غزل شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از محبوب خود میپرسد که چرا در دل او وفای واقعی وجود ندارد و به طعنه میگوید که حتی کافران دل نرمتری دارند. او حسرت میخورد که در مقابل محبوبش هیچ جایگاهی ندارد، در حالی که حتی سگهای او هم مورد توجه هستند. شاعر در ادامه به این موضوع اشاره میکند که هر کس که گناهی مرتکب شود باید بهایش را بپردازد، ولی او خود کشته شده و هیچ امیدی به جبران ندارد.
او میگوید خونش به راحتی ریخته میشود و محبوب به این موضوع بیتوجه است. در مورد بیتوجهی دیگران به خود و وفای نداشتن آنها در شهر محبوبش صحبت میکند و از سرگردانی خود در عشق محبوب میگوید. در نهایت، او احساس تنهایی و بیتوجهی را نسبت به خود به تصویر میکشد و از عدم وفا و نزدیکی در روابطش گله میکند.
دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟کافران را دل نرمست و ترا نیست چرا؟
هوش مصنوعی: عزیزم، چرا دل تو نسبت به وفا و انصاف سخت شده است؟ حتی کسانی که ایمان ندارند، دلهایشان نرم و مهربان است، اما دل تو چرا اینگونه نیست؟
بر درت سگ وطنی دارد و ما را نه، که چه؟به سگانت نظری هست و به ما نیست چرا؟
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به این که درب خانهات نگهبانی وفادار و مطمئن وجود دارد، اما ما هیچکدام را نداریم. سوال این است که با وجود این وفاداری، چرا به ما توجهی نمیکنی؟
هر که قتلی بکند کشته بهایی بدهدتو مرا کشتی و امید بها نیست چرا؟
هوش مصنوعی: هر کسی که مرتکب قتلی شود، باید بهای آن را بپردازد. تو مرا کشتی، اما امیدی به دریافت بهایی از تو ندارم. چرا اینطور است؟
خون من ریزی و چشم تو روا میداردبوسهای خواهم و گویی که: روا نیست، چرا؟
هوش مصنوعی: من از دست تو آزردهام و تو به راحتی میتوانی به من آسیب برسانی. من از تو یک بوسه میخواهم و به نظرم میرسد که این خواستهام بیپایه و اساس است. چرا که تو در عین حال که به من صدمه میزنی، باز هم به راحتی این اقدام را میپذیری.
شهریان را به غریبان نظری باشد و مندیدم این قاعده در شهر شما نیست، چرا؟
هوش مصنوعی: مردم یک شهر معمولاً به غریبهها توجهی دارند و به آنها اهمیت میدهند، اما من در شهر شما این قاعده را ندیدم. دلیلش چیست؟
من و زلف تو قرینیم به سرگردانیمن ز تو دورم و او از تو جدا نیست چرا؟
هوش مصنوعی: من و زلف تو همیشه در حال سردرگمی هستیم. من از تو دور هستم و زلف تو هم از تو جدا نیست؛ پس چرا این حالت ادامه دارد؟
دیگران را همه نزدیک تو راهست و قبولاوحدی را ز میان راه وفا نیست چرا؟
هوش مصنوعی: چرا دیگران را همیشه به خود نزدیک میبینی، اما وفای اوحدی از وسط راه گم شده است؟