بخش ۴۳۲ - المناصفه
هوش مصنوعی: این متن درباره مفهوم انصاف و حقوق انسانها نوشته شده است. نویسنده تأکید میکند که انصاف باید در روابط انسانها و با حق الهی رعایت شود و اصلیترین ویژگی برتری ملوک، حسن عمل و عدالت در برابر خلق است. همچنین اشاره میشود که رضایت خداوند باید در نظر گرفته شود و انسانها باید به حقوق یکدیگر احترام بگذارند.
نویسنده به علم و معرفت اشاره کرده و میگوید که انصاف تنها مختص به روابط انسانی نیست و باید شامل تمامی موجودات و ذرات عالم شود. او همچنین به اهمیت شناخت نعمتها و شکرگذاری به خاطر آنها تأکید میکند و بیان میکند که کفران نعمت آن است که انسانها نسبت به دستورات الهی بیتوجه باشند. در نهایت، او هشدار میدهد که هر گونه ظلم و اجحاف در حق دیگران، به معنای بیعدالتی و نقص در خود فرد است.
مناصف با اضافه تا است انصافبخلق و حق و خود بینقص و اجحاف
هوش مصنوعی: این عبارت اشاره دارد به اینکه برای رسیدن به انصاف در برخورد با مردم و رعایت حقوق آنها، باید از هرگونه نقص و کمکاری دوری کرد و عدالت را رعایت نمود. این انصاف باید خالی از هر گونه اجحاف و ظلم باشد.
خود این بر حسن اعمال و سلوک استچنین حسن عمل کار ملوک است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که خود به دست آوردن قابلیتهای خوب و رفتارهای مناسب، نشاندهنده فضایل و خوبیهای یک فرد است و این ویژگیها قابل مقایسه با ویژگیهای پادشاهان و rulers است. به عبارت دیگر، بهبود در رفتار و اعمال فردی نشانهای از شخصیت والای اوست و این خود نوعی قدرت و شرف به شمار میآید.
خود انصافی که با حق در یقین استرضای عبد از نعمالمعین است
هوش مصنوعی: خود انصاف که به حقیقت و درستی اذعان دارد، همراه با رضایت خدمتگزار از نعمتهای بخشنده است.
رضا وقتی است کورا اعتراضینماند درمکاره وانقباضی
هوش مصنوعی: زمانی که رضایت کامل باشد و هیچ اعتراضی وجود نداشته باشد، انسان در برابر اتفاقات و شرایط ناخواسته هم دچار کندی و درگیری نمیشود.
چو داند خود که حق او عدم بودگرش حق داد هستی از کرم بود
هوش مصنوعی: هرگاه انسان بداند که وجود او در واقع باطل است، اگر هم به او وجود داده شود، این لطف و بخشش از طرف خداوند است.
بخلق انصاف این باشد که غیرتمقدم باشد اندر کل خیرت
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در هر عمل خوب و نیکی، باید غیرت و عشق به شخصیت و اصول خود را در اولویت قرار بدهیم.
چو آنها جمله بر خیر تو جمعندتو را چون دست و پا و عین و سمعند
هوش مصنوعی: اگر همه آنها برای سعادت و نیکی تو جمع شدهاند، تو نیز باید مانند دست و پا و چشم و گوش عمل کنی.
بخیراتی که باشد بر تو لایقخلایق جمله باشند از تو سابق
هوش مصنوعی: هر خوبی و فضلی که برای تو شایسته است، همه مردم از آن بهرهمند هستند و آن را از تو میدانند.
دو صد تن متفق شد تا که نانیتو را بر خانه آمد از دکانی
هوش مصنوعی: دوصد نفر با هم توافق کردند که نانی را برای تو به خانه بیاورند از یک مغازه.
بدینسان جمله نعمتهای عالمشد از خلقت بهر روزی فراهم
هوش مصنوعی: به این ترتیب، تمام نعمتهای جهان از خلق و آفرینش برای روزی و معاش فراهم شده است.
تو هم پس حق هر یک را بجا آرکه هر یک راست بر تو حق بسیار
هوش مصنوعی: پس تو نیز باید به هر فردی حقوقش را بدهی، چرا که هر کس بر تو حقوق زیادی دارد.
نباشد گر چنین با خلقت انصافشده اندر حقوق جمله اجحاف
هوش مصنوعی: اگر در آفرینش به مردم انصاف داده نشود، در حقوق همه ظلم و بیعدالتی روا داشته شده است.
چو رفت انصاف باشی پس تو ظالمبمعنی نیست نفسی از تو سالم
هوش مصنوعی: اگر انصاف از بین برود، دیگر تو ظالم نخواهی بود، زیرا هیچ کسی نمیتواند از ضرر تو در امان بماند.
نه تنها ظلم آن باشد که دانیبسا عدلی که ظلم است آن نهانی
هوش مصنوعی: نه تنها ظلم به کارهایی گفته میشود که قابل مشاهده و آشکار هستند، بلکه گاهی عمل به عدالت نیز میتواند به صورت مخفیانه ظلم به دیگران باشد.
نه تنها باید انصافت بآدمکه باید بر همه ذرات عالم
هوش مصنوعی: تنها وظیفهات این نیست که به انسانها انصاف بدهی، بلکه باید به تمام ذرات و موجودات در عالم نیز انصاف و عدالت را رعایت کنی.
اگر شیئی بنا موقع شود صرفشده در حق او اجحاف بیحرف
هوش مصنوعی: اگر چیزی به موقع و در جای مناسب استفاده شود، بیدلیل و بدون دلیل ظلم بر آن به حساب نمیآید.
خوری هر نعمتی باید شود نورنه کز رتبه نباتی هم فتد دور
هوش مصنوعی: هر نعمتی که به دست میآوری، باید نورانی و با ارزش باشد، نه اینکه از رتبه و مقام گیاهان پایینتر بیفتی و دور شوی.
دهد گندم چو در جسم تو قوترسان گر آدمی بازش بجنت
هوش مصنوعی: وقتی گندم به جسم تو نیرو میبخشد، اگر انسان باشد، میتواند دوباره به بهشت برگردد.
بخواه از اکل آن عذر پدر رامکن افزوده جرم بوالبشر را
هوش مصنوعی: از خوراکی که میخواهی بگیر، بهانههای پدر را نیاور و بار گناهان انسانها را بیشتر نکن.
زهی فرزند کان فخر پدر شدبهشت از خاک پایش مفتخر شد
هوش مصنوعی: فرزند برگزیدهای به دنیا آمد که برای پدرش مایهی افتخار شد و حتی بهشت به خاطر وجود او از خاک پایش به خود میبالد.
چو شد در کعبه مولد او ز مادربخاک افتاد نزد حی داور
هوش مصنوعی: زمانی که در کعبه، او به دنیا آمد، از مادر به خاک افتاد و نزد خداوند داور قرار گرفت.
بسجده بر زمین آمد شد الهامبه ام او که او را کن علی نام
هوش مصنوعی: به زمین فرود آمد و الهامی به او رسید؛ او را علی نامند.
که مشتق ز اسم ما این پاک اسم استعلی اسرار هستی را طلسم است
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که اسم مقدس "علی" از ما مشتق شده و این نام پاک، رازهای هستی را در خود دارد و به نوعی رمز و رازی است که بر همه چیز سایه انداخته است.
سجودش را بدان معنی که از خاککشید او سر که گردد خاکش افلاک
هوش مصنوعی: سجدهاش بهگونهای است که وقتی سرش را از زمین بلند میکند، باعث میشود که خاکش به آسمان برسد.
بهشت از خویش گر عذر پدر خواستهزاران عذر زان جرم از پسر خواست
هوش مصنوعی: اگر بهشتی از پدرش عذرخواهی کند، هزاران عذر برای گناه پسرش خواهد خواست.
که من در امر آدم بیگناهمولی از خاک پایت عذر خواهم
هوش مصنوعی: من در مورد انسان بیگناه هیچ نقشی ندارم، اما از خاک پای تو عذرخواهی میکنم.
گر او از من بناکامی برون شددل از حسرت مرا دریای خون شد
هوش مصنوعی: اگر او از من جدا شود، دل من از حسرت به مانند دریایی از خون میشود.
بعمر خود کشیدم انتظارتولی دانم که از من هست عارت
هوش مصنوعی: در طول عمرم منتظرت بودهام، اما میدانم که این انتظار برای من بیفایده است.
ز من یاد آوری حال پدر رابخواهی انتقام بوالبشر را
هوش مصنوعی: اگر بخواهی حال پدر را از من یاد کنی، پس باید انتقام انسانهای اولیه را نیز بخواهی.
بچشم آمد که آدم خاک و آبستاز آن غافل که جد بوتراب است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که انسان از جنس خاک و آب است، اما به این حقیقت توجه ندارد که ریشهاش به جدی میرسد که از خاک ساخته شده است.
کرم فرما و جرم رفته بپذیرکه خود شرمندهام ناکرده تقصیر
هوش مصنوعی: ای مهربان، لطف کن و خطای من را بپذیر، چون خودم از این که تقصیری نکردهام، شرمندهام.
نخورد از گندم او نانی ز غیرتچه گندم راند آدم را زجنت
هوش مصنوعی: آدم به خاطر غیرتش از بهشت رانده شد و از گندم هیچ نانی نخورد.
حقوق خلق اینسان زو ادا شدکه از حق بر خلایق پیشوا شد
هوش مصنوعی: حقوق مردم به خوبی و درستی ادا شد، به گونهای که او از حق بر مردم رهبری و ولایت یافت.
بخلق و حق ز انصافی که بودشنگشتی منفصل جود و سجودش
هوش مصنوعی: به خاطر خلق و حق به خاطر انصاف و عدلی که داشت، از generosity و عبادت خود جدا نشد.
بخویش انصاف آن باشد که خدمتز مولی با شدت بر قدر نعمت
هوش مصنوعی: خود را انصاف بده که خدمت به کسی باید بر اساس میزان نعمتی که به او داده شده، با جدیت و شدت انجام شود.
حساب خود کنی تا در مقابلعمل با مزد او گردد معادل
هوش مصنوعی: اگر حساب و کتاب کارهای خود را بکنید، در برابر اعمالتان پاداشی برابر با آن خواهید گرفت.
اگر دانی که اینمعنی محال استچو افزون از شمار او را نوالست
هوش مصنوعی: اگر میدانی که این موضوع غیرممکن است، زیرا او به اندازهای زیاد است که نمیتوان شمارش کرد.
ز درک نعمتش اندیشه لنگ استدو عالم از شمر آن بتنگ است
هوش مصنوعی: درک و فهم نعمتهای او برای ما دشوار و ناچیز است، زیرا هر دو جهان در برابر عظمت و ویژگیهای او ناتوان و نارسایی دارند.
مکن باری ز نعمت ناشناسیبنعمتهای منعم ناسپاسی
هوش مصنوعی: از نعمتهای کسی که به تو لطف کرده غافل مشو و سپاسگزاری نکن.
بود کفران نعمت آنکه اعضانباشد بند امر و نهی مولی
هوش مصنوعی: کسی که به دستورات و راهنماییهای مولای خود عمل نکند و به نعمتهایی که دارد کفران ورزد، به درستی انسان کاملی نیست.
نکردی چونکه یکخدمت بجا توبده انصاف خود در هر خطا تو
هوش مصنوعی: تو در قبال هر اشتباهی که کردهای، انصاف را رعایت نکردی و به خاطر یک خدمت کوچک، نیازی به این همه بیانصافی نداشتی.