غزل شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درباره روابط عاطفی و تنشهای عاطفی خود با معشوقهاش سخن میگوید. او از درد و رنجی که از جدایی و جنگهای عاطفی میکشد صحبت میکند و از زیباییهای معشوقهاش، که سبب این احساسات میشود، یاد میکند. همچنین به تضاد بین صلح و جنگ در روابط اشاره دارد و احساس میکند که عشق و علاقهاش به او باعث این ناهنجاریهاست. شاعر در نهایت به زیباییهای ظاهری معشوقه و تأثیر آن بر افکارش اشاره دارد.
من چه گویم جفا و جنگ ترا؟جرم رهوار و عذر لنگ ترا؟
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم از ستم و درگیری تو صحبت کنم؟ تو که به مانند یک جعفر بیگناهی، بهانهای ضعیف برای خود داری.
ز دل و جان نشانه ساختهامناوک چشم شوخ شنگ ترا
هوش مصنوعی: از دل و جانم علامتی برای تو ساختهام، تیرکمان چشم بازیگوش و شادانت.
ای نوازش کم و بهانه فراخلب لعل و دهان تنگ ترا
هوش مصنوعی: به زیبایی و شیرینی لبهای تو کم توجهی میشود و این در حالی است که بهانههای زیادی برای نزدیکی به تو وجود دارد.
صلح را خود ببین که ما چه کنیم؟که به جان میخریم جنگ ترا
هوش مصنوعی: به صلح توجه کن و ببین ما چه اقداماتی انجام میدهیم؛ زیرا برای جنگ تو، جان خود را در خطر میاندازیم.
دل بدزدی و زود بگریزیما بدانستهایم ننگ ترا
هوش مصنوعی: دل را با دزدیدن و فرار کردن به سرقت ببر، ما به خوبی ننگ تو را شناختهایم.
رنگ خوبان ز لوح فکر بشستاوحدی، تا بدید رنگ ترا
هوش مصنوعی: وقتی اوحدی به زیبایی و رنگ خوبان نگاه کرد، تمام افکارش را شست و شو داد و فقط رنگ تو را دید.