۶- آیات ۲۲ تا ۲۶
هوش مصنوعی: سوره کهف در قرآن کریم داستانی از چند جوان با ایمان را روایت میکند که برای فرار از ظلم حاکم، به غاری پناه میبرند و برای سالهای طولانی به خواب میروند. در این داستان، عدهای درباره تعداد آنها و سگشان گمانهزنی میکنند و زهنها در توهم و خیال پرواز میکند. برخی میگویند سه نفر بودند و چهارمش سگشان، برخی دیگر میگویند پنج نفر بودهاند و ششمشان سگشان و عدهای هم آنها را هفت تن میدانند و هشتمشان را سگشان.
خداوند در قرآن میفرماید که او داناتر است به تعدادشان و فقط اندکی از مردم از حقیقت این داستان آگاهاند. در ادامه، خداوند از پیامبر میخواهد که در این موارد با کسی جدل نکند و فقط به حقیقت و وحی الهی عمل کند. همچنین به یادآوری و ذکر خداوند در زمان فراموشی توصیه میشود. پس از خوابیدن آن جوانان به مدت سیصد سال و نه سال دیگر، پیامی از علم الهی به پیامبر میرسد که او از غیب آگاه است و علم او شامل همه چیز است.
در نهایت، داستان به یادآوری حکمت و قدرت خداوند اشاره دارد و بر اهمیت تسلیم بودن در برابر خواست او تأکید میکند.
سَیَقُولُونَ ثَلاٰثَةٌ رٰابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَ یَقُولُونَ خَمْسَةٌ سٰادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَیْبِ وَ یَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثٰامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مٰا یَعْلَمُهُمْ إِلاّٰ قَلِیلٌ فَلاٰ تُمٰارِ فِیهِمْ إِلاّٰ مِرٰاءً ظٰاهِراً وَ لاٰ تَسْتَفْتِ فِیهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً (۲۲) وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فٰاعِلٌ ذٰلِکَ غَداً (۲۳) إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اَللّٰهُ وَ اُذْکُرْ رَبَّکَ إِذٰا نَسِیتَ وَ قُلْ عَسیٰ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هٰذٰا رَشَداً (۲۴) وَ لَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلاٰثَ مِائَةٍ سِنِینَ وَ اِزْدَادُوا تِسْعاً (۲۵) قُلِ اَللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا لَبِثُوا لَهُ غَیْبُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ مٰا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَداً (۲۶)
هوش مصنوعی: آنها خواهند گفت که سه نفر بودند و چهارمین آنها سگشان است، یا خواهند گفت که پنج نفر بودند و ششمین آنها سگشان است، اینها فقط حدسهایی است که به دور از واقعیت مطرح میشود. برخی نیز خواهند گفت که هفت نفر بودند و هشتمین آنها سگشان است. بگو: پروردگار من بهتر میداند شمار آنها را، کسی جز عده کمی از آنها نمیداند. پس دربارهی آنچه به آنها مربوط میشود جز به شکلی واضح و ظاهری بحث نکن و از هیچکس در این باره فتوایی نخواه. و هرگز نگو: من فردا این کار را خواهم کرد، مگر اینکه خدا بخواهد. و هنگامی که فراموش کردی، پروردگارت را یاد کن و بگو: امید است پروردگار من مرا به راهی بهتر هدایت کند. آنها در غارشان سیصد سال ماندند و نه سال به آن افزوده شد. بگو: خدا بهتر میداند که چقدر ماندند. او تنها آگاه به غیب آسمانها و زمین است. او را ببین و بشنو که هیچ سرپرستی برای آنها جز او نیست و هیچکس در حکم او شریک نیست.
بزودی میگویند سه تا بودند چهارمشان بود سگشان و میگویند پنج تن بودند ششم ایشان بود سگشان انداختی بناپیدا و میگویند هفت تن بودند و هشتم ایشان بود سگشان بگو پروردگارم داناتر است بشمار ایشان نمیدانند ایشان را مگر اندکی پس جدال مکن در ایشان مگر جدالی ظاهر و فتوی مجوی در ایشان از آنها احدی را (۲۲) و مگوی البته مر چیزی را که من کنندهام آن را فردا (۲۳) مگر آنکه خواهد خدا و یاد کن پروردگارت را چون فراموش کردی و بگو شاید که هدایت کند مرا پروردگارم تا نزدیک شوم باین از راه هدایت یافتن (۲۴) و درنگ کردند در غارشان سیصد سال و افزودند نه را (۲۵) بگو خدا داناتر است بآنچه درنگ کردند مر او راست نهانی آسمانها و زمین چه بیناست او و شنواست نیست ایشان را از غیر او هیچ یاری و شریک نمیگیرد حکمش احدی را (۲۶)
هوش مصنوعی: به زودی خواهند گفت که سه نفر بودند و سگ آنها چهارمین بود و خواهند گفت که پنج نفر بودند و سگ آنها ششمین بود. سپس خواهند گفت که هفت نفر بودند و سگ آنها هشتمین بود. بگو پروردگارم داناتر است، شمار ایشان را نمیدانند مگر معدودی. پس با آنها جدال نکن، مگر جدالی آشکار و درباره آنها فتوا نده. و چیزی را که من میگویم، نگو که فردا انجام میدهم، مگر اینکه خدا بخواهد. و به یاد پروردگارت باش زمانی که فراموش کردی و بگو شاید پروردگارم مرا به راهی هدایت کند که به آن نزدیک شوم. و آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند و نه سال دیگر به آن اضافه کردند. بگو خدا داناتر است به آنچه درنگ کردند، اوست که دانای نهانیهای آسمانها و زمین است. او بیناست و شنواست و هیچ یاری و شریکی از غیر او نمیگیرد. حکمش برای هیچ کس نیست.
زود پس باشد که گویند آن کسانسه نفر بودند و رابع کلبشان
هوش مصنوعی: زود پس میرسند و میگویند که آن سه نفر بودند و چهارمی سگشان بود.
همچنین گویند بود استند پنجکلبشان بوده است سادس بی ز رنج
هوش مصنوعی: آنها میگویند که پنج سگشان بدون زحمت و دردسر بودهاند.
این بود سنگی به غیب انداختننی ز دانایی بیانی ساختن
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که باور داشتن به چیزهایی که نمیتوان آنها را دید یا درک کرد، مانند پرتاب سنگی به جایی که مشخص نیست، بسیار دشوار است. همچنین، سخن گفتن درباره موضوعاتی که درک عمیقی از آنها نداریم، نیازمند دانایی و بصیرت است.
نیستشان یعنی که آگاهی ز حالقولی اندازند از وهم و خیال
هوش مصنوعی: آنها آگاهی از وضعیت ندارند، به همین خاطر از تخیلات و تصورات خود سخن میگویند.
بوده یا گویند ایشان هفت تنکلبشان بوده است هشتم بی سخن
هوش مصنوعی: میگویند که در میان آنها هفت نفر وجود داشتهاند و هشتمی هم هست که هیچ چیزی نمیگوید.
گو بود داناتر آن پروردگاراز نفوس آن جماعت، وز شمار
هوش مصنوعی: حتماً، در اینجا مفهوم جمله به زبان فارسی روان بیان میشود:
خداوند از روحیات و ویژگیهای افراد آن گروه آگاهتر است و بهتر میداند چه تعداد از آنها وجود دارند.
« در بیان عدد اصحاب کهف »
هوش مصنوعی: در مورد تعداد افراد همراهان کهف، نظرات متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند که تعداد آنها هفت نفر بوده است و برخی دیگر به عدد هشت اشاره میکنند. این مسائل باعث شده که در متون مختلف به صورتهای گوناگون به این موضوع پرداخته شود. همچنین، در برخی روایات اشاره شده که یک سگ نیز در میان آنها بوده است که به عنوان همراه آنها شناخته میشود. این داستان بیانگر ایمان و پایداری جوانان در برابر فشارهای اجتماعی و فرهنگی زمانه خود است.
بود در عهد رسول افزون سخنتا مگر بودند ایشان چند تن
هوش مصنوعی: در زمان پیامبر، سخن گفتن و تبادل نظر بسیار رواج داشت تا شاید افراد بیشتری در این گفتگوها شرکت کنند.
بر سه می بوده است اقوال یهودوآن نصاری قولشان بر پنج بود
هوش مصنوعی: در میان یهودیان، عقاید و نظرات بر سه اصل استوار بود، ولی مسیحیان عقاید خود را بر پنج اصل بنا کرده بودند.
مسلمین گفتند بودند اهل غارخود به تعیین پیمبر هفت یار
هوش مصنوعی: مسلمانان میگویند که در دوران قدیم، گروهی از افراد مؤمن در یک غار پنهان شدند و این افراد به انتخاب خداوند، هفت یار پیامبر بودند.
آن دو می گفتند از پندار و وهمنی که از روی کتاب و عقل و فهم
هوش مصنوعی: آن دو در حال صحبت بودند و میگفتند که آنچه میگویند بر اساس خیال و تصورات نیست، بلکه از روی دانش و درک صحیح و همچنین منابع معتبر است.
رجم بالغیب اعنی از روی هویقول سیّم بُد به نصّ مصطفی
هوش مصنوعی: بیت اشاره به آن دارد که بر اساس تمایلات و خواستههای شخصی، برخی نظرات و گفتهها ممکن است به حقیقت نزدیک نباشند و تأکید میکند که درستترین سخنان باید بر مبنای نصوص صحیح و معتبر بیان شوند، به ویژه آنچه که از پیامبر اسلام (مصطفی) نقل شده است.
قول سیّم مبتنی بر صحت استاندر این قُل ربِّی أعلَم حجت است
هوش مصنوعی: قول صحیح بر اساس اصول معتبر است و در این میان، خداوند عالمترین شاهد و دلیل بر حقانیت است.
هم نی اند آگاه از آن جز اندکیکه خود از آن سبعه می باشد یکی
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که فقط عدهی کمی از انسانها از حقایق عمیق هستی و وجود آگاه هستند، و این آگاهی معمولاً به کسانی تعلق دارد که خود به نوعی درگیرِ آن حقایق و مسائل هستند. به عبارت دیگر، بسیاری از مردم از مسائلی که وجود دارد بیخبرند و فقط عدهی محدودی به درک درستی از آنها دست یافتهاند.
رفته از ظاهر فرو در بطن جسمهفت گنج غیب را تن چون طلسم
هوش مصنوعی: از چهره حذف شده و به درون وجود رفته است، میگوید که در عمق جسم، هفت گنج نهفته است که مانند یک طلسم است.
روح و قلب و عقل اندر اصطفیقوة قدسیه و سرّ و خفی
هوش مصنوعی: روح و قلب و عقل در وجود پیامبر، نیرو و قدرتی مقدس و اسراری نهفته دارند.
عقل را میدان دو عقل اندر محلزآن یکی باشد نظر دیگر عمل
هوش مصنوعی: عقل در یک میدان دو نوع دارد: یکی نگاهی به اوضاع و احوال دارد و دیگری اقدام و عمل میکند.
کلب ایشان نفس حیوانیه استحارس اشراف روحانیه است
هوش مصنوعی: سگ آنها نفس حیوانی است و نگهبان عالیترین جنبههای روحانی میباشد.
کهف باشد باطن جسم عظیمخوانده عارف ظاهر آن را رقیم
هوش مصنوعی: درون جسم بزرگ همچون غاری است، و عارف آن را همچون نوشتهای میبیند که ظاهر آن قابل مشاهده است.
آنچه بر وی نقش اعضاء و حواسگشت و شد بر لوح تفسیر از شناس
هوش مصنوعی: هر چیزی که بر وجود انسان نقش بسته و حواس او تجربه کردهاند، بر صفحهای از درک و شناخت ثبت میشود.
ثبت در وی نامهاشان بالتمامهمچنین احوال و اطوار و مقام
هوش مصنوعی: در او، نامها و حالات و ویژگیها و مقامهای آنها بهطور کامل ثبت شده است.
عالم جسمانی است اندر نشانوادی ای که کوه کهف آمد در آن
هوش مصنوعی: در جهانی مادی و قابل مشاهده، فضایی وجود دارد که در آن کوه «کَهَف» قرار دارد.
عالم علوی است آن قریه کز اوآمدند ایشان برون در جستجو
هوش مصنوعی: آن روستا عالمتر و برجستهتر از دیگر مکانهاست، زیرا کسانی که به جستجوی دانش و فهم آمدهاند، از آنجا برآمدهاند.
هر نبی ای اندر ادوار و قرونباشد از آن هفت تن اندر شئون
هوش مصنوعی: هر پیامبری که در طول تاریخ و در زمانهای مختلف وجود دارد، از آن هفت نفر در ویژگیها و مقامهای خود تاثیر گرفته است.
آدم و ادریس و ابراهیم (ع) و نوح(ع)موسی و عیسی، محمّد(ص) در فتوح
هوش مصنوعی: این بیت به اشاره به شخصیتهای بزرگ تاریخ و دین اشاره دارد، به ویژه پیامبران الهی. آدم، ادریس، ابراهیم، نوح، موسی، عیسی و محمد، هر کدام با نقش و رسالت خود در راه هدایت انسانها و رهایی از جهل و ظلم شناخته میشوند. آنها نماد پیروزی و فتح در مسیر حق و حقیقت هستند.
سبعه باشند ار که داری مدرکیجمع هم هر هفت اندر هر یکی
هوش مصنوعی: اگر هفت نفر جمع شوند و تو مدرکی برای آنها داشته باشی، هر یک از آنها به نوعی مدرک تو را نشان میدهند.
گشت جویا سائلی از بایزیدکه تویی زآن هفت ای مرد وحید
هوش مصنوعی: سوالی پیش آمد از بایزید که آیا تو همان مرد خاص و تنها هستی یا نه؟
گفت بل هر هفت ، تنها خود منمدرج باشد هفت عالم در تنم
هوش مصنوعی: گفت: در هر کجای عالم که بروی، من تنها کسی هستم که همه چیز را در وجود خود دارم. تمام یک دنیا در وجود من نهفته است.
تا ندانی کاین تن از یک آدم استبل در آن هجده هزار از عالم است
هوش مصنوعی: تا زمانی که نمیدانی این بدن تنها متعلق به یک فرد است، باید بدانی که در آن هجده هزار عالم وجود دارد.
نیست اینجا جای شرح این کلامنک بیان سبعه را بشنو تمام
هوش مصنوعی: این جا مناسب نیست که درباره این موضوع به تفصیل صحبت کنیم. فقط تمام معانی هفتگانه را بشنو.
در زمان احمد(ص) کامل صفاتسبعه بودند ار که داری التفات
هوش مصنوعی: در زمان پیامبر احمد (ص)، صفات هفتگانه به کمال رسیده بودند. اگر کسی به این موضوع توجه کند...
احمد(ص) و حیدر (ع)، حسین و هم حسنباز سلمان و اویس ممتحن
هوش مصنوعی: احمد (صلوات الله علیه) و حیدر (علیه السلام)، حسین و حسن در کنار هم هستند، و همچنین سلمان و اویس نیز در آزمایش و سنجش قرار دارند.
دیگر آن مهدی(ع) که دانی قائمشهم در ادوار ولایت دائمش
هوش مصنوعی: آن مهدی(ع) که تو میشناسی، در دوران حاکمیتش همواره ثابت و پایدار خواهد بود.
تا زمانی کز بطون یابد ظهوراین تو کی فهمی بود نطق طیور
هوش مصنوعی: تا وقتی که جوجهتیغی از شکم زمین به دنیا بیاید، تو چه درکی از سخن دلنواز پرندگان خواهی داشت؟
کی صفی این نکته را افشاء کندپرده از چهر معانی وا کند
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند این راز را فاش کند و پرده از معانی پنهان بردارد؟
من نگویم هم تو بگذر زین بیانور که گویم هم نفهمی بی گمان
هوش مصنوعی: من نمیگویم، تو هم از این حرفها بگذر، چون اگر بگویم، مطمئناً تو درک نخواهی کرد.
هر کسی را هست ذوق و مشربیزآن چه فهمی؟ چونکه دور از مطلبی
هوش مصنوعی: هر فردی سلیقه و طرز تفکر خاص خود را دارد، تو چه میدانی؟ زیرا که تو از اصل موضوع دوری.
نی که گویم نیست هیچت عقل و هوشبلکه زین صوتت بود بیگانه گوش
هوش مصنوعی: من میگویم که عقل و درک تو در اینجا هیچ معنی ندارد، زیرا صدای تو به قدری جالب و دلنشین است که همه را جذب میکند.
از صدای مرغ یا صوت جرساو چه فهمد چون رسد بر گوش کس
هوش مصنوعی: چگونه میتواند کسی از صدای یک مرغ یا صدای زنگ آگاهی یابد، وقتی که این صداها فقط به گوش خود او میرسند و دیگران آنها را نمیشنوند؟
هر چه عقلت بیشتر حاضر شودبیشتر از فهم آن قاصر شود
هوش مصنوعی: هر چه ذهن و عقل تو بیشتر فعال شود، درک و فهم تو از موضوعات بیشتر کم میشود.
ور که گویی پس چرا گفتی تو اینچونکه میدانی نفهمد کس یقین
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید چرا این را گفتی، در حالی که میدانی هیچکس این راز را نمیفهمد.
بهر مرغان گفتم این نی بهر توفهمد ار مرغی بود در شهر تو
هوش مصنوعی: به پرندگان گفتم که این نی برای شماست، اگر پرندهای در شهر تو باشد، پیامی را که در این نی است، درک خواهد کرد.
جای دریا نیست اندر نهر توهست قند عارفان و زهر تو
هوش مصنوعی: در نهر تو، جایی برای دریا وجود ندارد، اما در آن شیرینی عشق عارفان و زهر تلخی هم هست.
آنکه با ما همزبان و همدل استمی نوردد بحر و اندر ساحل است
هوش مصنوعی: کسی که با ما همزبان و همدل است، میتواند به راحتی مشکلات را پشت سر بگذارد و در زندگی به موفقیت برسد.
تا گشاید لب صفی اندر سِرَشفهمد اسرار سخن تا آخرش
هوش مصنوعی: زمانی که صفی لب به سخن بگشاید و راز دلش را بگوید، در آن لحظه اسرار نهفته در کلامش را درک خواهیم کرد.
مرغی ار خواهد بفهمد بی گزافاین زبان گو کن سفر در کوه قاف
هوش مصنوعی: اگر پرندهای بخواهد بدون هیچگونه زحمتی این زبان را درک کند، باید سفر کند به دامنه کوه قاف.
تا که سیمرغت بیاموزد زبانبس کنیم االلهُ أعلم بالبیان
هوش مصنوعی: تا زمانی که پرنده افسانهای سیمرغ به تو زبان یاد بدهد، ما هم سکوت میکنیم. خداوند داناتر از هر کسی در بیان و زبان است.
پس در ایشان می مکن با کس جدالجز جدالی آشکار اندر مقال
هوش مصنوعی: بنابراین در میان مردم با هیچکس جدال نکن، جز اینکه جدال تو بهصورت روشنی در گفتار تو نمایان باشد.
هم مجو فتوا به گفتار و خطاباندر ایشان از یکی ز اهل کتاب
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره میشود که نباید به راحتی درباره سخن و رفتار دیگران قضاوت کرد، به ویژه اگر آن شخص از اهل کتاب باشد. باید با احتیاط و دقت بیشتری با نظرات و عقاید آنها برخورد کرد.
می مکن یعنی تعمّق در جدلخوان ز قرآن آنچه باشد بی خلل
هوش مصنوعی: نوشیدن می به معنای عمیق شدن در بحث و جدل نیست؛ بلکه از قرآن آنچه را که بدون نقص و عیب است، بخوان.
چونکه تو زآن آگه از وحی دلیحاجتت نبود به قول جاهلی
هوش مصنوعی: وقتی که تو از وحی و الهام آگاه هستی، دیگر نیازی به گفتههای بیپایه و بدون دلیل جاهلان نداری.
گه سخن گویند از پندارهاهم ز رجم غیب نه از علم و صفا
هوش مصنوعی: گاهی مردم درباره تفکرات و اندیشههای خود صحبت میکنند، اما این سخنان نه از علم و دانش واقعی برمیآید و نه از پاکی و صفای درونی.
لَا تَقُولَنَّ لِشَیءٍ یا فتیاسمع إنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَدا
هوش مصنوعی: نگو به هیچ چیزی ای جوان که بشنو، من فردا آن کار را انجام میدهم.
می مگو در هیچ کاری از یقینکه کنم فردا چنان من یا چنین
هوش مصنوعی: هرگز در هیچ کاری به یقین نگو که فردا چه خواهم کرد یا به چه شکلی خواهم بود.
جز که الآ أن یَشَآءَ االله ز پیشگویی از امرش به اضمحلال خویش
هوش مصنوعی: جز اینکه خدا بخواهد، همه چیز در حال زوال و نابودی است.
من کیَم یعنی که تا کاری کنمجز که خواهد ذوالجلال ذوالمنم
هوش مصنوعی: من کیستم که بخواهم کاری انجام دهم جز آنچه که خداوند بزرگ میخواهد.
با یهودان گفت پیغمبر جوابروز دیگر گویم از وحی و خطاب
هوش مصنوعی: پیامبر به یهودیان گفت که پاسخ سوال شما را روز دیگری خواهم داد، زیرا وحی و پیام الهی را دریافت نکردهام.
زآنچه پرسیدید از حکم و دلیلبر امید اینکه آید جبرئیل
هوش مصنوعی: از آنچه دربارهی حکم و دلیل پرسیدید، بر این امید که جبرئیل (فرشته وحی) بیاید و پاسخ دهد.
پس نیامد او دو هفته بر رسولپس پیمبر گشت زین معنی ملول
هوش مصنوعی: او به مدت دو هفته نزد پیامبر نیامد و پیامبر از این علت ناامید و دلگیر شد.
پس چو آمد آیت آورد این چنینیعنی الآ أن یشآء از رب دین
هوش مصنوعی: زمانی که آیت (نشانه) آمد، اینگونه گفته شد که اکنون زمان آن است که پروردگار دین بخواهد.
بهر ارشاد است این مر خلق رادر خطاب آن شاه روشن دلق را
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که هدف از این راهنما و هدایت، نشان دادن مسیر درست به مردم است، و آن شخصیت بزرگ و با نور که همگان به او توجه دارند، برای راهنمایی و هدایت خلق به خوبی مشخص شده است.
آنکه او از رأی خود فانی بودکی جدا آنی ز استثنا شود
هوش مصنوعی: کسی که از نظریات و ایدههای خود دست کشیده و به مراتب بالاتری رسیده، چگونه میتواند از موارد استثنایی جدا شود؟
بلکه استثناست از پا تا سرشبر زبان ار چه نیارد دیگرش
هوش مصنوعی: او به طور کامل به زبانش آشناست و هرچند ممکن است دیگران نتوانند او را درک کنند، خودش تمام وجودش را در گفتار و بیانش نشان میدهد.
این تو بشنو که به غیر از ما و مننیست هیچت تکیه گاهی در سخن
هوش مصنوعی: به جز من و تو، هیچ چیز دیگری برای تکیه کردن و اعتماد در گفتار وجود ندارد.
بلکه جز خود را نبینی در طلبهست انشاءاللهت هم باد لب
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به هدف خود، تنها باید بر روی خود تمرکز کنی و دیگران را فراموش کنی. انشاءالله که همیشه در این مسیر موفق باشی.
محض تقلید این بگویی در امورنی که از روی تعقل یا شعور
هوش مصنوعی: فقط برای تقلید این حرفها را میزنی و در کارها، نه به خاطر تفکر یا آگاهی.
گر ز دل گویی در آن باشد نشانیک نشانش نا امیدی زین و آن
هوش مصنوعی: اگر از دل سخن بگویی، نشانهای از آن در دل وجود دارد و یکی از نشانههایش ناامیدی است.
یک نشان دیگرش ترک حسدیا که ترک حرص از هر نیک و بد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که یکی از نشانههای رشد و پیشرفت انسانی، رهایی از حسد و حرص نسبت به دیگران و همچنین از تمام خوبیها و بدیها است. انسان باید از این احساسات منفی فاصله بگیرد تا به آرامش و کمال دست یابد.
اندکی غور ار کنی در این سخنمیکنی در حال خود تصدیقِ من
هوش مصنوعی: اگر کمی در این حرف فکر کنی، متوجه میشوی که در واقع داری از من تأیید میکنی.
یاد کن پروردگارت را دگرچون فرامُش کرده باشی از نظر
هوش مصنوعی: اگر به یاد نیاوری خدا را، زمانی که از دید فراموش کردهای، دوباره او را یاد کن.
یعنی استثنا فراموش ار شده استبر لب آر آنگه که بر یاد آمده است
هوش مصنوعی: فراموشی به سراغ ما آمده و تنها در زمانی که یادآوری شده است، به یاد میآوریم.
گو به من شاید نماید ره خدایآنچه اقرب زین است در رشد و هدای
هوش مصنوعی: به من بگو که ممکن است آنچه برای رشد و هدایت من نزدیکتر است، راهی از طرف خداوند باشد.
بدهدم یعنی علاماتی که آناوضح از اصحاب کهف است از عیان
هوش مصنوعی: من علامتهایی را میدهم که روشنتر از آثار و نشانههای اصحاب کهف هستند و به وضوح قابل مشاهدهاند.
نیست چندان قصۀ ایشان عجبدر حقیقت پیش قدرتهای رب
هوش مصنوعی: سخن گفتن دربارهی این افراد چندان شگفتانگیز نیست، زیرا در واقع در برابر قدرتهای خداوند، موضوع معمولی و عادی به شمار میآید.
بلکه قصۀ مصطفی (ص) بس اعجب استنزد آن کآگه ز سرّ مطلب است
هوش مصنوعی: داستان پیامبر اسلام (ص) بسیار شگفتانگیز است، به ویژه برای کسی که از عمق موضوع مطلع باشد.
نیست هیچ ار داری از دانش نصیبهمچو قرآن در جهان چیزی عجیب
هوش مصنوعی: اگر از علم و دانش بهرهمند هستی، چیزی در دنیا وجود ندارد که به پای قرآن برسد، که خود بسیار شگفتانگیز است.
بعد از آن باشد عجب تفسیر منهم ز قرآن است این تقریر من
هوش مصنوعی: بعد از آن، شگفتی من این است که تفسیر و توضیح من از قرآن نیز به همین صورت است.
گر تو نشناسی که قرآن معجز استاندر این تفسیر غورت جایز است
هوش مصنوعی: اگر تو قدرت و اعجاز قرآن را درک نکنی، در این تفسیر حرف زدن و قضاوت کردن درست نیست.
معجز قرآن در این تفسیر بینوین ز لطف حق و عون پیر بین
هوش مصنوعی: معجزه قرآن را در این تفسیر ببین و از لطف خدا و کمک استاد بهرهمند شو.
حق تواند آنکه مِس را زر کندخاک را ز افلاک عالی تر کند
هوش مصنوعی: خدایی که میتواند مس را به طلا تبدیل کند و خاک را از آسمانها برتر سازد.
بر صفی بدهد چنین نطق و لبیکوست روشن تر ز ماه اندر شبی
هوش مصنوعی: کسی که سخنانی چنین رسا و گویای دلنشین دارد، مانند ماهی است که در شبی تاریک میدرخشد و نورانیتر از آن است.
گفتم این هم ز امر و الهام سروشمنّت ایزد را که نبوم خود فروش
هوش مصنوعی: گفتم این هم از دستورات و الهام فرشتهای است و من باید از لطف و رحمت خداوند سپاسگزار باشم که به خودم تکیه نکردهام.
می فروشد آنکه خود ، درویش نیستاندر این باغ از ذبابی بیش نیست
هوش مصنوعی: در این باغ، کسی که خود درویش نیست و به نوعی فقر و تهیدستی ندارد، فقط مانند مگسی بیشتر نیست که به دیگران میفروشد. به عبارت دیگر، آنکه خودش درکی از فقر و تهیدستی ندارد، نمیتواند به دیگران در مورد آن سخن بگوید یا چیزی بفروشد.
مرد خودبین پیش ما کم از خس استآنچه پس من گویم از دیگر کس است
هوش مصنوعی: مردی که فقط به خود و قدرتش میبالد، در نظر ما ارزشی ندارد و در واقع، او به اندازه یک خُس (گیاه بیارزش) به حساب میآید. آنچه من درباره او میگویم، از کسی دیگر نیست و فقط نظر من است.
شعر نبود گر شناسی این سخنبل بود تأیید محض از حق به من
هوش مصنوعی: اگر این کلام را بشناسی، دیگر شعر نیست؛ بلکه تنها تأییدی مستقیم از طرف حق نسبت به من است.
بگذر از این قصۀ اصحاب گوچند بودند آن کسان در خواب گو
هوش مصنوعی: از این داستان پرهیز کن و به تعداد کسانی که در خواب بودند، فکر نکن.
سیصد و نه سال در آن غار تنگبود ایشان را ز امر حق درنگ
هوش مصنوعی: این بیت درباره یک گروه از انسانهاست که به مدت سیصد و نه سال در یک غار زندانی شده بودند. این افراد به دلیل دستورات الهی و حکمت حق، در آن مکان محبوس بودند و زمان برای آنها به گونهای دیگر گذشت.
یا که سیصد سال شمسی بوده استنُه بر آن اهل دیار افزوده است
هوش مصنوعی: یا اینکه سه صد سال از زمان خورشیدی گذشته و به آن افراد ساکن در آن سرزمین افزوده شده است.
سیصد و نه تا که از سال قمردر شمار آید در اخبار و سیر
هوش مصنوعی: در سالهای قمری، اگر سهصد و نه ماه را حساب کنیم، به خبرها و رویدادهای تاریخی مهمی خواهیم رسید.
برعلاوه نوزده روز و دو ماهسیصد شمسی شود بی اشتباه
هوش مصنوعی: با اضافه کردن نوزده روز و دو ماه، تعداد روزهای سال به سهصد میرسد بدون هیچ اشتباهی.
با نبی گفتند سیصد از حساببوده آنچه آمد به ما اندر کتاب
هوش مصنوعی: به نبی گفتهاند که آنچه در کتاب ما آمده، برابر با سیصد میشود.
نیستیم آگه ز نُه کآن از کجاستآیت آمد که بگو دانا خداست
هوش مصنوعی: ما از حقیقتی که در نهان است بیخبر هستیم و نمیدانیم که آن نشانه از کجا آمده است، تنها میدانیم که خداست که دانا و آگاه است.
اعلم است او بر درنگ آن گروهاو شناسد آنچه حق است از وجوه
هوش مصنوعی: او به خوبی میداند که آن گروه در مورد چه چیزی تأمل میکنند و آنچه حقیقت دارد را از جنبههای مختلف تشخیص میدهد.
مر ورا غیب سماوات است و ارضهم نه ز او پوشیده هیچ از طول و عرض
هوش مصنوعی: او را غیب آسمانها و زمین در بر میگیرد و هیچ چیزی از طول و عرض برای او پنهان نیست.
أبصِر او بر کلّ شیء وَأسمِع بِهِمِّن وَلِیٍ مَالَ هُم مِّن دُونِهِ
هوش مصنوعی: او بر هر چیزی آگاه است و از طریق او میتوان از هر چیزی باخبر شد، زیرا هیچ کس غیر از او به این امور تسلط ندارد.
امر او یعنی بود خارج یقینخود ز درک سامعین و مبصرین
هوش مصنوعی: حکم او نشاندهندهی وجود چیزی فراتر از درک شنوندگان و بینندگان است.
هست یکسان پیش علمش ای ولیآنچه باشد از خفی و از جلی
هوش مصنوعی: علم، برای او فرقی نمیکند که چیزها پنهان باشند یا آشکار؛ برای او همه چیز یکسان است.
هم نه در حکمش کند کس را شریککیست کس در حکم آن شاه ملیک
هوش مصنوعی: هیچکس در قضاوت آن پادشاه شریک نیست؛ زیرا او تنها و بیهمتا در تصمیمگیریهایش عمل میکند.