غزل شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دلتنگی شاعر میپردازد. شاعر از دوری محبوب خود رنج میبرد و او را به خدا میسپارد. او خود را در حالتی از نابودی و شوریدگی میبیند، در حالی که محبوبش از غم و رنج بیخبر است. شاعر میگوید که اگر اهل بهشت از زیبایی محبوب آگاه شوند، حاضر نیستند حتی سر مویی از او را به حورهای بهشتی بدهند. در نهایت، او از محبوب خود میخواهد که اوحدی (شاعر) را از یاد نبرد و به خاطر او نیز بر غم و اندوه خود توجه کند.
چون ندیدم خبری زین دل رنجور ترادر سپردم به خدا، ای ز خدا دور، ترا
هوش مصنوعی: چون که از تو هیچ خبری نداشتم و دلم از دوریت رنجیده بود، تو را به خدا سپردم، ای کسی که از خدا دوری.
شاد نابوده ز وصل تو من و نابودهتوجفا کرده و من داشته معذور ترا
هوش مصنوعی: من از شادی ناشی از وصالت نابود شدهام و تو برای من بیحاصل و ناتوانی، درحالیکه من دلایل و عذرت را درک میکنم.
صورت پاک ترا از نظر پاک مپوشکه به جز دیدهٔ پاکان ندهد نور ترا
هوش مصنوعی: صورت زیبا و خالص تو را از نادیدنیها پنهان مکن، زیرا تنها چشمهای پاک میتوانند نور و زیباییات را ببینند.
گر ز دیدار تو آگاه شوند اهل بهشتسر مویی نفروشند به صد حور ترا
هوش مصنوعی: اگر اهل بهشت از دیدار تو باخبر شوند، هرگز برای یک تار موی تو، حتی به قیمت صد حور، حاضر نخواهند شد.
ای که رنجی نکشیدی و ندیدی ستمیچه غم از حال ستمدیدهٔ رنجور ترا؟
هوش مصنوعی: ای کسی که هرگز رنجی نبردهای و ستمی را تجربه نکردهای، چرا برای حال کسی که زیر فشار ستم است و رنج میکشد، غمگینی؟
تو که چون من ننشستی به غمی روز درازسخت کوتاه نماید شب دیجور ترا
هوش مصنوعی: تو که مثل من به غم و اندوه ننشستهای، روز طولانی و سخت برایت شب تار را کوتاهتر جلوه میکند.
اوحدی را ز نظر دور مدار، ای دل و جانکه دلارام ترا دارد و منظور ترا
هوش مصنوعی: اوحدی را از نظر دور نکن، ای دل و جان که او محبوب تو را میخواهد و آمال تو را در نظر دارد.