۸- آیات ۳۲ تا ۴۵
هوش مصنوعی: داستان دو مردی که یکی از آنان صاحب دو باغ انگور و دیگری نابود شده است، در اینجا روایت میشود. صاحب باغها به خاطر ثروت و قدرتش به دوستانش میگوید که او از لحاظ مال و تعداد اتباع بیشتر از دیگری است. او در حالی که در باغش بود، به خود میبالد و تصور میکند که باغش هرگز نابود نخواهد شد و به قیامت هم شک دارد.
دوست او که از خلق خدا آگاه است، او را نصیحت میکند و به او یادآوری میکند که خداوند او را از خاک و نطفه آفریده و نباید به خود ببالد. او به صاحب باغ میگوید که شاید خداوند به او بهتر از باغش عطا کند و باغ او را با بلای آسمانی نابود کند.
در نهایت، باغ او به خاطر کفرش و عدم شکرگزاری از نعمتهای خداوند، نابود میشود و او متوجه میشود که هیچ یاری از غیر خدا نمیتواند به او کمک کند. سپس در آخر داستان، تشبیهی از زندگی دنیا به آبی که از آسمان نازل میشود، بیان میشود که به گیاهان میپیوندد و در نهایت خشک و پراکنده میشود، و این نشاندهنده زودگذری زندگی دنیاست.
وَ اِضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً (۳۲) کِلْتَا اَلْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَهٰا وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً وَ فَجَّرْنٰا خِلاٰلَهُمٰا نَهَراً (۳۳) وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً (۳۴) وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً (۳۵) وَ مٰا أَظُنُّ اَلسّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً (۳۶) قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوّٰاکَ رَجُلاً (۳۷) لٰکِنَّا هُوَ اَللّٰهُ رَبِّی وَ لاٰ أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَداً (۳۸) وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً (۳۹) فَعَسیٰ رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ وَ یُرْسِلَ عَلَیْهٰا حُسْبٰاناً مِنَ اَلسَّمٰاءِ فَتُصْبِحَ صَعِیداً زَلَقاً (۴۰) أَوْ یُصْبِحَ مٰاؤُهٰا غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِیعَ لَهُ طَلَباً (۴۱) وَ أُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلیٰ مٰا أَنْفَقَ فِیهٰا وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُشْرِکْ بِرَبِّی أَحَداً (۴۲) وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِئَةٌ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مُنْتَصِراً (۴۳) هُنٰالِکَ اَلْوَلاٰیَةُ لِلّٰهِ اَلْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَوٰاباً وَ خَیْرٌ عُقْباً (۴۴) وَ اِضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا کَمٰاءٍ أَنْزَلْنٰاهُ مِنَ اَلسَّمٰاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبٰاتُ اَلْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ اَلرِّیٰاحُ وَ کٰانَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِراً (۴۵)
هوش مصنوعی: برای آنها مثال دو مرد را بزن که برای یکی از آنها باغهایی از انگور قرار دادیم و دور آنها درختان خرما کار گذاشتیم و میان آنها زراعتی قرار دادیم. هر دو باغ میوههای خود را به طور کامل دادند و چیزی از آن را کم نکردند و میان آنها نهر آبی را روان کردیم. یکی از آنها به دوستی که با او گفتگو میکرد گفت: «من از نظر مال و سرمایه بیشتر از تو هستم و جمعیت بیشتری دارم.» وقتی به باغش وارد شد و در حال ظلم به خود بود، گفت: «فکر نمیکنم این باغ هیچ وقت نابود شود و همچنین به قیامت اعتقادی ندارم و اگر به سوی پروردگارم بازگردانده شوم، حتماً بهتر از اینجا مییابم.» دوستش در حالی که با او صحبت میکرد گفت: «آیا به کسی که تو را از خاک آفریده و سپس از نطفه و بعد به شکل انسان درآورده کافر شدهای؟ اما من، خدای من، خداوند است و هیچکس را در ربوبیت خدای خود شریک نمیسازم.» سپس ادامه داد: «اگر وارد باغ خود میشدی، باید میگفتی: آنچه خداوند بخواهد! هیچ نیرویی جز به مدد خدا نیست. اگر مرا کمتر از خودت از نظر مال و فرزندان دیدی، امید است که پروردگارم به من بهتر از باغ تو عطا کند و از آسمان بر آن عذاب فرستد، به طوری که تبدیل به زمین لیزی شود یا آبش چنان پایین برود که نتوانی آن را طلب کنی.» پس از مدتی، میوههای او احاطه شد و آنگاه دستهایش را به نشانه تاسف بر آنچه در آن صرف کرده بود، به هم میمالید و باغش خالی بر روی پایههایش بود و میگفت: «ای کاش من به پروردگارم هیچکس را شریک نمیکردم.» و برای او هیچ گروهی نبود که او را در برابر خدا یاری کنند و از عذاب خدا نجات یابد. در آنجا سرپرستی حقیقی فقط از آن خداست که بهترین پاداش و بهترین عاقبت را دارد. زندگی دنیا را به مثال آبی بزن که نازل کردهایم؛ که در آن، گیاهان زمین به هم آمیخته میشوند و به مرور زمان، مانند کاهی میشود که باد آن را میپراکند و خدا بر هر چیزی تواناست.
و بزن برای ایشان مثلی را دو مرد که گردانیدیم برای یکی از ایشان دو بستان از انگورها و فرو گرفتیم آن دو را بدرخت خرما و گردانیدیم میان آن دو را کشتزار (۳۲) هر دو بستان آوردند ثمر خود را و کم نکردند از آن چیزی را و روان کردیم میان آن دو تا نهری (۳۳) و بود مر او را ثمری پس گفت مر صاحبش را و او گفتگو میکرد با او که من از حیث مال از تو بیشترم و از حیث خدم و حشم از تو عزیزترم (۳۴) و داخل شد در بوستانش و او ظلمکننده بود بر نفسش گفت گمان نمیبرم که خالی شود از این هرگز (۳۵) و گمان نمیبرم قیامت را قائم و اگر برگردانیده شوم بسوی پروردگارم هر آینه میابم بهتر از اینها جای بازگشت (۳۶) گفت مر او را رفیقش و او گفتگو میکرد با او آیا کافر شدی بآنکه آفریدت از خاک پس از نطفه پس درست ساخت ترا بصورت مردی (۳۷) لیکن من میگویم او خداست پروردگارم و شریک نمیگردانم بپروردگارم احدی را (۳۸) و چرا هنگامی که داخل شدی در بوستانت نگفتی آنچه خواست خدا نیست قوتی مگر بخدا اگر بینی مرا که من کمترم از تو در مال و فرزند (۳۹) پس شاید پروردگارم که بدهد مرا بهتر از بوستان نو و بفرستد بر آنها صاعقهها از آسمان پس گردد زمینی ساده (۴۰) یا گردد آبش بزمین فرو رفته پس نتوانی هرگز مر او را جستن (۴۱) و احاطه کرده شده بثمرش پس گردید که بر میگردانید دو کفش را بر آنچه صرف کرده بود در آن و آن افتاده بود بر سقفهایش و میگفت ای کاش من شریک نکرده بودم بپروردگارم احدی را (۴۲) و نبود مر او را گروهی که یاری کنندش از غیر خدا و نبود منع کننده (۴۳) آنجا سلطنت مر خدا راست که حق است اوست بهتر از راه جز او خیر و بهتر از راه عاقبت (۴۴) و بزن برای ایشان مثل زندگانی دنیا را که چون آبیست که فرستادیمش از آسمان پس آمیخت بآن رستنی زمین پس گردید در هم شکسته که پراکنده کند او را بادها و باشد خدا بر همه چیزی توانا (۴۵)
هوش مصنوعی: دو مرد را مثال بزنید که یکی از آنها دو باغ انگور داشت و درختان خرما نیز در آن بود و بین این دو باغ زراعتی وجود داشت. هر دو باغ میوههای خود را برداشت کردند و هیچ چیزی از آن کم نکردند و بین آن دو باغ نهر آبی جاری بود. یکی از آنها به دوستش گفت که من از نظر مال و دارایی از تو بیشترم و از نظر تعداد خدمه و کارگران نیز از تو برترم. او وارد باغ خود شد و در حالی که به خودش ظلم کرده بود، گفت: «هرگز فکر نمیکنم که این باغ خالی شود و نمیاندیشم که روز قیامت برپا میشود و اگر به سوی پروردگارم بازگردم، قطعاً بهتر از اینها را خواهم یافت.» دوستش به او گفت: «آیا به این حقیقت کافر شدهای که تو از خاک آفریده شدی و سپس از نطفه، و بعد به شکل انسانی درآمدی؟ اما من اعتقاد دارم که او خداوند، پروردگار من است و هیچکس را شریک او قرار نمیدهم.» او ادامه داد که هنگام ورود به باغش، چرا نگفتی آنچه اراده خداست، لازم است و قدرتی جز خدا وجود ندارد. اگر مرا ضعیفتر از خود در مال و فرزندان میبینی، شاید پروردگارم به من بهتر از این باغ عطا کند و بر آنها صاعقهای از آسمان بفرستد تا زمینش خشک و غیرقابل دسترس شود. در نهایت، هرچه برایش زینت یافته بود از بین رفت و به خود گفت: «ای کاش کسی را به پروردگارم شریک نکرده بودم.» و هیچکس جز خدا او را یاری نکرد و نتوانست از آن ماجرا جلوگیری کند. در آنجا سلطنت متعلق به خداست و او بهتر از هر چیز دیگر است. به آنها یادآوری کن که زندگی دنیا مانند آبی است که از آسمان نازل شده و با گیاهان زمین مخلوط میشود و سپس به در هم شکستهای تبدیل میشود که بادها آن را پراکنده میکنند و خدا بر هر چیزی تواناست.
بهر ایشان زن مثال آن دو مردکه دو بُستان دادشان خلاّق فرد
هوش مصنوعی: زن برای آنها مانند دو مردی است که خالق یکتا برایشان دو باغ عطا کرده است.
هر دو اخوان هم ز اسرائیلیاناز پدرشان ارث آن دو بوستان
هوش مصنوعی: هر دو برادر از نسل اسرائیل هستند و از پدرشان این دو بوستان را به ارث بردهاند.
بود آن ز اعناب محفوف از نخیلبین آن دو کشتزاری بی بدیل
هوش مصنوعی: در میان دو زمین زراعی بینظیر، باغ وانبوهی از انگور و نخلهای سرسبز به چشم میخورد.
میوة خود هر دو میدادند هماز ثمر چیزی نکردندی ستم
هوش مصنوعی: هر دو طرف، میوهی خود را میدادند، اما از ثمر خود چیزی به زور نمیگرفتند.
میوه می دادند هر فصلی تمامصاحب خود را به ترتیب و نظام
هوش مصنوعی: در هر فصل از سال، میوهها به طور منظم و مرتب به صاحب خود میرسیدند.
هم روان کردیم نهری با فراغبهر شرب اندر میان آن دو باغ
هوش مصنوعی: ما نهری را به آرامی ایجاد کردیم تا در میان آن دو باغ، به منظور نوشیدن آب، جاری شود.
میوها بودش دگر بر اتصالگفت پس مر صاحبش را از جدال
هوش مصنوعی: درختان میوها به هم پیوستهاند و صاحب آنها را از بحث و نزاع بر سر آنها منع کرده است.
من فزونم از تو در مال و نفرشد به باغ خویش آن استیزه گر
هوش مصنوعی: من از تو در ثروت و دارایی بیشترم، اما او که همیشه در باغ خود مشغول است، به تفاوتهای ما هیچ توجهی نمیکند.
بس ستمکار او به نفس خویشتنگفت این هرگز مرا ناید به ظن
هوش مصنوعی: شخص ستمگری به خود میگوید که هرگز به گمان نمیتواند به این وضعیت ادامه دهد.
که شود فانی مرا این بوستانهم نپندارم قیامت کآید آن
هوش مصنوعی: من این باغ را نمیپندارم که روزی مرا فنا خواهد کرد، چون قیامت آن روزی خواهد بود که به سر میرسد.
بازگردانیده گردم گر به ربباغی از این بِه نیابم در طلب
هوش مصنوعی: اگر به دنیای گذشتهام برگردم، در باغی از خوبیها نمیتوانم چیزی بیابم که برایش تلاش کنم.
گفت او را صاحبش اندر جوابوآن جدل می کرد با او در خطاب
هوش مصنوعی: او به صاحبش پاسخ داد و آنها در گفتوگو به شدت با هم بحث میکردند.
کافر آیا بر کسی گشتی که اوکرد خلق از خاکت اندر جستجو
هوش مصنوعی: آیا تو به کسی کافر شدهای که او از خاک تو را خلق کرده و در جستجوی توست؟
پس ز نطفه پس نمودی مستویراست یعنی تا شدی مردی قوی
هوش مصنوعی: از لحظهای که به وجود آمدی، به شکل مستقیم و درست رشد کردی و به مردی قوی تبدیل شدی.
گویم او باشد خدای من ولیکناورم کس بر خدای خود شریک
هوش مصنوعی: میگویم او خدای من است، اما نمیتوانم هیچکس را به عنوان شریک خدا بپذیرم.
از چه ناوردی بگفت از بی رشدچونکه گشتی داخل اندر باغ خود
هوش مصنوعی: چرا از بیتجربگیات صحبت میکنی؟ وقتی که به دنیای خودت پا گذاشتهای و در باغ خودت قرار داری؟
چون نگفتی آنچه حق خواهد شودقوّتی نبود جز او را تا بود
هوش مصنوعی: وقتی نگفتی آنچه که حق و حقیقت است، هیچ قوتی جز او نخواهد بود تا زمانی که وجود داشته باشد.
اینکه میبینی مرا که کمترماز تو در مال و ولد هم دیگرم
هوش مصنوعی: من را میبینی که از نظر دارایی و فرزندان کمتر از تو هستم، اما در عمق وجود، ما هر دو به یکدیگر وابستهایم.
شاید آن پروردگارم پس دهدبهتر از باغ تو بر من در مدد
هوش مصنوعی: شاید خدای من چیزی بهتر از باغ تو به من عطا کند.
هم فرستد برقی از گردون به گاهبوستانت پس شود خشک از گیاه
هوش مصنوعی: اگر گاهی در آسمان برقی به باغ تو بفرستد، در آن صورت گیاهان تو از خشکی آسیب میبینند.
یا رود آبش فرو اندر زمینپس تو نتوانی طلب کرد آن یقین
هوش مصنوعی: پس از اینکه آب، به درون زمین فرو میرود، دیگر نمیتوانی آن را جستجو کنی یا یقین پیدا کنی که کجا رفته است.
راست پس فرمود حق گفتار اوقهر حق بگرفت باغش را فرو
هوش مصنوعی: خداوند حقیقت را بیان کرد و به خاطر خشمش، باغ او را از او گرفت.
صبح چون شد می بگرداند آن دو دستبر هم از افسوس کآن شد خشک و پست
هوش مصنوعی: صبح که شد، دستهایش را به نشانهی افسوس به هم میچرخاند، چرا که آن حال یا موقعیت قبلیاش دیگر خشک و از دست رفته است.
زآنچه در وی کرده بُد خرج از درمسقف هاش افتاده بُد بر روی هم
هوش مصنوعی: به خاطر هزینههایی که در آنجا شده است، سقف آن مکان بر روی هم فروریخته است.
ارض و اثمارش تباه از انقلابوآن عمارتها همه خاک و خراب
هوش مصنوعی: زمین و محصولاتش به خاطر تغییرات و انقلابها ویران شده و همه آن بناها به خاک و ویرانی رفتهاند.
می بگفت ای کاش بر پروردگارمن نکردم کس شریک از نابکار
هوش مصنوعی: میگویدای کاش که هیچ کسی را در پرستش خدا شریک قرار نمیدادم و از کارهای ناپسند دوری میکردم.
می نبود او را گروهی که دهندیاری از غیر خدایش در گزند
هوش مصنوعی: او را یاری نمیکند هیچ گروهی جز خداوند، اگر در سختی و آسیب قرار گیرد.
هم نبُد یاری دهنده خویشتنیا کِشندة انتقام از ذوالمنن
هوش مصنوعی: اگر یاری برای کمک به خود نداشته باشی یا کسی برای اجرای انتقام از لطفهای الهی نباشد، در آن صورت...
یافت چون نعمت زوال از پیش و پساندر آن دم یاری از حق است و بس
هوش مصنوعی: زمانی که نعمتها از آدمی بروند، در آن لحظه تنها یاری و کمک خداوند است که باقی میماند و بس.
راست گفتاری که او از عاطفتبهتر است اندر ثواب و عاقبت
هوش مصنوعی: سخن راست و درست او از محبت و احساسات بهتر است، در این صورت پاداش و نتیجهاش نیز بهتر خواهد بود.
زن مثال زندگانیِ جهانبهرشان مانند آبی که خود آن
هوش مصنوعی: زن مانند زندگی دنیاست و برای مردان به گونهای است که مانند آب، میتواند تمامیت و وجود آنها را تشکیل دهد.
ما فرستادیم آن را از سماپس به آن شد مختلط نبت و گیا
هوش مصنوعی: ما آن را از آسمان فرستادیم و به همین دلیل، گیاه و سبزه به هم آمیختند.
رُسته شد آنچه از زمین، پس بامدادخشک و پرکنده همانا شد ز باد
هوش مصنوعی: در صبح روز خشک و بادی، هرچه که از زمین رشد کرده بود، به خوبی پراکنده شد.
سبز و تر نبود به گیتی مست مرحق به هر چیزی است مانا مقتدر
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ چیز نتوانسته است همیشه باقی بماند و پایدار بماند؛ اما حقیقت همیشه قدرت و ثبات خود را دارد.
حاصل آنکه زندگانی را مثلبر گیاهی می زند رب اجل
هوش مصنوعی: نتیجه این است که زندگی مانند گیاهی است که دست تقدیر به آن آسیب میزند.
کز زمین می روید از آبِ سماپس شود بینفع و خشک از بادها
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که گیاهان از آب آسمانی میرویند، ولی با وزش بادها میتوانند خشک و بیفایده شوند.
تا شوی از زندگانی شادکامرخت باید زود بربست از مقام
هوش مصنوعی: برای اینکه در زندگی خوشبخت و شاد باشی، باید زودتر از موقعیت و مقام خود جدا شوی.