۱۱۳- مناجات
هوش مصنوعی: در این دعا، فرد از خداوند درخواست بخشش و مغفرت میکند و به نقصها و خطاهای خود اعتراف میکند. او نیازمندی و فقر خود را در برابر غنای خداوند بیان میکند و میگوید که هیچ چیز جز زشتی و خطا از او دیده نمیشود. دعا کننده میفهمد که وجود او از خاک و عدم است و تنها خداوند است که میتواند او را به سوی نیکی هدایت کند. او خدا را به عنوان فردی پاک و بخشنده میستاید و از او میخواهد که درهای رحمت را به روی گنهکاران بگشاید. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که هر گناهی که پیش میآید، برکت و رحمت خداوند است که باید درها را به روی بندگانش بگشاید.
ای خدا ما را به فضل خود ببخشور خطای ما گذشت از حد ببخش
هوش مصنوعی: خدایا، ما را با رحمت خود آمرزش بده و اگر اشتباهات ما از حد گذشته، آنها را نیز ببخش.
گر که نگذشتیم ما از فعل زشتحلم کن بگذر ز مشتی بد سرشت
هوش مصنوعی: اگر از کار ناپسند ما بگذرند، تو هم باید از رفتار بد برخی افراد بگذری.
تو توانی هر بدی را خوب کردصورت مبغوض را محبوب کرد
هوش مصنوعی: تو میتوانی هر زشتی را به زیبایی تغییر دهی و آنچه را که ناپسند است، محبوب و دلپذیر کنی.
گر سرشت ماست بد، نیکوش کنخانه ور گلخن بود مینوش کن
هوش مصنوعی: اگر ذات ما بد است، آن را به خوبی تغییر دهیم. اگر منزل ما گلی و کثیف است، پس همانطور که هست، نوشیدن را ادامه بدهیم.
عجز و استدعاست از ما، وز تو جودجود کن کایجاد ما از جود بود
هوش مصنوعی: ما در ناتوانی و درخواست از تو هستیم، پس با generosity و بخشندگیات ما را یاری کن، زیرا وجود ما نتیجهی بخشندگی توست.
ما فقیریم از دو صد ره ای غنیاز غنی بهر فقیر است ایمنی
هوش مصنوعی: ما فقیر هستیم، اما تو از هر طرف ثروتمند هستی و ثروتت برای تامین امنیت فقیران به کار میآید.
احتیاج و فقرِ ما ناید به گفتآن تو دانی که نداری مثل و جفت
هوش مصنوعی: نیاز و فقر ما نیازی به توضیح ندارد، زیرا تو خود بهتر میدانی که در زندگی چیزی مشابه و برابر نداری.
از تو نامد غیر نیکی در عیانوز من الاّ زشتی و سهو و زیان
هوش مصنوعی: از تو جز خوبیها در ظاهر دیده نمیشود و از من جز بدیها و اشتباهات و ضررها نمایان نیست.
تو همانی ای خدای فرد پاککه نمودی خلقت ما ز آب و خاک
هوش مصنوعی: تو ای خدای بزرگ و پاک، همان کسی هستی که آفرینش ما را از آب و خاک به وجود آوردی.
من همان خاکم که بودم در نخستخاک چبود تا بود کج یا درست
هوش مصنوعی: من همان خاکی هستم که از ابتدا بودهام، خاکی که همیشه وجود داشت، چه در حالت نادرست باشد و چه درست.
خاک، سر تا پاست عجز و احتیاجسهو و سقم و انکسار و اعوجاج
هوش مصنوعی: زمین و طبیعت، از ابتدا تا انتها نشانگر ناتوانی و نیازمندیهای ماست؛ نواقص، خطاها و کجرویها در آن وجود دارد.
پس به هر گامی بلغزد گر پی امعفو کن از من که جز خاکی نی ام
هوش مصنوعی: با هر قدمی که برمیدارم، ممکن است لغزشی پیش بیاید. اگر به دنبالم میآیی، لطفاً مرا ببخش؛ زیرا من چیزی جز خاک نیستم.
این دعای ما هم از تلقین توستگر نمایی مستجاب آئین توست
هوش مصنوعی: دعای ما نیز به دلیل آموزشهای توست و اگر تو بخواهی، این دعا به حقیقت میپیوندد.
هوش دادی پس زبان و چشم و گوشخاک پستی را که بود از خود خموش
هوش مصنوعی: به تو عقل و شعور بخشیدهاند، اما زبان و چشم و گوش تو به این دنیا و امور پستش بیاعتنا هستند و از خود هیچ نمیگویند.
کت بخوانم با هزاران لابه منپای دانم باز از پا تا به من
هوش مصنوعی: با تلاش و زحمت بسیار کتاب میخوانم، اما با این حال، میدانم که چه مشکلاتی در مسیر من وجود دارد.
عقل هم بیگانه زین ادراک بودزآنکه ذاتت از تعقل پاک بود
هوش مصنوعی: عقل نیز از این درک بیگانه است، زیرا وجود تو از فکر و تعقل خالی است.
کس نداند جز تو وجه رابطهکز چه شد عقل از جنابت واسطه
هوش مصنوعی: هیچکس جز تو نمیداند که چه چیزی باعث شده است عقل از وضعیت ناپسند و نادرست جدا شود و به کمال برسد.
تا که داند یا که بشناسد کستدل نشان یابد ز سرّ اقدست
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی نتواند دل را بشناسد یا بفهمد، او از اسرار خدا آگاه نخواهد شد.
مع به قیّومیّتی با ممکناتوین منافی نیستت با قدس ذات
هوش مصنوعی: وجود تو با قادرت بودن برای آفریدن، هیچ تناقضی با پاکی و بینقصی ذاتیات ندارد.
یا که با معلول ربط علت استیا که آن هم نیست صرف وحدت است
هوش مصنوعی: یا اینکه معلول به علتش ارتباط دارد، یا اینکه حتی این ارتباط هم وجود ندارد و تنها یک وحدت ساده است.
خود تویی یعنی که بر خود عارفینیست موصوفی دگر یا واصفی
هوش مصنوعی: تو خودت هستی، یعنی هیچ کس جز تو نمیتواند تو را بشناسد و توصیف کند.
این عدمها که به هست آورده اینیست جز بر روی هستی پرده ای
هوش مصنوعی: این عدمهایی که به وجود آوردهای، چیزی نیست جز پردهای بر روی حقیقت وجود.
هستی ما نیست جز نقش علمظاهر آمد رأی نقاش از قلم
هوش مصنوعی: وجود ما فقط تصویر و نمود علم است، که به قلم نقاشی شده و در نظر و اندیشه آمده است.
یک قلم زد عالم و افلاک شدخاک لاشیء لایق لولاک شد
هوش مصنوعی: یک قلم از جانب خداوند بر همه جهانیان زده شد و به سبب آن، آسمانها و زمین به خاک تبدیل شدند؛ هیچ چیزی در برابر عظمت تو شایسته نیست.
خاک کی از بود خویش آگاه بودیا که او را ره بر آن درگاه بود
هوش مصنوعی: خاک یا زمین هرگز از وجود خود و آنچه هست، آگاه نبوده و نمیداند که چگونه به آن درگاه و مقام رسیده است.
خاک را چون را ه دادی ز ابتدانک مبند آن در ز جرم ما به ما
هوش مصنوعی: اگر از ابتدا به خاک، که راهی برای کامیابی است، فرصتی دادی، پس آن را به خاطر آلودگیهای ما ببند.
آنچه از ما شد عیان تقصیر بودوز تو بخشش بود اگر تقدیر بود
هوش مصنوعی: آنچه که از ما نمایان شد نقایص و اشتباهات بود، و اگر تقدیر چنین نبود، تو میبخشیدی.
کی مقدر بود عصیان بهر کسور که بود از بهر رحمت بود و بس
هوش مصنوعی: هیچکس تقدیر نشده که در مسیر نافرمانی قرار گیرد، بلکه همه چیز به خاطر رحمت و بخشش خداوند است.
پیش از آن کآید گناهی در وجودباب رحمت بر گنهکاران گشود
هوش مصنوعی: قبل از اینکه گناهی مرتکب شود، درب رحمت بر روی گنهکاران باز شده است.
باب رحمت باش هر دم بازتربر گنه کاران بلند آوازتر
هوش مصنوعی: هر لحظه درهای رحمت را به روی گناهکاران بیشتر بگشای و با صدای بلندتری پیغام بخشش و محبت را برسان.
تا درآیند اهل عصیان از درتجام بخشایش خورند از کوثرت
هوش مصنوعی: وقتی که اهل نافرمانی وارد شوند، از درگاه تو نعمت و بخشش فراوانی دریافت خواهند کرد.