بخش ۲۳ - و وجدک ضالاً فهدی
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع هدایت و راهنمایی از طریق عشق و معرفت اشاره دارد. شاعر به فردی به نام "احمد" یادآوری میکند که از عالم وجود جدا شده و به دنیای شهادت پا گذاشته است. او همچنین تجربهای از روشنایی و هدایت در دل جمع دارد و به احمد یادآوری میکند که میتواند بر گمراهان راهنمایی کند، زیرا او خود در سایهی قرب الهی قرار دارد. شاعر از فضل خود به احمد میگوید و بیان میکند که او مانند شمعی در جمع است و وظیفهاش راهنمایی دیگران به صراط مستقیم است.
احمدا یاد آر کز ملک وجودرخت بستی چون به اقلیم شهود
هوش مصنوعی: ای بیخبر، به یاد داشته باش که از قلمرو وجود خود کنارهگیری کردهای، همانطور که به عرصهی شهود قدم گذاشتهای.
تو به صحرای شهادت گم شدیهم جدا چون قطره از قلزم شدی
هوش مصنوعی: تو در میدان شهادت گم شدهای و بهتنهایی مانند قطرهای از دریا فاصله گرفتهای.
من نمودم ره تو را در بحر جمعروشنت کردم به جمع خود چو شمع
هوش مصنوعی: من راه تو را به وضوح نشان دادم و در میان جمع، نورانیات کردم، مانند شعله شمعی در جمع دیگران.
گشتم از فضل خود ای درّ یتیمرهنمایت بر صراط مستقیم
هوش مصنوعی: من با فضل و لطف خودم، ای مروارید یتیم، تو را راهنمایی میکنم تا بر راه راست و صحیح قدم بگذاری.
دادمت در ظل قرب خویش جاتا تو باشی گمرهان را رهنما
هوش مصنوعی: به تو در سایهی نزدیکی خودم مکانی دادم تا تو بتوانی راهنمایی برای گمراهان باشی.