غزل شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره حال و هوای عاشقانه و مستی شاعر است. شاعر از عشق و دلدادگیاش میگوید و به درد و رنجهای ناشی از هجران اشاره میکند. او به تقدیر و سرنوشت خود حسرت میزند و به پیالهی میخانه و یاد یار فکر میکند. شاعر خواستار دیدار یار و در کنار او بودن است، حتی اگر به بهای کنارهگیری از زهد و عرفان باشد. در نهایت، شاعر با اشاره به لذتهای عشق و می، از بیتوجهی به زاهدان و دل مشغولیهای دنیوی خود میگوید و در جستجوی زیباییها و لذتهای عشق است.
دل مست و دیده مست و تن بیقرار مستجانی زبون چه چاره کند با سه چار مست؟
هوش مصنوعی: دل شاد و گیج، چشمان سرخ و تن مضطرب، موجودی بیچاره با این حال چه تدبیری میتواند در پی داشته باشد وقتی که در میان جمعی از مستی و شیدایی است؟
تلخست کام ما ز ستیز تو، ای فلکما را شبی بر آن لب شیرین گمار، مست
هوش مصنوعی: ما از ستیز و دشمنیهای تو به شدت آزردهایم، ای دوران؛ چه شبی میآید که ما بتوانیم بر لب شیرین عیش و خوشی استراحت کنیم و سرمست شویم؟
یک شب صبح کرده بنالم بر آسمانبا سوز دل ز دست تو، ای روزگار، مست
هوش مصنوعی: یک شب وقتی که صبح نزدیک بود، با دل پر از اندوه نزد آسمان شکایت کردم و از دست تو، ای زمانه، به شدت ناراحتم.
ای باد صبح، راز دل لاله عرضه دارروزی که باشد آن بت سوسن عذار مست
هوش مصنوعی: ای باد صبح، راز دل لاله را به نمایش بگذار، در روزی که آن معشوق زیبا با چهره گل سوسن در مستی باشد.
از درد هجر و رنج خمارش خبر دهمگر در شوم شبی به شبستان یار مست
هوش مصنوعی: اگر شبی به خلوت یار مست بروم، میتوانم از درد جدایی و رنج ناشی از عطش وصالش برایتان بگویم.
سر در سرش کنم به وفا، گر به خلوتیدر چنگم اوفتد سر زلف نگار، مست
هوش مصنوعی: اگر در تنهایی به من نزدیک شود، با وفا سرم را بر روی او میگذارم و از زیباییهایش دیوانه میشوم.
لب برنگیرم از لب یار کناره گیرگر گیرمش به کام دل اندر کنار، مست
هوش مصنوعی: اگر از لب یار دوری کنم، این بدان معناست که اگر او را به کام دل خود در کنار خود بزنم، حالتی مست و سرشار از شوق خواهم داشت.
یکسو نهم رعونت و در پایش اوفتمروزی اگر ببینمش اندر کنار، مست
هوش مصنوعی: اگر روزی او را در کنار خود ببینم، همه تکبر و خودبزرگبینیام را کنار میگذارم و در پای او به احترام میافتم، حتی اگر در آن لحظه مست و شاداب باشد.
میخانه هست، از آن چه تفاوت که زاهدانما را به خانقاه ندادند بار مست؟
هوش مصنوعی: در این دنیا، جایی برای خوشگذران بودن وجود دارد، پس چه فرقی میکند که زاهدان ما را به محفل عبادت راه ندادند، وقتی که میتوانیم از لذتهای دیگر بهره ببریم؟
ما را تو پنج بار به مسجد کجا بری؟اکنون که میشویم به روزی سه بار مست
هوش مصنوعی: ما را چگونه میتوانی پنج بار به مسجد ببری؟ حالا که روزی سه بار در مستی و شادمانی هستیم.
از ما مدار چشم سلامت، که در جهانجز بهر کار عشق نیاید به کار مست
هوش مصنوعی: به ما امیدی نبندید که همیشه در حال سلامتی و خوبی خواهیم بود، زیرا در این دنیا تنها برای عشق و عاشقی زندگی معنا پیدا میکند.
ای اوحدی، گرت هوس جنگ و فتنه نیستما رای به کوی لالهرخان در میآرمست
هوش مصنوعی: ای اوحدی، اگر علاقهای به جنگ و درگیری نداری، ما به محلهی گلرخان میرویم و به خوشگذرانی میپردازیم.