۱- آیات ۱ تا ۱۵
بسم االله الرحمن الرحیم
وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ (۱) اَلَّذِینَ إِذَا اِکْتٰالُوا عَلَی اَلنّٰاسِ یَسْتَوْفُونَ (۲) وَ إِذٰا کٰالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ (۳) أَ لاٰ یَظُنُّ أُولٰئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (۴) لِیَوْمٍ عَظِیمٍ (۵) یَوْمَ یَقُومُ اَلنّٰاسُ لِرَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۶) کَلاّٰ إِنَّ کِتٰابَ اَلفُجّٰارِ لَفِی سِجِّینٍ (۷) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا سِجِّینٌ (۸) کِتٰابٌ مَرْقُومٌ (۹) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (۱۰) اَلَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ اَلدِّینِ (۱۱) وَ مٰا یُکَذِّبُ بِهِ إِلاّٰ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ (۱۲) إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ اَلْأَوَّلِینَ (۱۳) کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ (۱۴) کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (۱۵)
بنام خدای بخشاینده مهربان
وای بر کمکنندگان در کیل (۱) آنان که چون به پیمایند بر مردمان تمام گیرند (۲) و چون بکیل دهند آنها را یا بوزن دهند ایشان را کم کنند (۳) آیا گمان نمیبرند اینان که ایشان برانگیختهشوندگانند (۴) برای روزی بزرگ (۵) روزی که ایستاده شوند مردمان برای پروردگار عالمیان (۶) نه چنین است بدرستی که نامه بدکاران هر آینه در سجین است (۷) و چه چیز دانا کرد ترا که چیست سجین (۸) نامهایست رقم کرده شده (۹) وای روز چنین مر تکذیبکنندگان را (۱۰) آنان که تکذیب کنند روز جزا را (۱۱) و تکذیب نکند آن را مگر هر تعدیکننده گناهکار (۱۲) چون خوانده شود بر او آیتهای ما گوید افسانهای پیشینیان است (۱۳) حقا بلکه زنگ شد بر دلهاشان آنچه هستند که کسب میکنند (۱۴) حقا که ایشان از پروردگارشان روز چنین هر آینه در حجابشدگانند (۱۵)
ویل بر کاهندگان وزن و کیلکه ز حق و عدل ایشان راست میل
چونکه بِستانند ایشان از اناممی ستانند از برای خود تمام
چونکه پیمایند بهر مردمانیا که سنجند آن است بر مردم زیان
مرتضی(ع) میرفت در بازارهاتا شود واقف ز کیل و کارها
گفتی ای مردم نپیمایید کموزن و کیل خویش کاین باشد ستم
کم دهید از مالتان کاهد یقینبر شما افزون بود نقصان این
این نپندارند هیچ آیا ز هوشبیش بستانندگان کم فروش
که برانگیزنده گردند آن گروهدر چنان روز بزرگ پر ستوه
جمله برپا ایستند این مردمانبهر حکم آفرینندة جهان
حق بود حقاً هر آنچه می شودثبت اندر نامه ها از نیک و بد
هست در سِجِّیِن کتاب کافرانتو چه دانی چیست سِجِّیِن از نشان
آن کتابی هست بنوشته شدههیچ در وی نام چیزی نامده
مر مکذب راست ویل آن روز بدآنکه تکذیب او به یوم دین کند
نی کند تکذیب آن را خود ز بیمجز هر آن بگذشته از حدی اثیم
چون بر او خوانده شود آیات ماگوید این باشد ز پیش افسانه ها
این چنین نبود که گویند از ذنوبزنگشان بل گشته غالب بر قلوب
آنچه کردند اکتساب از سیّئاتقلبشان بگرفت زآن زنگ از جهات
باید ایشان ایستند البته بازاز فجور و کفر گیرند احتراز
زآنکه فجارند در یوم الحساباز ثواب رب خویش اندر حجاب