۲۲- آیات۵۸ تا ۶۲
هوش مصنوعی: برادران یوسف به مصر آمدند و او آنها را شناخت، ولی آنها او را نشناختند. یوسف پس از آماده کردن وسایل سفرشان، از آنها خواست برادر دیگری به نام بنیامین را بیاورند. اگر نتوانند او را بیاورند، نمیتوانند از او غله بگیرند. برادران تصمیم گرفتند در این مورد با پدرشان یعقوب صحبت کنند. یوسف به غلامانش دستور داد تا مایحتاج تجاری آنها را در بارشان بگذارند تا وقتی به خانه برگشتند، متوجه شوند و بازگردند. یعقوب در ابتدا اجازه نداد بنیامین را بفرستند، اما بعد از تاکید فرزندانش بر نیاز به غذا، موافقت کرد.
همه برادران به مصر آمدند و از یوسف خواستند تا به دلیل قحطی به آنها غذا دهد. یوسف که خود را به عنوان پادشاه مصر معرفی کرده بود، آنها را جاسوس خواند و خواست برادرشان را به او بیاورند تا مطمئن شود که راستگو هستند. آنها قول دادند بنیامین را بیاورند و یوسف یکی از برادرانشان را به عنوان زندانی نگه داشت تا ضمانتی برای بازگشت آنها باشد.
یوسف همچنین دستور داد تا غله و مایحتاج برادران را در بارهایشان پنهان کنند تا شاید این باعث بازگشت آنها شود. بعد از مراجعت برادران به خانه، آنها باید داستانی برای قانع کردن یعقوب میساختند تا بنیامین را به مصر بیاورند.
وَ جٰاءَ إِخْوَةُ یُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَیْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ (۵۸) وَ لَمّٰا جَهَّزَهُمْ بِجَهٰازِهِمْ قٰالَ اِئْتُونِی بِأَخٍ لَکُمْ مِنْ أَبِیکُمْ أَ لاٰ تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی اَلْکَیْلَ وَ أَنَا خَیْرُ اَلْمُنْزِلِینَ (۵۹) فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِی بِهِ فَلاٰ کَیْلَ لَکُمْ عِنْدِی وَ لاٰ تَقْرَبُونِ (۶۰) قٰالُوا سَنُرٰاوِدُ عَنْهُ أَبٰاهُ وَ إِنّٰا لَفٰاعِلُونَ (۶۱) وَ قٰالَ لِفِتْیٰانِهِ اِجْعَلُوا بِضٰاعَتَهُمْ فِی رِحٰالِهِمْ لَعَلَّهُمْ یَعْرِفُونَهٰا إِذَا اِنْقَلَبُوا إِلیٰ أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (۶۲)
هوش مصنوعی: برادران یوسف به نزد او آمدند و وقتی که وارد شدند، او آنها را شناخت، اما آنها او را نمیشناختند. زمانی که یوسف به آنها کالاهایشان را داد، به آنها گفت که برادر دیگری از پدرشان بیاورند و از آنها خواست که آیا نمیبینند که او میزان را به طور کامل میدهد و بهترین نازل کننده است. اگر نتوانند برادرشان را بیاورند، دیگر نمیتوانند از او کالا دریافت کنند و نباید به نزد او نزدیک شوند. آنها در پاسخ گفتند که تلاش خواهند کرد برادرشان را از پدرشان بخواهند و حتماً این کار را انجام خواهند داد. یوسف به خدمتگزارانش گفت که پولهای آنها را به وسایلشان بگذارند، تا شاید وقتی به خانوادههایشان برگشتند، آن را شناسایی کنند و به نزد او برگردند.
و آمدند برادران یوسف پس داخل شدند بر او پس شناخت ایشان را و آنها بودند مر او را ناشناسندگان (۵۸) و چون سامان کرد ایشان را بساز سفرشان گفت بیارید مرا برادری که مر شما راست از پدرتان آیا نمیبینید که من تمام میدهم پیمانه را و من بهترین فرودآورندگانم (۵۹) پس اگر نیارید نزد من او را پس نباشد شما را پیمانه نزد من و نزدیک مشوید مرا (۶۰) گفتند بزودی چارهجویی میکنیم از او پدرش را و بدرستی که ما هر آینه کنندگانیم (۶۱) و گفت مر غلامانش بگذارید مایۀ تجارتشان را در رحلهاشان باشد که ایشان بشناسند او را چون باز گردند بسوی کسانشان باشد که ایشان بازگشت کنند (۶۲)
هوش مصنوعی: برادران یوسف به نزد او آمدند و او آنها را شناسایی کرد، اما آنها او را نمیشناختند. زمانی که او شرایط سفرشان را مهیا کرد، از آنها خواست که برادر دیگرشان را بیاورند و گفت که او به همه نیازهایشان پاسخ خواهد داد و بهترین کسی است که میتواند به آنها کمک کند. اگر نتوانند برادرشان را بیاورند، نمیتوانند به او نزدیک شوند و پیمانهای به آنها داده نخواهد شد. برادران قول دادند که برای حل این مشکل اقدام میکنند و به پدرشان خواهند گفت. همچنین یوسف به غلامانش دستور داد که وسایل تجارت برادران را در بارهایشان قرار دهند تا هنگامی که به خانه برگردند، بتوانند یوسف را شناسایی کنند.
سوی یوسف باز ران کاخوان اومیرسند از قحط بر ایوان او
هوش مصنوعی: به سمت یوسف برگرد، زیرا آن کسانی که از گرسنگی به او پناه آوردهاند، به دروازهاش خواهند رسید.
شد چو در کنعان پدید آثار قحطسخت بر یعقوبیان شد کار قحط
هوش مصنوعی: وقتی نشانههای قحطی شدید در سرزمین کنعان ظاهر شد، وضعیت یعقوبیان به دلیل این قحطی به شدت وخیم شد.
عزم کردند آنکه ره پیمای مصرجمله گردند از پی مولای مصر
هوش مصنوعی: آنها تصمیم گرفتند که گروهی همراه با سردار مصر، راهی سفر به مصر شوند.
با پدر گفتند کاندر مصر هستپادشاهی بس کریم و حق پرست
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که در مصر پادشاهی وجود دارد که صفات نیکویی دارد و به حق و عدالت احترام میگذارد.
هم به ایتام و مساکین دلنوازهم به ابناء السبیل او کارساز
هوش مصنوعی: این جمله به اهمیت محبت و کمک به افراد نیازمند اشاره دارد. یعنی نسبت به یتیمان و فقیران باید با لطافت و محبت برخورد شود، و همچنین به مسافران و کسانی که در راه هستند باید یاری رساند و به آنها کمک کرد.
گر که فرمایی به سویش ز اهتمامگام برگیریم از بهر طعام
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی، ما با توجه و جدیت به سمت او حرکت میکنیم تا برای او غذا تهیه کنیم.
پس اجازت داد یعقوب حزینجز به بنیامین که بودش همنشین
هوش مصنوعی: پس یعقوب حزین اجازه داد به جز بنیامین، که او هم نشینش بود.
رفت باقی هر یکی با اشترشبار او از پشم و کشک اندر خورش
هوش مصنوعی: هر کسی با بار خود که شامل پشم و کشک است، به سفر خود ادامه میدهد.
هم به نام ابن یامین در قطاراشتری بردند با آن جنس و بار
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به این است که شخصی به نام ابن یامین را با بار و محمولهای خاص به اشتری بردند. این جمله به نوعی به سفر یا حرکت او در یک وسیله نقلیه اشاره دارد که به همراه جنسی که دارد، صورت میگیرد.
آمدند اخوان یوسف سوی مصرپس بر او داخل شدند از کوی مصر
هوش مصنوعی: برادران یوسف به مصر آمدند و سپس وارد شهر مصر شدند.
پس به عبری رسم خدمت را بجایاندر آوردند از بهر عطای
هوش مصنوعی: پس به زبان عبری، نشانهای از خدمت را به جا آوردند به خاطر پاداشی که میخواستند.
بازشان بشناخت یوسف چون بدیدلیک کس نشناخت ز ایشان آن فرید
هوش مصنوعی: یوسف به محض دیدن برادرانش آنها را شناخت، اما هیچکدام از آنها او را نشناختند.
زآنکه اندر کودکی او را رهاکرده بودندی به کنعان بینوا
هوش مصنوعی: چون او را در کودکی ترک کرده بودند، در سرزمین کنعان در حال سرگردانی و بیپناهی است.
آن زمان بگذشته بُد زآن سالهاخاصه دیدندش بدان اجلالها
هوش مصنوعی: در آن زمان که سالها پیش گذشته بود، او را با آنهمه شکوه و عظمت مشاهده کردند.
بر سریر پادشاهی مستقرتاج زرّینش پر از گوهر به سر
هوش مصنوعی: بر روی تخت سلطنت نشسته، تاج طلاییاش پر از جواهرات درخشنده است.
فیلسوفان گفته اند از معصیتمیرود از دیده نور معرفت
هوش مصنوعی: فیلسوفان بیان کردهاند که بدیها و گناهان باعث میشوند که انسان از درک و فهم واقعی دور شود و نور شناخت به چشم او نرسد.
یا ز پشت پرده یوسف گفت راززآن سبب نشناختندش هیچ باز
هوش مصنوعی: از پشت پرده، یوسف رازهایی را فاش کرد، اما به همین دلیل هیچکس نتوانست او را بشناسد.
گفت یوسف خود شما ای مردمانکیستید و از کجا آیید هان
هوش مصنوعی: یوسف به شما ای مردم میگوید که شما کی هستید و از کجا آمدهاید.
پس بگفتند اهل کنعانیم ماوز شبانان خسته از قحط و بلا
هوش مصنوعی: اهالی کنعان هستیم و از سختیهای قحطی و بلاهایی که به ما فشار آورده، خستهایم.
آمدیم اینجا که از جودت مگربازگردیم از طعامی بهره ور
هوش مصنوعی: ما به اینجا آمدهایم تا از بخشش و مهربانی تو بهرهمند شویم و امید داریم که از نعمتها و غذایی که تقدیم میکنی، استفاده کنیم.
قحط اندر شهر ما گردیده عامشاید از جودت رسد ما را طعام
هوش مصنوعی: قحطی در شهر ما اتفاق افتاده و ممکن است از بزرگواری و سخاوت کسی به ما غذا برسد.
گفت جاسوسان نباشید از بلادکآمدید اینجا به تفتیش از فساد
هوش مصنوعی: جاسوسها نکنید که از سرزمینهای دور به اینجا آمدهاید تا فساد را بررسی کنید.
باز گفتند ای ملک ما ده نفرجملگی باشیم نسل یک پدر
هوش مصنوعی: دوباره گفتند، ای پادشاه، ما ده نفر هستیم و همگی از نسل یک پدر میباشیم.
نام او یعقوب و خود پیغمبر استنسل ابراهیم ابن آذر است
هوش مصنوعی: او یعقوب نام دارد و خود پیامبر است، نسل او به ابراهیم، پسر آذر میرسد.
گفت دارد چند فرزند ای ثقاتیازده گفتند اینک در حیات
هوش مصنوعی: سؤال کردند که چند فرزند دارد، جواب دادند یازده نفر که هنوز زنده هستند.
بودمان هم از برادر خود یکیخورد او را گرگ اندر کودکی
هوش مصنوعی: ما و برادرمان از یک خانواده هستیم، اما در زمان کودکی، یکی از ما تحت تأثیر بدی قرار گرفت و مانند گرگ رفتار کرد.
وآن یکی کز مادر او بُد پدربهر خدمت داشت با خود در مقر
هوش مصنوعی: و آن کسی که پدرش از مادرش به دنیا آمده بود، برای خدمت به خود، در محل استقرارش حضوری داشت.
گفت اینجا خود بود آیا یکیکه شناسد مر شما را بی شکی
هوش مصنوعی: گفت آیا در اینجا کسی هست که شما را بشناسد و به این موضوع شک نداشته باشد؟
کس بگفتند اندر اینجا نیست، کوواقف از احوال ما باشد نکو
هوش مصنوعی: کسی در اینجا نیست که به حال و روز ما آگاه باشد و درک درستی از وضعیت ما داشته باشد.
گفت آرید آن برادر پیش منتا شناسم راستگوتان در سخن
هوش مصنوعی: گفت برادر را بیاورید پیش من تا بتوانم راستگویی شما را در حرفهایتان تشخیص دهم.
پس بگفتند آوریمش بعد از اینتا نمایی تو به صدق ما یقین
هوش مصنوعی: پس گفتند که بعد از این او را بیاوریم تا تو به صداقت ما ایمان بیاوری.
گفت ماند یک نفر در این بلداز شما کآرید او را گر بود
هوش مصنوعی: گفتند که در این شهر یک نفر از شما باقی مانده است، اگر او وجود داشته باشد، او را بیاورید.
ماند شمعون پس در آن بیت السکونقرعه چون بر نام او آمد برون
هوش مصنوعی: شمعون در مکانی آرام و ساکت باقی ماند و وقتی قرعه به نام او افتاد، از آنجا خارج شد.
گفت یوسف تا بضاعت هایشانبِستُدند و داد گندم جایشان
هوش مصنوعی: یوسف گفت که وقتی نیازمندیهای آنها را برطرف کرد و به آنها گندم داد.
وآن زمان که کارشان یوسف بساختهر یکی را داد یک بار و نواخت
هوش مصنوعی: در آن زمان که یوسف کار خود را تمام کرد، هر کدام را یک بار و با محبت مورد توجه قرار داد.
خواستند افزوده یک بار دگربهر آن یک کو بود نزد پدر
هوش مصنوعی: آنها خواستند که دوباره به پدر برگردند تا یک بار دیگر آن شخص را نزد او بیاورند.
گفت آرید آن برادر سوی منکز پدر دارید بی تدبیر و فن
هوش مصنوعی: گفت که آن برادر را به سوی من بیاورید، زیرا او از پدر، بیتدبیر و بدون مهارت است.
یا نبینید آنکه پیمایم تمامباز مر پیمانه در حقّ انام
هوش مصنوعی: شاید بهتر باشد که شما به کارهای من توجه نکنید، زیرا به نظر میرسد که من تمام پیمانهها را پر کردهام و در حال حاضر در مسیر خودم همچنان پیش میروم.
بهترینم از فرود آرندگانچون رسد مهمانم اندر بزم و خوان
هوش مصنوعی: بهترین مهمانم که از پایینتر آمدند، وقتی به مهمانی و سفره من برسد.
هیچ از اکرام و احسان بر عبادباز نگذارم فرو ز انصاف و داد
هوش مصنوعی: هیچ وقت از نیکی کردن و کمک به بندگان دریغ نخواهم کرد، و هرگز از انصاف و عدالت بازنخواهم ایستاد.
گر نیارید آن برادر را به نامنیست نزدم بر شما کیل از طعام
هوش مصنوعی: اگر به خواسته برادرم توجه نکنید، در نزد من به حساب نمیآیید و من به شما چیزی نمیدهم.
بعد از این نایید اندر شهر منهم نیارید این بضاعت بهر من
هوش مصنوعی: دیگر به شهر من نیا، و برای من هم آنچه داری، نیاور.
پس بگفتند آوریم او را به زودوز پدر گیریم بازش در ورود
هوش مصنوعی: پس گفتند که به زودی او را میآوریم و سپس از پدرش دوباره برای ورودش اجازه میگیریم.
حیله اندیشیم و آریمش به جهدما کنیم آن را که گوییمت ز عهد
هوش مصنوعی: ما به دنبال نقشهها و تدبیرهایی هستیم و تلاش میکنیم تا به هدفی برسیم که در گذشته به ما گفته شده است.
گفت یوسف مر غلامان را همهکه امین غلّه بودند آن رمه
هوش مصنوعی: یوسف به تمامی غلامانش گفت که آنها امانتداران غله بودند و مسئولیت ذخیرهسازی محصولات را بر عهده داشتند.
که بضاعت هایشان را پس دهیددر میان بارهاشان برنهید
هوش مصنوعی: بضاعتها و داراییهای آنها را به آنها برگردانید و در حین بارگذاری وسایلشان، آنها را تحویل دهید.
بر طریق خفیه، نی بر آشکارمر نگردند آن جماعت شرمسار
هوش مصنوعی: افراد شرمنده تنها در مسیر پنهان حرکت میکنند و به راههای نمایان توجهی ندارند.
بودش اندر دل همان مهر قدیموآن بضاعت بوده گفتی یا اَدیم
هوش مصنوعی: در دلش همچنان محبت و عشق گذشته وجود داشت و او همچنان بر همان حال و روز بود.
شاید ایشان باز بشناسند آنباز چون کردند بر اهل و کسان
هوش مصنوعی: شاید آنها دوباره فردی را که شناسایی کردهاند، بشناسند، همانطور که قبلاً بر روی خانواده و نزدیکان خود کردند.
مر به سوی مصر برگردند بازآورند آنکه بر او بودش نیاز
هوش مصنوعی: به سوی مصر بازگشت میکنند تا کسی را که به آن نیاز داشتند، دوباره بیاورند.