۳۲- آیات ۶۷ تا ۷۳
هوش مصنوعی: داستان مربوط به ذبح یک گاو در قرآن اشاره به فرمان خدا به قوم بنیاسرائیل توسط حضرت موسی (ع) دارد. خداوند به آنها میفرماید که گاوی را ذبح کنند، اما قوم به این فرمان با تردید و استهزاء پاسخ میدهند. موسی به آنها توضیح میدهد که گاو باید ویژگیهای خاصی داشته باشد؛ نه پیر باشد و نه جوان، بلکه باید یک گاو میانسال و بدون عیب باشد.
پس از این، قوم خواستار توضیحات بیشتر درباره رنگ گاو میشوند و موسی به آنها میگوید که باید گاوی زرد و شاداب باشد. پس از اینکه قوم با شک و تردید مواجه شدند، در نهایت تصمیم به ذبح گاو میگیرند، اما تنها به خاطر اینکه تأکید بر جزئیات و وسواسهای بیمورد موجب تأخیر در عملشان گردید.
پس از ذبح گاو، به دستور خدا، آنها باید تکهای از آن را به کشته شده بزنند تا خداوند او را زنده کند و حقیقت را آشکار سازد. این عمل نشانهای از قدرت خداوند برای زنده کردن مردگان و تذکری برای قوم است تا عبرت بگیرند و به واقعیات ایمان بیاورند.
این قصه به عنوان نماد اهمیت اطاعت از دستورات خداوند و پرهیز از تردید و وسواس در انجام فرامین او مطرح میشود.
وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اَللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قٰالُوا أَ تَتَّخِذُنٰا هُزُواً قٰالَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ اَلْجٰاهِلِینَ (۶۷) قٰالُوا اُدْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ فٰارِضٌ وَ لاٰ بِکْرٌ عَوٰانٌ بَیْنَ ذٰلِکَ فَافْعَلُوا مٰا تُؤْمَرُونَ (۶۸) قٰالُوا اُدْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا لَوْنُهٰا قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ صَفْرٰاءُ فٰاقِعٌ لَوْنُهٰا تَسُرُّ اَلنّٰاظِرِینَ (۶۹) قٰالُوا اُدْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ إِنَّ اَلْبَقَرَ تَشٰابَهَ عَلَیْنٰا وَ إِنّٰا إِنْ شٰاءَ اَللّٰهُ لَمُهْتَدُونَ (۷۰) قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ ذَلُولٌ تُثِیرُ اَلْأَرْضَ وَ لاٰ تَسْقِی اَلْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاٰ شِیَةَ فِیهٰا قٰالُوا اَلْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهٰا وَ مٰا کٰادُوا یَفْعَلُونَ (۷۱) وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اَللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ (۷۲) فَقُلْنٰا اِضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ و یُحْیِ اَللّٰهُ اَلْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (۷۳)
هوش مصنوعی: موسی به قومش گفت که خداوند به شما دستور میدهد که یک گاو ذبح کنید. آنها پرسیدند: "آیا میخواهی به ما مسخره کنی؟" موسی گفت: "اعوذ بالله که از نادانان باشم." سپس آنها از موسی خواستند که از پروردگارش بخواهد نوع گاو را برایشان مشخص کند. موسی گفت: "او میگوید که این گاو نه پیر است و نه گوساله، بلکه میان آن دو، گاوی میانسال است. پس آنچه را که به شما دستور داده شده، انجام دهید." آنها دوباره از موسی خواستند که از خدا بخواهد رنگ گاو را برایشان مشخص کند. موسی گفت: "او میگوید که این گاو زرد رنگ و روشن است و چشم هر بینندهای را شاد میکند." آنها گفتند: "از پروردگارت بخواه که برای ما مشخص کند که این گاو چه نوعی است، زیرا گاوها را از نظر ما شبیه به هم کردهاند و اگر خدا بخواهد ما هدایت شده خواهیم بود." موسی پاسخ داد: "او میگوید که این گاو باید آرام باشد، نه برای کارهای کشاورزی رانده شود و هیچ عیب و نقصی نداشته باشد." آنها گفتند: "حالا حقیقت را گفتی، پس آن را ذبح کردند و نزدیک بود که انجام ندهند." و وقتی که شما نفسی را کشته بودید و در مورد آن درگیر شدید، خداوند آنچه را که پنهان کرده بودید، آشکار میکند. ما گفتیم: "او را با بخشی از آن گاو بزنید." بدین ترتیب، خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، شاید شما تعقل کنید.
چون گفت موسی مر قومش را بدرستی که خدا میفرماید شما را اینکه بکشید گاوی را گفتند آیا میگیری ما را باستهزاء گفت پناه میبرم بخدا اینکه بوده باشیم از نادانان (۶۷)، گفتند بخوان از برای ما پروردگارت را تا بیان کند برای ما چیست این گفت او میگوید که آن گاویست نه پیر از پا افتاده و نه جوان کار در نیامده، متوسط این، پس بکنید آنچه مأمور میشوید (۶۸)، گفتند بخوان برای ما پروردگارت را تا بیان کند برای ما رنگ آن را گفت که او میگوید آن گاویست زرد خالص که رنگش شاد میسازد نگرندگان را (۶۹)، گفتند بخوان برای ما پروردگارت را تا ظاهر کند از برای ما چیست این بدرستی که آن گاو شبیه است بر ما و بدرستی که اگر بخواهد خدای هر آینه هدایتیافتگانیم (۷۰) گفت که او میگوید که آن گاویست که نه رام باشد که شیار کند زمین را و نه آب دهد کشت را بیعیبی که نباشد رنگ دیگر در آن، گفتند اکنون آوردی براستی، پس کشتند آن را و نبود نزدیک که بکنند (۷۱) و چون کشتند نفسی را پس مرافعه کردید در آن و خدا بیرون آورنده است آنچه را که شما گمان میکردید (۷۲)، پس گفتیم که بزنید آن را بپاره آن گاو همچنین زنده میکند خدا مردگان را و مینماید شما را آیات خود تا شاید شما دریابید بعقل (۷۳)
هوش مصنوعی: موسی به قومش گفت که خدا به شما امر میکند که گاوی را بکشید. آنها با تعجب گفتند آیا ما را به تمسخر میگیری؟ موسی گفت از خدا به پناه میبرم اگر نادان باشیم. سپس قوم از او خواستند که پروردگارش را بخواند تا مشخص کند گاو چیست. موسی پاسخ داد که گاو باید نه پیر و نه جوان باشد، بلکه میانه باشد و آنها باید آنچه را که گفته شده انجام دهند. آنها دوباره از موسی خواستند تا بگوید رنگ گاو چیست و او گفت که گاو زرد خالص است و رنگش باعث شادابی ناظرین میشود. قوم همچنان شک داشتند و خواستند که بیشتر مشخصات گاو را بدانند. موسی بار دیگر از خدا خواست و این بار گفت که گاو باید کاملاً رام باشد و کارهایی مثل شخم زدن نکند و هیچ عیب دیگری نداشته باشد. قوم گفتند که حالا مشخصات را ارائه دادی و گاو را کشتند. اما بعد از کشتن گاو درباره آن دچار مشکل شدند و خدا آنچه را که گمان میکردند، نمایان کرد. سپس به آنها گفته شد که برای زنده کردن مرده، قسمت از آن گاو را بزنند تا نشان دهد چگونه خدا مردگان را زنده میکند و آیاتش را به آنها نشان میدهد تا شاید عقل خود را به کار بگیرند.
« در تحقیق ذبح بقره »
هوش مصنوعی: در این تحقیق به بررسی فرآیند ذبح بقره پرداخته میشود. هدف اصلی این مطالعه تحلیل نکات مختلف مرتبط با این موضوع، از جمله روشها، شیوههای بهداشتی و تأثیرات آن بر روی گوشت و سلامت انسان است. همچنین به بررسی جنبههای فرهنگی و مذهبی مربوط به ذبح بقره نیز توجه خواهد شد.
وینکه موسی گفت از رب البشرقوم را امر است بر ذبح بقر
هوش مصنوعی: موسی به قومش گفت که از پروردگار بشر فرمان آمده است که یک گاو را قربانی کنند.
نفس حیوانی است گاو و کشتنشدر ریاضت فرض داند ذی فنش
هوش مصنوعی: نفس انسان مانند نفس یک حیوان است و برخی معتقدند که برای رسیدن به کمال و رشد معنوی، باید این نفس را تحت کنترل قرار داد و از بین برد.
ذبح او منع وی است از هر هویوز فعالش باز بگرفتن بجا
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که قربانی کردن او، مانع از هر نوع تمایل و خواستهای برای او میشود و از فعالیتهایش بهطور مناسب جلوگیری میکند.
قوم گفتند اینست هزو و ریشخندیا گرفتی آنچه ناید در پسند
هوش مصنوعی: مردم گفتند که این کار تو شوخی و تمسخر است، یا اینکه به چیزی دست یافتهای که برایت مناسب نیست.
همچو فرعون آوری امری شنیعتا به استهزاء کنی ما را مطیع
هوش مصنوعی: تو مثل فرعون کار زشت و ناپسندی را به انجام میرسانی تا ما را به تمسخر بگیری و به اطاعت واداری.
گفت موسی می برم بر رب دینمن پناه از قول و فعل جاهلین
هوش مصنوعی: موسی گفت: من دین خود را به خداوند پناه میبرم و از گفتار و کردار نادانها در امانم.
هست استهزاء نشان اهل جهلفعل جاهل نزد من نا ید به سهل
هوش مصنوعی: تمسخر و بازی با دیگران نشانه نادانی و جهل افراد نادان است و من نمیتوانم به سادگی از کنار آن بگذرم.
قوم گفتند از خدا می کن سؤالکآن چه باشد چیستش یعنی خصال
هوش مصنوعی: قوم گفتند از خدا سؤال کن که آنچه هست، چیست و چه ویژگیهایی دارد.
گفت، آن نبود مسِن «لَّا فَارِض» استنه بر او آثار پیری عارض است
هوش مصنوعی: او گفت که آن شخص جوانی است که نشانهای پیری بر او نیست و به همین خاطر نمیتوان او را پیر دانست.
تا که زایل باشد استعداد اومحکم است و بی خلل بنیاد او
هوش مصنوعی: تا زمانی که قابلیت او از بین نرود، پایه و اساس او به طور محکم و بدون هیچ ضعفی پابرجاست.
هم نباشد بکر یعنی بس جوانکه بود نامستعد و ناتوان
هوش مصنوعی: هرگز نمیتواند جوانی که هنوز تجربه و قدرت کافی ندارد، به خودی خود به موفقیت و کمال برسد.
تا شماری قاصر و ناقابلشهم بود حمل ریاضت مشکلش
هوش مصنوعی: حتی اگر تعداد کمی از آنها هم باشند، تحمل سختیها برای او دشوار است.
بل عوان است آن ، نه پیر و نه جوانهست یعنی در میان این و آن
هوش مصنوعی: این جمله اشاره به حالت یا وضعیتی دارد که نه کاملاً به سن جوانی تعلق دارد و نه به سن پیری. به عبارت دیگر، این وضعیت در میانه این دو حالت قرار دارد.
واجب است این نزد عقل ذو فنوناز بیان فَافعلُواْ ماتُؤْمرُون
هوش مصنوعی: این عبارت به این معنی است که انجام دستورات و وظایف، امری لازم و ضروری است و باید به آن عمل کرد. عقل و دانش ما، به ما میگوید که باید نسبت به وظایف خود پایبند باشیم و آنها را انجام دهیم.
قوم گفتند از خدا خواه این زمانتا چه باشد رنگ او بهر نشان
هوش مصنوعی: قوم گفتند که از خدا بخواه که این بار چه نشانهای از او ظهور میکند.
گفت ، گوید حق که رنگ اوست زردهر که زین رنگش شناسد او ست مرد
هوش مصنوعی: او گفت که حقیقت رنگ زرد دارد و هر کسی که بتواند این رنگ را بشناسد، او را مرد واقعی میدانند.
با تو گوید سرّ لونش را صفیتا نباشد بر ضمیرت مختفی
هوش مصنوعی: او با تو از راز رنگ و روی خود سخن میگوید، تا هیچ چیزی در دل و ذهن تو پنهان نماند.
هست رنگ جسم اَسود در نمودزآنکه نبود هیچ نورش در وجود
هوش مصنوعی: جسمی که رنگش تیره و کدر است، به این دلیل است که هیچ نوری در آن وجود ندارد و از این رو در ظاهرش نمایان نمیشود.
رنگ آن نفس نباتی اخضر استزآنکه در وی نور هستی اظهر است
هوش مصنوعی: رنگ آن نفس گیاهی سبز است زیرا در آن نور وجود دارد که روشنایی به آن میبخشد.
لیک غالب باشد اندر وی سوادزآنکه ادراکش نباشد در نهاد
هوش مصنوعی: اما در او عمق و محتوا وجود دارد، چرا که درک و فهم آن در ذات او نیست.
رنگ قلب آمد سفید از روی قسمکو مجرد باشد ار دانی ز جسم
هوش مصنوعی: رنگ قلب به خاطر قسمتی که خورده، سفید شده است. اگر بدانی که روح از جسم جدا است، این را درک خواهی کرد.
وز ره ادراک و نورانیتشوز کمال و از علو رتبتش
هوش مصنوعی: از طریق فهم و روشنایی او، و از کمال و بلند مرتبهاش.
نفس حیوانیه بی شک احمر استکه به حیو انات عجم او در خور است
هوش مصنوعی: نفس حیوانی بدون تردید سرشار از زندگی و انرژی است، و این ویژگیها به موجودات غیر عرب (عجم) نیز تعلق دارد.
نور ادراکش چه باشد در نهادوز علاقۀ جسم هم دارد سواد
هوش مصنوعی: وقتی نور فهم و درک او در وجودش چقدر است و همچنین چه اندازه به جسم و ظواهر مادی علاقه دارد.
لاجرم احمر بود بی اعتراضوآن مرکب از سواد است و بیاض
هوش مصنوعی: بنابراین، او بدون هیچ اعتراضی سرخ بود و آن مرکب از سیاهی و سپیدی است.
لیک اندر وی سواد افزون تر استواندر انسان نفس لونش اصفر است
هوش مصنوعی: اما در آن انسان، کدرتر از رنگ زرد است و عمق بیشتری دارد.
نور ادراکش چو غالبتر بوددر جوار قلب زآن اصفر بود
هوش مصنوعی: وقتی روشنایی شناخت و درک بیشتر شود، در نزدیکی قلب، از زردی و ضعف دور خواهد بود.
زآنکه «صفرة حمرتی» باشد که آنمر بیاضش غالب است اندر عیان
هوش مصنوعی: زیرا که زردی سرخی دارد که در واقع سفیدی آن بر همه نمایانتر است.
فَاقِع آمد لون او اندر صفافَاقِع اعنی هست پر ضوء و بهاء
هوش مصنوعی: رنگ او در پاکی و روشنی به شدت نمایان است و میتوان گفت که او سرشار از نور و جلوه است.
شد مشعشع از شعاع نور قلبدارد استعداد بر دستور قلب
هوش مصنوعی: بر اثر تابش نور، روشن و درخشان شد، زیرا قلب او توانایی روی آوردن به احساسات عمیق دارد.
از لقایش ناظرین گردند شادنور استعدادش آمد چون زیاد
هوش مصنوعی: از دیدن زیبایی او، ناظران شادمان میشوند و نور استعداد او مانند نوری فراوان میتابد.
ناظرین آن کاملان عارفندکه ز استعداد هر کس واقفند
هوش مصنوعی: افراد آگاه و کامل کسانی هستند که به تواناییها و قابلیتهای هر فردی آشنا هستند و آن را میشناسند.
دوست دارند اهل استعداد راطالبان راه استرشاد را
هوش مصنوعی: افرادی که دارای استعداد هستند، مورد علاقه کسانی قرار میگیرند که به دنبال راهنمایی و ارشاد هستند.
قوم گفتند اشتباه افزوده گشتزین بقر افزون بود در کوه و دشت
هوش مصنوعی: مردم گفتند که اشتباهات بیشتر شده و این موضوع به خاطر وجود این گاو در کوه و دشت است.
مستعد یعنی فزون در مردم استآنکه باشد طالب و قابل کم است
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال یادگیری و توانایی است، به طور طبیعی در جمع افراد مستعد، کمتر به چشم میآید.
مستعد بسیار و طالب اندک استوآنکه شد طالب ز صد قابل یک است
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد ظرفیت و استعداد دارند، اما تعداد کمی به دنبال تحقق آن استعدادها هستند. و از میان کسانی که به دنبال آن هستند، تنها یکی از صد نفر میتواند به آنچه به دنبال آنند، دست پیدا کند.
نیست هر طبعی یقین قابل به کارهم نه هر قابل بود طالب شعار
هوش مصنوعی: هر طبعی به خودی خود نمیتواند مورد استفاده قرار گیرد و همچنین هر چیزی که قابلیت دارد، لزوماً خواهان جلب توجه نیست.
نیست هر طالب ، صبور و جاهد اوهر صبوری هم نباشد واجد او
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال هدفی است، لزوماً صبور و پرجوش و خروش نیست؛ همچنین، هر صبری هم توانایی و ویژگیهای لازم برای جهاد و تلاش را ندارد.
خواه از حق تا به ما واضح شودبی تشابه اصل آن لایح شود
هوش مصنوعی: هرچه که از حقیقت به ما روشن شود، این اصل بدون شباهت نمایان خواهد گشت.
گر خدا خواهد مگر یابیم بختوز گروه «مهتَدون» باشیم سخت
هوش مصنوعی: اگر خدا بخواهد، شاید بخت ما را بیابد و از گروه «هدایتیافتگان» قرار بگیریم.
یعنی اندر ذبح این شایسته گاویک جهت باشیم و سخت و کنجکاو
هوش مصنوعی: ما باید در موقع ذبح این گاو شایسته، یکدست و با دقت و کنجکاوی عمل کنیم.
وآنکه «إن شَآءالله » آمد در بیانبود ز استعداد ایشان یک نشان
هوش مصنوعی: این شخص وقتی میگوید «اگر خدا بخواهد»، نشاندهندهی این است که تواناییها و ظرفیتهای او در این زمینه، خود به خود وجود دارد.
زآنکه دانستند بی تقدیر حقمی نگیرد هیچ نقشی بر ورق
هوش مصنوعی: چون دانستند که هیچ چیزی بدون تقدیر خداوند به وجود نمیآید، هیچ نقشی بر کاغذ خلق نمیشود.
گفت احمد(ص) رهنمای هر صوابکرد استثنا بر ایشان فتح باب
هوش مصنوعی: احمد(ص) فرمود که او راهنمایی برای انجام کارهای پسندیده است و به خاطر ویژگیهای خاص خود، وارد مقامات بالاتر و شایستهتری شده است.
گر نمی گفتند استثنا به فالفتح این ره بهر ایشان بد محال
هوش مصنوعی: اگر به فال فتح نمیگفتند که این راه برای آنها استثناست، عبور از این مسیر برایشان غیرممکن بود.
نیست استثنا مراد از لفظ آنیافت باید سرّ آن در قلب و جان
هوش مصنوعی: مراد از کلام آن نیست که به ظاهرش توجه کنیم، بلکه باید راز آن را در دل و جان خود بیابیم.
تا تو دانی بی اراده و امر اونه رگی اندر بدن جنبد نه مو
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو نمیدانی و او اراده نکند، نه رگی در بدن حرکت میکند و نه مویی جا به جا میشود.
نه که استثنا به گفت آری به لبپس نبینی غیر خود را ذی سبب
هوش مصنوعی: انسان نباید تنها به حرفهای ظاهری اعتماد کند، چرا که ممکن است دلایل و عوامل دیگری در پس آن وجود داشته باشد که به چشم نمیآیند. در واقع، اگر به عمق موضوع نگاه کنیم، میتوانیم جلوههای دیگری از حقیقت را ببینیم.
گر بود توفیقی از رب الانامدر مقامش شرح این گویم تمام
هوش مصنوعی: اگر توفیق خداوند بزرگ شامل حال من شود، در مورد مقام و منزلت او به طور کامل توضیح میدهم.
منتظر باشند نک ارباب ربحتا شناسند آن بقر را بهر ذبح
هوش مصنوعی: منتظر بمانند تا که ارباب ربح مشخص شود، تا آن وقت این گاو را برای ذبح بشناسند.
گفت، گوید «لَّا ذَلُول » است این بقرنیست سرکش تا بود دور از اثر
هوش مصنوعی: او میگوید که این گاو رام نیست و سرکش است، تا زمانی که از تأثیرات دور باشد.
بلکه منقاد است بر امر و مطیعزیر بار شرع آید بس سریع
هوش مصنوعی: بلکه او در برابر دستورات و احکام تسلیم است و به راحتی زیر بار قوانین شرعی میرود.
در شیار ارض آید بر مراددارد استعداد یعنی بر سداد
هوش مصنوعی: در دل زمین چیزی به وجود میآید که به خواستهاش میرسد و نشان از قابلیت و استعدادش دارد، به این معنا که بر اساس درستی و صداقت حرکت میکند.
آب ندهد «حرْث» یعنی عاری استاز معارف وز حکم گر کاری است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر آب به زراعت نرسد، آن زمین از دانش و آگاهی خالی خواهد بود. همچنین، اگر حکمی در کار باشد که از این حقیقت آگاه نباشد، نتیجهای نخواهد داشت. به عبارتی، برای به دست آوردن علم و آگاهی، باید به تولید و تلاش نیاز باشد، و بدون آن، هیچ چیزی به دست نخواهد آمد.
سالم است از هر علامت در سراغنیست او را هیچ اصلا نقش و داغ
هوش مصنوعی: او کاملاً بینقص و بیعیب است و هیچ نشانهای از خود به جا نمیگذارد؛ نه علامتی و نه آثار و ردپایی.
یعنی آزاد است ز آداب و سننهم ز عادات و شرایع بی سخن
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که فرد از قوانین و آداب و سنن اجتماعی و همچنین از عادات و رسوم بدون اینکه نیاز به سخن گفتن باشد، رهایی یافته است. به عبارتی دیگر، او از قید و بندهای اجتماعی آزاد است و به شیوهای بیپروا زندگی میکند.
نیست او را خال از رنگ دگراعتقاد و مذهب اعنی در نظر
هوش مصنوعی: او هیچ رنگ و ظاهری غیر از اعتقاد و مذهبش ندارد، یعنی در نگاه دیگران تنها باورها و عقایدش را نشان میدهد.
تا صلاحیت در او نبود تمامبهر ذبح و واقفند از این کرام
هوش مصنوعی: تا زمانی که شایستگی در او وجود نداشته باشد، تمام نظرها و تشخیصها درباره او بیفایده و ناقص خواهد بود.
قوم گفتند این زمان بی کم و کاستجِئْتُ بِالْحق یعنی آوردی تو راست
هوش مصنوعی: قوم گفتند در این زمان، بدون کم و کاست، حقیقت را بهدرستی آوردی.
گشت ثابت بهر طلاب کمالآنچه بود آن مشتبه بی قیل و قال
هوش مصنوعی: برای طالب علم، شناخت حقیقت ثابت و پایدار است و نیازی به بحث و جدل نیست. آنچه که در جستجوی کمال به دست میآید، در نهایت بدون تردید و بحثهای اضافی روشن میشود.
گاو را کشتند و فعلی نیک بودلیک ترکش قوم را نزدیک بود
هوش مصنوعی: گاو را کشتند و این کار به نظر کار خوبی آمد، اما عواقب آن برای قوم و مردم نزدیک بود و ممکن بود مشکلاتی به همراه داشته باشد.
زآنکه « ما کاَدواْ » بر این با شد دلیلکه نبد نزدیک این فعل جمیل
هوش مصنوعی: از آنجا که "ما کادو" بر این موضوع دلیلی وجود دارد که این عمل زیبا نزدیک نیست.
بس فضول آورد قوم اندر کلامزآن همه تفتیش و تحقیقات خام
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در سخن خود سر و صدا و دخالت زیادی دارند، به طوری که به خاطر این همه کنجکاوی و جستجوهای بیفایده، حرفهای ناپختهای میزنند.
هیچ یعنی نفس از ا ین ره شاد نیستسهل و آسان در عمل منقاد نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند باعث شادی نفس انسان شود، زیرا عمل آسان و راحت نیست و نیاز به تلاش و کوشش دارد.
گفت پیغمبر (ص) کز آن تفتیش و جدسخت شد این کار بر هر مستعد
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود که به دلیل این جستجو و کنکاش، این کار برای هر کسی که آمادگی دارد، دشوار شده است.
گر نمی گشتند آنسان سختگیرزود گشتی قصدشان حاصل نه دیر
هوش مصنوعی: اگر آنها اینقدر سختگیر نبودند، هدفشان زودتر به نتیجه میرسید و به تأخیر نمیافتاد.
گفت هم زین قبل ز اکثار سؤالفرقه ای گشتند هالک بالمآل
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برخی افراد به دلیل زیادی پرسش و کنجکاوی، به گروهی تبدیل شدند که در نهایت به نابودی کشیده شدند.
قوم رفتند از پی تحصیل گاوسالها گشتند هر سو کنجکاو
هوش مصنوعی: مردم به دنبال گرفتن گاو رفتند و سالها در جاهای مختلف جستوجو کردند.
بود شیخی اندر اسرائیلیانداشت طفلی خرد با گاوی چنان
هوش مصنوعی: شیخی در میان قوم اسرائیل زندگی میکرد که فرزندی کوچک داشت و آن کودک در کنار گاوی بزرگ بود.
با عجوزی داشت نسبت سالخوردبرد شیخ آن گاو را بر وی سپرد
هوش مصنوعی: شیخ یک گاو را به زنی سالخورده سپرد که با او رابطه نزدیکی داشت.
گفت در مرعای خود این عِجل رادار تا نفعی دهد این طفل را
هوش مصنوعی: گفت در چراگاه خود این گوساله را نگهدار تا از آن برای این کودک بهرهای حاصل شود.
این حکایت را شنید از اشتهارآن عجوزه کاین چنین گشته است کار
هوش مصنوعی: این داستان را از مشهور بودن آن زن پیر شنیده است که به این شکل شده است کار وی.
کرد اخبار این سخن با آن پسرگشت خرّم ز استماع این خبر
هوش مصنوعی: این خبر باعث خوشحالی آن پسر شد و او از شنیدن آن بسیار شاد و خوشحال بود.
خواست تا بفروشد آن را در زمنکرد پس منع از فروشش پیره زن
هوش مصنوعی: مردی تصمیم میگیرد چیزی را بفروشد، اما زن سالخوردهای او را از این کار باز میدارد.
گفت نفروش ارچه بس کوشش کنندجز که جلدش پر زر از جوشش کنند
هوش مصنوعی: اگرچه تلاش زیادی برای خریدش میشود، اما نمیتوان آن را فروخت، مگر اینکه جلدش را از طلا پر کنند.
بر همین مبلغ که او گفتش فروختزآنکه چشم آن شیخ بر رزاق دوخت
هوش مصنوعی: او همان قیمتی را که آن فرد پیشنهاد داد، فروخت؛ زیرا چشم آن شیخ به روزی و روزیدهنده دوخته شده بود.
شیخ روح است و طبیعت پیره زنطفل عقل است ار نکو دانی سخن
هوش مصنوعی: شیخ، مانند روح است و طبیعت مانند زن سالمند، و کودک عقل نیز از آگاهی و دانش برخوردار است اگر به خوبی درک کنی.
وآن جوان کُشته در معنی است قلبکه چنین نور حیات از اوست سلب
هوش مصنوعی: جوانی که در دلش معنای عمیق وجود دارد، مانند نشانهای از زندگی است که از او گرفته شده و خاموش شده است.
شیخ روح، آن عِجل یعنی نفس رامی سپارد بر عجوز طبع ما
هوش مصنوعی: شیخ روح، نفس را به طبیعت پیر ما میسپارد.
تا به مرعای طبیعت پرورشبدهد او را روزگاری در روش
هوش مصنوعی: برای اینکه او را در طبیعت به خوبی پرورش دهد، زمان زیادی در روشهای طبیعی صرف میشود.
تا مگر روزی چنان کآمد به نقلگردد از وی منتفع آن طفل عقل
هوش مصنوعی: به امید اینکه روزی بیاید که از این فرد بهرهمند شود و عقل آن کودک رشد کند.
وآن بود بعد از رسیدن بر بلوغکار او یابد به دانایی فروغ
هوش مصنوعی: زمانی که به مرحله بلوغ میرسد، تواناییهای او به دانایی و شناخت روشنی دست پیدا میکند.
سازد از محسوس معقولات بکرمنتزع هر دم ز استعمال فکر
هوش مصنوعی: با استفاده از فکر و تأمل، هر لحظه معانی و مفاهیم جدیدی از دنیای محسوس و ملموس به دست میآید و این معانی خالص و ناب هستند.
از چراگاه طبیعت نفس راآرد و گیرد از او ساز و نوا
هوش مصنوعی: از دشت و دمن طبیعت، زندگی و نفس را به دست آورد و از آن، آهنگ و نغمههایی بسازد.
وآنکه میگشتند اسرائیلیانتا چهل سال از پی عِجلی چنان
هوش مصنوعی: افرادی که به دنبال گوساله طلایی بودند به مدت چهل سال در بیابان سرگردان بودند.
باشد از سیر الی الله اعتباراندر اخلاق و عمل با اختیار
هوش مصنوعی: مسیر رسیدن به خدا با توجه به رفتار و اعمال ما همراه با اختیار و اراده خودمان است.
تا به هنگام بلوغ معنویکآن چهل سال است بکر و مستوی
هوش مصنوعی: زمانی که به بلوغ معنوی دست پیدا کنی، مثل این است که برای رسیدن به این مرحله چهل سال تلاش کردهای، اما این تجربه تازه و نابی است که هنوز به پختگی کامل نرسیده است.
هست منع آن عجوزه در فروشز انقیاد شرع منع طفل هوش
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که مانند قدیمیها و سنتهای گذشته، در معاملات و فروش، برخی موانع وجود دارد که به دلیل رعایت قوانین و اصول شرعی بر ایجاد روابط و رفتارها تأثیر میگذارد. این موانع مانند محدودیتهایی هستند که به خاطر حفظ سلامت اخلاقی و اجتماعی فرد و جامعه در نظر گرفته شدهاند.
وآن قبول عقل از او بی اغتشاشبر مراعات است در نظم معاش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که پذیرش عقلانی از جانب او بدون هرگونه آشفتگی، وابسته به پیروی از قوانین در زندگی اجتماعی است.
وآن نمودن از طلا پر پوست راهست اشار ت بر بقا بعد از فنا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که چیزی که از طلا ساخته شده، در واقع پوستهای از طلاست و این نشاندهنده بقای چیزی بعد از نابودی است. به طور کلی، اشاره به این دارد که با وجود زوال و تغییرات، برخی از چیزها به نوعی باقی میمانند و ارزش خود را حفظ میکنند.
نفس چون شد کشته ره بر منزل استاز معانی هر چه خواهی حاصل است
هوش مصنوعی: وقتی نفس انسان به مرتبهای میرسد که دچار فنا شده و از خودگذشتگی میکند، راهی به سوی منزلتهای بالاتر مییابد و در این حالت میتواند به تمام معانی و آگاهیهای عمیق برسد.
نفس چون شد کُشته، حکم دوست راپر کنی از زرّ خالص پوست را
هوش مصنوعی: وقتی که نفس انسان از بین برود و او با نیّت پاک و خالص وارد عمل شود، میتواند به بهترین شکل ممکن به دستاوردها و نعمتهای واقعی دست یابد.
زر خالص وحدت بی کثرت است دولت بی انقراض و آفت است
هوش مصنوعی: وجود خالص یکپارچگی است و در آن هیچ گونه کثرتی وجود ندارد، همچنین حقیقیترین ثروت مستدام و بدون خطر نابودی و آسیب است.
رفت نکبت ها برون از شهر ماهر چه بینی دولت است از بهر ما
هوش مصنوعی: هر بدبختی و نکبت از شهر ما رفته و هرچه که در اینجا میبینی، برکت و خوشبختی برای ماست.
دولتی کو را نباشد نقص و رنجملک در ملک است و گنج اندر به گنج
هوش مصنوعی: دولتی که هیچ عیبی ندارد، در حقیقت، دچار کمبود و مشکلات نیست و ثروت و سرمایهاش به فراوانی در دسترس است.
در عجب زآنم که نالند این گروهاز مجاعت وز عطش در شهر و کوه
هوش مصنوعی: متعجبم از اینکه این گروه از گرسنگی و تشنگی در شهر و کوه شکایت میکنند.
از زمین تا آسمان بنهاده خوانوین گروه از قحط نان بر سر زنان
هوش مصنوعی: از زمین تا آسمان سفرهای پهن شده، اما این جمعیت به دلیل کمبود نان، ناله و گریه میکنند.
یا من اندر دید خود فرزانه امرفته یا عقلم ز سر، دیوانه ام
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که یا من به حدی عاقل و هوشیار هستم که نمیتوانم راه خود را پیدا کنم، یا اینکه عقل من از جایی خارج شده و به حالت دیوانگی درآمده است.
ور تو گویی بینم اینها من به خوابراست گویی، نیست با خلقم عتاب
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که اینها را در خواب دیدهام، راست میگویی، اما من با مردم هیچ کینهای ندارم.
زین گذشتم با تو گویم بالتمامنکتۀ آیات و تفسیر کلام
هوش مصنوعی: از این وضعیت عبور کردم و با تو بهطور کامل نکات آیات و تفسیر کلام را بیان میکنم.
بود شیخی اندر اسرائیلیانصاحب مال و منال و قدر و شان
هوش مصنوعی: شیخی در میان یهودیان وجود داشت که دارای ثروت، مقام و جایگاه بود.
بود او را یک جوانی خوبروبهر میراث آن بنی اعمام او
هوش مصنوعی: او جوانی خوشچهره داشت که برای به ارث بردن از آن خانواده بزرگ به دنیا آمده بود.
مر ورا کُشتند و مخفی ساختندنعش او را بر کنار انداختند
هوش مصنوعی: او را کشتند و جسدش را مخفی کردند و در کنار جایی انداختند.
طرح بر اسباط اسرائیل شدبس پی این قتل، قال و قیل شد
هوش مصنوعی: پس از وقوع این قتل، بحث و جدلهای زیادی بین مردم اسرائیل به راه افتاد و در مورد ماجرا حرف و حدیثهای زیادی رد و بدل شد.
بوده هم گویند بهر وصلتیاین عمل ز ابنای عمّ یا عمّتی
هوش مصنوعی: در این بیت به این نکته اشاره شده که برای برقراری ارتباط و نزدیکی میان افراد، این کار از سوی افراد نزدیک مانند پسرعموها یا دخترعموها انجام میشود. به عبارتی، حفظ پیوندهای خانوادگی و ارتباطات میان خویشاوندان مورد تأکید است.
دفع می کردند هر قومی ز خودتا به ذبح عجل از حق امر شد
هوش مصنوعی: هر قوم و گروهی سعی میکردند خود را از خطر دور کنند و از دست تجاوزات و ظلمها فرار کنند تا زمانی که به فرمان الهی، به قربانی کردن گاوی (عجل) رسیدند.
پس زدند اعضای او بر کشته باززنده گشت و شد برون از پرده راز
هوش مصنوعی: اعضای او بار دیگر بر او هجوم آوردند و او از مرگ بازگشت و از پرده راز بیرون آمد.
داد قاتل را نشان در ساعت اواز میان برخاست حرف و گفتگو
هوش مصنوعی: قاتل در ساعت معین از وجود خود صحبت و گفتگو را کنار گذاشت و مشخص شد که چه کسی است.
آن جوان قلب است و روح او را پدرمکنتش عرفان و علم با ثمر
هوش مصنوعی: جوانی مانند قلب است و پدرش با دانایی و عرفان خود، روح او را پرورش داده و به ثمر رسانده است.
قتل او منع از حیات واقعی استوآن حیات واقعی جز عشق نیست
هوش مصنوعی: کشتن او مانع از زندگی واقعی است و آن زندگی واقعی چیزی جز عشق نیست.
غیر استیلای شهوت ، هم غضبنیست بر قطع حیات او سبب
هوش مصنوعی: علاوه بر تسلط شهوت، خشم نیز نمیتواند دلیلی برای پایان زندگی او باشد.
وآن دو ابن نفس حیوانیه اندقاتل ابنای روحانیه اند
هوش مصنوعی: این دو فرزند نفس حیوانی هستند که فرزندان روحانی را از بین میبرند.
زآنکه نفس و روح از یک دوده انداز ازل با هم برادر بوده اند
هوش مصنوعی: چرا که نفس و روح از یک منبع و سرچشمه هستند و از آغاز خلقت، با یکدیگر پیوند برادری داشتهاند.
عقل فعال است ایشان را پدرکآن بود روح القدس اندر بشر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که عقل انسانها به طور فعال در آنها عمل میکند و این عقل مانند پدری است که ریشهاش در روح قدسی است که در وجود بشر وجود دارد. به عبارت دیگر، ظرفیت عقلانی انسانها نشأتگرفته از یک منبع عالی و روحانی است.
سابق ار گفتیم عقل است ابن روحبُد مراد از عقلِ شخصی بالوضوح
هوش مصنوعی: اگر قبلاً گفتیم که عقل همان روح است، مقصود از عقل شخصی به وضوح مشخص میشود.
واندر اینجا عقل کل فعال رادیعنی آن روح القدس باشد مراد
هوش مصنوعی: در اینجا منظور از "عقل کل" و "فعال راد" این است که آنچه که به عنوان روح القدس شناخته میشود، در واقع همان حقیقتی است که الهامبخش و پرتوان میباشد.
ضد ندارد حرف درویش ای ولیگر تو ضد بینی بود از بددلی
هوش مصنوعی: حرف درویش هیچگاه ضد و نقیض ندارد، ولی اگر تو به چیزی ضد ببینی، این ناشی از بدفهمی و بددلی توست.
حاصل استیلای شهوت با غضبکه بودشان نفس حیوانیه اَب
هوش مصنوعی: نتیجه تسلط بر شهوت و خشم این است که نفس انسانی به حالت حیوانی در میآید.
کُشته اند آن ابن عم خویش را قلب زادة روح نیک اندیش را
هوش مصنوعی: این شخصی که به او اشاره میشود، در واقع جان خود را به خاطر دیگران فدای کرده و روح لطیف و نیکوی خود را از دست داده است. او مانند یک فرزند نزدیک است که به خاطر افکار و اندیشههای خوبش، دچار آسیب و درد شده است.
بر قیاس اندر حدیث بی غلواکرموا عمتکم النّخله شنو
هوش مصنوعی: به اندازهای که امکان دارد، با احترام با مادر بزرگتان رفتار کنید. مانند درخت نخل که همیشه ارزش و احترام دارد، شما نیز باید برای بزرگترهای خود ارزش قائل باشید.
کز بقیۀ طین آدم گشته خلقلیک بر وضع دگر پوشیده دلق
هوش مصنوعی: از باقیماندهی خاک آدمی، مخلوقی آفریده شده است، اما به شکل و شمایلی متفاوت، جامهای بر تن دارد.
در نباتی نفس یعنی کامل استنفس حیوانیه را بس مایل است
هوش مصنوعی: نفس حیوانی که به معنای حیات و زندگی است، در موجودات نباتی به صورت کامل و تمام وجود دارد و به همین دلیل جذب آنها میشود.
پس بنی عم اند در سیر نظرنفس انسانی و حیوانی دگر
هوش مصنوعی: بنابراین، انسانها و حیوانات در روند تفکر و مشاهده خود تفاوتهایی دارند.
آن دو فرزندان نفس بی رشدکُشته ابن عم خود را از حسد
هوش مصنوعی: دو فرزند ناپخته، به خاطر حسادت، پسرعمویشان را کشتند.
بود این قتل از طمع بر مال اومعنی است آن مال و عشق و حال او
هوش مصنوعی: این کشتن به خاطر طمع به اموال او اتفاق افتاد، و در واقع، منظور از آن اموال، عشق و وضعیت اوست.
طمع بر آن مال هم باشد هوسزآنکه ناید کار عنقا از مگس
هوش مصنوعی: آرزو داشتن برای چیزهای ارزشمند و بزرگ به انسان انگیزه میدهد، اما نمیتواند به دستیابی به آنچه که واقعاً ارزشمند است، مانند وجود یک پرندهی نادر، منجر شود. برعکس، کسی که فقط به چیزهای کوچک و بیاهمیت میپردازد، نمیتواند به هدفهای بزرگ دست یابد.
طرح پس کردند نعش آن همامبر قوای روحی و طبعی تمام
هوش مصنوعی: پیکر آن انسان بزرگ را بر کمرهای قوی و روحی و طبیعتی تمام به دوش انداختند.
وآن همه اندر تدافع آمدندبهر دفع آن ز خود ساعی شدند
هوش مصنوعی: همه برای مقابله با آن مشکل دست به کار شدند و تلاش کردند تا از خودشان دفاع کنند.
دفع میکردند از خود آن فسادهر یکی زآن قوه های فحل راد
هوش مصنوعی: آنها با قدرت و تواناییهای خود، هر یک از فساد و خرابیها را از خود دور میکردند.
بر صلاح و حسن و فعل و حال خودو اشتغال خویش و استعمال خود
هوش مصنوعی: به خوب بودن و وضعیت و رفتار خود و مشغولیت و استعمالات خود توجه کن.
خویشتن هر یکی دادی به ضدنسبت آن فعل شوم پُر فِتن
هوش مصنوعی: هر انسانی به اندازهی کارهایی که انجام میدهد و خصوصیاتش به خوبی شناخته میشود و ممکن است بر اساس این ویژگیها قضاوت شود.
هست فادّارأتم از وجه لغتآن تدافع وآن تنازع زآن جهت
هوش مصنوعی: در واقع، دعوا و نزاع به این دلیل رخ میدهد که هر چیزی در تلاش است تا جای خود را در مفهوم و معنا پیدا کند.
پس به ذبح عِجل شد امر جلیلتا زنند اعضای او را بر قتیل
هوش مصنوعی: پس فرمان بزرگ الهی صادر شد که گوسالهای را ذبح کنند تا اعضای آن را بر بالای قربانی قرار دهند.
گشت ظاهر آنچه بود اندر کمونمخْرِج والله ماکُنْتُم تَکْتُمون
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که پنهان بود، به تدریج مشخص میشود و خداوند میداند که شما چه چیزهایی را مخفی میکردید.
گفت هم به بغضها قلنا اضربوهتا که گردد زنده قلب باشکوه
هوش مصنوعی: گفتند با غصههای خود بزنید تا قلبی با عظمت دوباره زنده شود.
دمّ گاو آمد اشارت بی سخنبر اماتۀ نفس پر آشوب و فن
هوش مصنوعی: دم گاو به همراه خود پیام و نشانهای دارد که بدون گفتن کلامی، به نفس ناآرام و درهم و برهم اشاره میکند.
د م ز اعضای وی آخر و اضعف استزین سپس باقی حیات اشرف است
هوش مصنوعی: بدن انسان در نهایت، تنها یک عضو ضعیف دارد و باقی اعضای آن از اهمیت بیشتری برخوردارند.
چونکه آخر شد حیات نفس خوارزنده شد دل، اولِ عشق است و کار
هوش مصنوعی: زمانی که زندگی و وجود ظاهری به پایان میرسد، دل زنده و بیدار میشود. این مرحله آغازین عشق و فعل عظیم است.
این چنین، حق زنده سازد مرده راتا کند چون عاشق دلبرده را
هوش مصنوعی: به این صورت، حق میتواند مرده را زنده کند تا او مانند عاشق، دلبسته و شیدا گردد.
تا کنید اندیشه در آیات اوپی برید از وصف او بر ذات او
هوش مصنوعی: برای تفکر در آیات او، باید از توصیفهای او به فهم ذات او برسید.
هیچ دیدی در خزان کز باد هاچون بمیرند این درختان جا به جا
هوش مصنوعی: آیا تا به حال در فصل پاییز دیدهای که چگونه درختان تحت تأثیر بادها به آرامی میمیرند و به جایگاه دیگری منتقل میشوند؟
میشود خشک و سیه چون پرّ زاغاز یکی باد خزانی دشت و باغ
هوش مصنوعی: با وزش یک باد خزان، همه جا میتواند خشک و سیاه و بیروح شود، مانند پرندهای که در این روزهای سرد و بیحیات به سر میبرد.
از نسیمی افتد اندر شاخ و برگچون به روی محتضر آثار مرگ
هوش مصنوعی: نسیم ملایمی که به شاخ و برگ درختان میوزد، مانند نشانههای مرگ است که بر چهره کسی که در حال احتضار است نمایان میشود.
همچو قبرستان شود گلزارهاجای گلها جمله گیرد خارها
هوش مصنوعی: به باغها و گلزارها همچون قبرستانی تبدیل میشود که در آن دیگر جز خارها چیزی نمیروید و گلها از بین میروند.
چون وزد باز آن نسیم فرودینمردگان سرها برآرند از زمین
هوش مصنوعی: زمانی که باد خوش نسیم فرودین وزیدن بگیرد، مردگان از خاک بیرون خواهند آمد و سرهای خود را بالا خواهند آورد.
گردد از باد بهاری هر شجرپای تا سر پر شکوفه پر ثمر
هوش مصنوعی: در فصل بهار، به علت وزش باد، هر درختی از ریشه تا نوک شاخههایش پر از شکوفه و میوه میشود.
هیچ کردی فهم و آوردی به یادکز کدامین مِروحه جست این دو باد
هوش مصنوعی: هیچ کس ندانسته و به یاد نمیآورد که از کدامین گل و گیاه این دو نسیم سرجامیآمدهاند.
آن یکی میرانَد و داد این یک حیاتاین یک است از موت و بعثش در نبات
هوش مصنوعی: یکی جان را میگیرد و دیگری زندگی میبخشد. یکی موجب مرگ است و دیگری باعث زندگی و رشد موجودات گیاهی میشود.
بهر هر شیئی چنین دان بی ز بحثهر دمی صد حشر و نشر و موت و بعث
هوش مصنوعی: برای هر چیزی چنین بدان که بدون گفتگو، هر لحظه صدها زندگی و مرگ و دوباره به وجود آمدن وجود دارد.
فرع ها دیدی، ندیدی اصلهامرجع این بادها و فصلها
هوش مصنوعی: اگر فرعها و انواع مختلف را دیدی، نباید فراموش کنی که اینها ریشه و اصل مشترک دارند که به بادها و تغییر فصلها برمیگردد.
هر زمانی بر تو فصلی دیگر استمانده فرعی رو به اصلی دیگر است
هوش مصنوعی: در هر زمان، شرایط و حال و هوای مختلفی بر تو حاکم است و آنچه که به نظر میرسد کم اهمیت است، در واقع به چیزی اصلی و مهمتر ربط دارد.
همچنین تا اصل اول کاین فصولجمله از وی منتزع شد در نزول
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تمام این فصلها و مباحث، در واقع از یک منبع اصلی نشات گرفتهاند و به نوعی به آن منبع برمیگردند.
نه خزان است اندر آنجا نه تموززآن بود فصلی بهشتِ جان فروز
هوش مصنوعی: در آنجا نه فصل پاییزی وجود دارد و نه گرما و تابستان. آنجا فصلی است که مانند بهشت، روح را روشن میکند.
چون بمیراند ز هر فصلی حقتمیکند بر فصل دیگر ملحقت
هوش مصنوعی: وقتی که کسی از فصل و مرحلهای میگذرد و به پایان میرسد، خداوند او را به فصل و مرحلهی دیگری منتقل میکند.
چونکه مردی از جماد و از نباتیابی از حیوان و پس ز آدم حیات
هوش مصنوعی: وقتی که انسانی را در نظر بگیری، او ابتدا از مواد غیرزنده و موجودات گیاهی آغاز میکند، سپس به حیوانات میرسد و در نهایت به آدمی زنده تبدیل میشود.
باز بیرون زین فصول اربعههست فصلی از ملک در مطمعه
هوش مصنوعی: بیرون از این چهار فصل، فصلی دیگر وجود دارد که در زمینهی ملک و قدرت قرار دارد.
چون از آن هم بگذری یابی حیاتاز لقای ذوالجلال ذوالصفات
هوش مصنوعی: اگر از این مراحل هم عبور کنی، به حیات واقعی خواهی رسید که از دیدار ذات بزرگ و مملو از صفات الهی به دست میآید.
پس چرا این موتت ای جان مشکل استکز پی اش هر دم حیاتی حاصل است
هوش مصنوعی: چرا مرگ تو ای جان اینقدر سخت و دشوار است، در حالی که به خاطر آن، هر لحظه زندگی جدیدی به دست میآید؟
میرسد از هر کنارم بوی اومی کشد بویش دلم را سوی او
هوش مصنوعی: از هر سو عطر او به مشامم میرسد و این بوی دلپذیر مرا به سمت او میکشاند.
میسپارم جان ز بوی دلکششجان چه باشد پیش روی مهوشش
هوش مصنوعی: من جانم را به بوی جذاب او میسپارم، زیرا جانم در برابر زیبایی او هیچ است.
عشق میگوید به گوشم با فنیگر ز جان لافی در این ره کودنی
هوش مصنوعی: عشق به من میگوید که اگر برای جانم فکرت را در این مسیر به کار نگیرم، احمق هستم.
هیچ داری گر جوی شرمندگیکن فرامش مردگی و زندگی
هوش مصنوعی: اگر چیزی داری، در جستجوی شرمندگی نباش و به یاد مرگ و زندگی نیفت.
جان و جانپردازی آنجا بازی استزندگی و مردگی غمازی است
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ در آنجا چون نمایشی است که جان و سرزندگی در آن بازی میکنند و همه چیز به نوعی تظاهر و نمایش است.
این منم، یعنی که بر وی جان دهمآنچه جانان داده بر جانان دهم
هوش مصنوعی: این من هستم که به خاطر او جانم را فدای او میکنم، همانطور که او برای محبوبش جان خود را فدای او کرده است.
با تو گویم گر نه زین آزرده ایتا تو دانی زنده ای یا مرده ای
هوش مصنوعی: اگر تو از این موضوع ناراحت نیستی، با تو صحبت میکنم تا بدانی که زندهام یا مرده.
بیخبر زآن نرگس مستانه ایوز حیات عاشقان بیگانه ای
هوش مصنوعی: بیدار نیستی از حال نرگسی که مست و شگفتانگیز است، و از زندگی عاشقانی که برای تو غریبه و ناشناختهاند.
عاشقان را هم نه این گنجایش استگر کند لطف او خود از بخشایش است
هوش مصنوعی: عاشقان نمیتوانند چنین ظرفیتی داشته باشند، زیرا اگر عشق او شامل حالشان شود، خود بخشایش او است.
ای خوش آن عاشق که یارش می بردنی که او خود می رود ره بیخرد
هوش مصنوعی: عاشق خوشبختی است که محبوبش او را به مسیر محبت میکشاند، زیرا او خود به تنهایی به راهی میرود که نشانههای نادانی دارد.
ای که بس کس را به خود ره داده ایوز همه مستغنی و آزاده ای
هوش مصنوعی: ای کسی که به بسیاری از افراد امکان نزدیکی و ارتباط را دادهای و از همه چیز بینیاز و آزاد هستی.
مر صفی را هم که عمری از یقینهست در کوی تو خاکستر نشین
هوش مصنوعی: حتی اگر کسی سالها در جستجوی یقین و حقیقت باشد، با وجود عشق تو، مانند خاکستر در کوی تو باقی میماند.
شاید ار پردازی اش خاطر ز غیرجز تو هیچش تا نیاید پیش سیر
هوش مصنوعی: شاید اگر به او توجه کنی، هیچ چیز جز تو در فکرش نخواهد بود و به دنبال کسی دیگر نمیرود.
گر که هم زین آرزو ناقابل استقابلیت بخش، سلطان دل است
هوش مصنوعی: اگرچه این آرزو برای ما بزرگ نیست، اما دل آن را میتواند ارزشمند کرده و به آن معنا ببخشد.
دل بپردازش ز غیر ذات خودفارغ از کونین و محو و مات خود
هوش مصنوعی: دل را از غیر خود آزاد کن و از دو عالم بینیاز شو، در حالی که همه چیز در خود را فراموش کنی.
خواهم آن جامی ز دست مِی فروشکه نیایم هرگز از مستی به هوش
هوش مصنوعی: من به دنبال آن جام هستم که از دست فروشنده شراب بگیرم و به قدری مست شوم که هرگز به حالت هوشیاری برنگردم.
تا شناسم کاین کدام است آن کدامدوزخ است این بهر عاشق یا مقام
هوش مصنوعی: باید بفهمم که کدام یک از اینها متعلق به دوزخ است و کدام مقام برای عاشق است.