غزل شمارهٔ ۳۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره محبت و درخواست توجه از محبوب است. شاعر از محبوب میخواهد که از کار آنان غافل نباشد و درهای محبتش را به روی آنها ببندد. او به خواب و رحمت شب اشاره میکند و بر این باور است که محبوب باید با دیگران به نیکی رفتار کند و از زخمهایی که به عشق وارد میشود، دوری کند. شاعر آرزو میکند که محبوب چهرهاش را پنهان نکرده باشد و در انکار کردن عشق آنان نباشد. او با اشاره به قدرت و زیبایی محبوب، میگوید که هیچکس نمیتواند به عاشقان آسیب برساند. در نهایت، شاعر با عشق نسبت به خاک پای محبوب، بر اهمیت آن در زندگیاش تأکید میکند.
ای چراغ چشم توفان بار مابیش ازین غافل مباش از کار ما
هوش مصنوعی: ای روشنایی چشم، از مشکلات و چالشهای ما غافل نشو، زیرا بار سنگینی بر دوش داریم.
هر زمانی در به روی ما مبندگر چه کوته دیدهای دیوار ما
هوش مصنوعی: هر زمانی در را به روی ما نبند، حتی اگر دیوار ما کوتاه باشد.
شکر آن که خواب میگیرد به شبرحمتی بر دیدهٔ بیدار ما
هوش مصنوعی: خوشحالیم که در شب، وقتی خواب برچشمها میآید، رحمت و عطوفتی به چشمان بیدار ما میرسد.
ای که با هر کس چو گل بشکفتهایبیش ازین نتوان نهادن خار ما
هوش مصنوعی: ای کسی که با هر فردی مانند گل باز شدهای، دیگر نمیتوان خار ما را در دل کسی نهاد.
کاشکی آن رخ نبودی در نقابتا نکردی مدعی انکار ما
هوش مصنوعی: ای کاش چهره زیبا و دلربا در پرده پنهان نمیماند، تا کسی نمیتوانست وجود ما را انکار کند.
با چنان ساعد که بر بازوی اوستکس نپیچد پنجهٔ عیار ما
هوش مصنوعی: با بازوی قدرتمند او، هیچکس نمیتواند به راحتی در برابر قدرت ما مقاومت کند.
خلق عالم گر شوند اغیار و خصمنیست غم، گر یار باشد یار ما
هوش مصنوعی: اگر در دنیای ما دشمنان و مخالفان زیادی باشند، نگران نباشیم؛ چون اگر یار ما در کنارمان باشد، همه چیز خوب خواهد بود.
اوحدی، میبوس خاک آستانکاندر آن حضرت نباشد بار ما
هوش مصنوعی: من خاک پای آن بزرگوار را میبوسم، زیرا در آن مقام هیچ بار و باری بر دوش من نیست.