مناصف با اضافه تا است انصاف
بخش ۴۳۳ - المنهج الاول
شدت گر منهج اول به نیت
بخش ۴۳۴ - منقطع الوحدائی
دگر از منقطع وحدانیت طمع
بخش ۴۳۵ - منتهی المعرفه
نشان از منتهای معرفت جو
بخش ۴۳۶ - المناسبه الذاتیه
مناسب آنکه ذاتیه است بالعین
بخش ۴۳۷ - المهیمون
مهیمون از ملایک نوع خاصند
بخش ۴۳۸ - الموت
بود گر معنی موتت به نیت
بخش ۴۳۹ - المیزان
صفی شاد که بهر با تمیزان
بخش ۴۴۰ - حکایت ابراهیم خاص علیهالرحمه
شهی کونامش ابراهیم خاص است
بخش ۴۴۱ - بابالنون النبوه
نبوت از حقایق باشد اخبار
بخش ۴۴۲ - النجباء
نجیبانند در عالم چهل تن
بخش ۴۴۳ - النفس
نفس گویند ترویح قلوبست
بخش ۴۴۴ - النفس الرحمانی
ز رحمانی نفس بشنو تو نیکو
بخش ۴۴۵ - النفس و مرا تبها و شئوناتها و علاماتها و دقایق حالاتها
تو را نفس ار شناسی بس شریفست
بخش ۴۴۶ - النفس الاماره و رئوسها
چو شیطانی تو را اماره نفس است
بخش ۴۴۷ - تدقیق فیالنفس
چو دانستی رؤس هفتگانه
بخش ۴۴۸ - علامت النفس بالفساد
نشانی گویمت تا باز دانی
بخش ۴۴۹ - التنبیه
یکی هیچ اندرین سیر و جهادت
بخش ۴۵۰ - علامه ترک الشهوه للمجاهد
دگر گویم علامتها در این باب
بخش ۴۵۱ - علامه ترک الغضب للمجاهد
سر خشم و غصب ببریده کی شد
بخش ۴۵۲ - علامه دفع التکبر
نشانی از تواضع وز تکبر
بخش ۴۵۳ - علامه ترک الحسد
بود پاک از حسد آنگاه دلقت
بخش ۴۵۴ - علامه ترک الحرص للمجاهد
دگر آنسر که از حرص است و از آز
بخش ۴۵۵ - علامه دفع البخل للمجاهد
نشانی بود این در ترک آزت
بخش ۴۵۶ - علامه دفعالریاء للمجاهد
دگر بشنو علامات ریا را
بخش ۴۵۷ - علامه اخری لدفع الریاء
تو را گویم علمتهای مجموع
بخش ۴۵۸ - علامت اخری لدفع الریاء
ازین بهتر تو را گویم نشانی
بخش ۴۵۹ - کلام آخر
ز نفست گر شد این سرها ربوده
بخش ۴۶۰ - النفس المطمئنه و اوصافها
شنو باز از صفات مطمئنه
بخش ۴۶۱ - العفه
بضد شهوت او را هست عفت
بخش ۴۶۲ - الحلم
سکون و حلم جز ضد غضب نیست
بخش ۴۶۳ - القناعه
قناعت باز ضد حرص و آزاست
بخش ۴۶۴ - الشفقه
دگر ضد حسدها شد شفقت
بخش ۴۶۵ - التواضع
تواضع ضد کبرت بیمظنه است
بخش ۴۶۶ - الجود
بضد بخل هم جود است و ایثار
بخش ۴۶۷ - الاخلاص
دگر ضد ریا صدق است و اخلاص
بخش ۴۶۸ - مراتب النفس
تو را شرح دگر باشد مناسب
بخش ۴۶۹ - النفس القدسی
دگر نفسی است قدسی در متانت
بخش ۴۷۰ - النفس الرحمانی
دگر نفسی است رحمانی زرحمان
بخش ۴۷۱ - ارشاد
بس این نفس را شأنی عظیم است
بخش ۴۷۲ - النقباء
نقیبانند ارباب سرائر
بخش ۴۷۳ - النکاح الساری فی جمیع الذراری
شنو باز ازنکاخی کوست ساری
بخش ۴۷۴ - نهایهالاسفار
دگر گویم تو را ز اسفار اربع
بخش ۴۷۵ - نهایهالسفرالاول
بود اول سفر را خود نهایت
بخش ۴۷۶ - نهایهالسفر الثانی
بود ثانی سفر را این نهایت
بخش ۴۷۷ - نهایه السفر الثالث
نهایت را چه در سیم سفر بد
بخش ۴۷۸ - نهایه السفر الرابع
تو را رابع سفر چبود نهایت
بخش ۴۷۹ - النوال
نوال آن خاص اهل قرب و حال است
بخش ۴۸۰ - النور
بود نور اسمی از اسماء یزدان
بخش ۴۸۱ - نورالانوار
چه باشد نورالانوار این هویداست
بخش ۴۸۲ - حرف الواو
مراد از واو باشد وجه مطلق
بخش ۴۸۳ - الواحدیه
شنو باز از نشان واحدیت
بخش ۴۸۴ - الواردات
شنو از واردات ار مرد راهی
بخش ۴۸۵ - الواقعه
شنو از واقعه باز از دم غیب
بخش ۴۸۶ - واسطه الفیض و المدد
شنو از واسطه فیض و مدد باز
بخش ۴۸۷ - الوتر
بود وترت اشارت باز بر ذات
بخش ۴۸۸ - الوجود
ز معنای وجود آرم سند را
بخش ۴۸۹ - وجهالاعنایه
دو وجهی کز عنایت بیشکوک است
بخش ۴۹۰ - وجها الاطلاق والتقیید
شنو باز از دو وجه قید و اطلاق
بخش ۴۹۱ - وجهالحق
زوجهالحق اگر پرسی که آن چیست
بخش ۴۹۲ - وجهه جمیع العابدین
جمیع عابدین را چیست وجهت
بخش ۴۹۳ - ذکر القلب
بهر وصفی که باشد زنده هر شیئ
بخش ۴۹۴ - ورود الفکر علیالقلب
بود فکر تو از وجهی عبارت
بخش ۴۹۵ - الورقاء
ز ورقا نفس کلی گشت ملحوظ
بخش ۴۹۶ - وراءاللبس
وراءاللبس عین حق تعالی است
بخش ۴۹۷ - الوصف الذی للحق
ز وصفی باز بشنو کوست للحق
بخش ۴۹۸ - الوصف الذی للخلق
دگر وصفی که للخلق است خود آن
بخش ۴۹۹ - الوصل
تووصل آنوحدتی دان کو حقیقی است
بخش ۵۰۰ - وصلالفصل
ز وصل الفصل بشنو گر برانی
بخش ۵۰۱ - وصلالوصل
ز وصلالوصل گویم با تو حالی
بخش ۵۰۲ - الوفاء بالعهد
وفا بالعهد آن باشد که عاشق
بخش ۵۰۳ - الوفاء بحفظ عهد التصرف
وفا بر حفظ آن عهد تصرف
بخش ۵۰۴ - الوقت
شنو از وقت گر خود ره نوردی
بخش ۵۰۵ - الوقفیه
بود وقفیتت دور از تکلف
بخش ۵۰۶ - الوقوف الصادق
وقوف صادقت آنست و لایق
بخش ۵۰۷ - الولی
مهیا بهر تحقیق ولی باش
بخش ۵۰۸ - الولایه
پس از ذکر ولی اندر ولایت
بخش ۵۰۹ - الولایه الصغری
عبارت باشد از صغری با کمال
بخش ۵۱۰ - الولایه الکبری
عبارت آن بسیرت گر ثباتست
بخش ۵۱۱ - الولایه العلیا
کنم بر عارفی چالاک و بینا
بخش ۵۱۲ - حرف الهاء
عبارت هاء ز ذات شاه جود است
بخش ۵۱۳ - الهو
بود هو اعتبار از ذات حضرت
بخش ۵۱۴ - الهبا
هبا آنرتبهئی باشد که عنقا
بخش ۵۱۵ - همهالافاقه و همهالانفه و همهه الغالیه
ز همتها یکی باشد افاقت
بخش ۵۱۶ - الهوا و الهواجس
هوا میل است سوی مقتضیات
بخش ۵۱۷ - الهواجم
هوا جم واردات ناگهانیست
بخش ۵۱۸ - الهیولی
هیولی باشد آن شیئ که صورت
بخش ۵۱۹ - حرف الیاء یاقوته الحمراء
دگر یاقوته الحمرا کدام است
بخش ۵۲۰ - الیدان
یدان دو اسم را دان بالتقابل
بخش ۵۲۱ - یوم الجمعه
تو یوم الجمعه دان وقت لقایت
بخش ۵۲۲ - خاتمهالکتاب
هزاران شکر کین پاکیزه دیوان