غزل شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: این شعر پرسشهایی از زبان شاعر را طرح میکند که با حیرت و جستجوگری همراه است. شاعر از وجود مهمانی چون ماه و سپاهی با شکوه و شاهی بزرگ میپرسد که از کجا آمدهاند. همچنین به تصویر زیبایی چون خورشید اشاره میکند که بر دیواری کوتاه تابیده است و میپرسد منشاء آن کجاست. شاعر با اشتیاق به جستجوی حقیقت میپردازد و مسائلی چون عشق، آتش وجود و فریادهای دلbroken نیز در شعر مطرح میشود. در نهایت، شاعر به کنجکاوی و حیرت خود ادامه میدهد و در جستجوی معنای عمیقتری از زندگی و مقام است.
یارب، این مهمان چون ماه از کجاست؟وین سپاه کیست و آن شاه از کجاست؟
هوش مصنوعی: پروردگارا، این مهمان نورانی که همچون ماه است از کجا آمده؟ و این سپاه چه کسانی هستند و آن شاه از کجاست؟
عکس خورشیدی چنان بالا بلندبر چنین دیوار کوتاه از کجاست؟
هوش مصنوعی: تصویر یک خورشید به طور غیرعادی بر روی دیواری کوتاه قرار دارد و این سؤال مطرح میشود که این تصویر از کجا آمده است.
گر ز مرغ جان به شاخ دل رسیدغلغل «انی انا الله» از کجاست؟
هوش مصنوعی: اگر جان انسان به شاخ یا شاخه دلش برسد، صدای «منم خدایم» از کجا میآید؟
دل درین وادی ز تاریکی بسوختسوی آن آتش بگو راه از کجاست؟
هوش مصنوعی: دل در این مسیر به خاطر تاریکی سوخته است. حالا به آن آتش نگاه کن و بگو راه رسیدن به آن کجاست؟
گرنه خونریزیست این فریاد چیست؟ورنه بیدادست این آه از کجاست؟
هوش مصنوعی: این فریاد نشاندهندهی چیزی بسیار عمیق و دردناک است. اگر این صدا در دل نداشته باشد، میتواند به یک نوع ظلم اشاره کند و جای سوال دارد که این اندوه از چه منبعی سرچشمه میگیرد؟
اندرین خرگاه میگویند: هستخوبرویی، راه خرگاه از کجاست؟
هوش مصنوعی: در اینجا میگویند که در این مکان خوشنما و زیبا، شخصی جذاب و دلپذیر وجود دارد. حالا بپرسند که راه رسیدن به این مکان کجاست؟
اوحدی را پادشاهی بنده خواندمفلسی را دیگر این جاه از کجاست؟
هوش مصنوعی: پادشاهی اوحدی را بندهای خطاب کرد و از مفلسی پرسید که چطور به این مقام رسیده است؟