غزل شمارهٔ ۱۱۹
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیباییهای آن میپردازد. شاعر به ارتباط عشق و داستانهایی که در گوشه و کنار وجود دارد اشاره میکند و از معشوقش میخواهد که با روی گلگونش آرامش را به او هدیه دهد. او همچنین به تلخیهای عشق اشاره کرده و میگوید که بعضی از دردها و غمها تنها مختص خودشان است. شاعر در نهایت تأکید میکند که عشق و زیباییهای آن برای هر کسی قابل دسترسی نیست و تنها مخصوص عاشقان واقعی است.
ز عشق اگر چه به هر گوشه داستانی هستسری چنین نه همانا بر آستانی هست
هوش مصنوعی: عشق هر کجا داستانهای مختلفی دارد، اما از حقیقتی بزرگتر نمیتوان چشمپوشی کرد. آن حقیقت در یک نقطه مشخص وجود دارد.
بیا، که با گل رویت فراغتی دارمز هر گلی که به باغی و بوستانی هست
هوش مصنوعی: بیا، چون چهره زیبایت برایم آرامشی بیشتر از هر گلی که در باغ و بوستان وجود دارد، به ارمغان میآورد.
اگر بخوان تو از لاغری نه در خوردیمهم از برای سگان تو استخوانی هست
هوش مصنوعی: اگر تو لاغر هستی و غذایی نمیخوری، نگران نباش؛ حتی برای سگان هم استخوانی وجود دارد که بخورند.
بگوی تا: نزند تیر غمزه جز بر ماچو ابروی تو کسی را اگر کمانی هست
هوش مصنوعی: بگویید که هیچ کس را تیر نگاه معشوقهات هدف قرار ندهد، چون تنها تیرهای غمزهات بر دل ما نشیند؛ اگر کسی هم مثل تو کمانی داشته باشد، نمیتواند مانند ابروی تو جاذبه و تاثیر بگذارد.
حدیث تلخ بهل، بعد ازین به شمشیرمبیازمای اگرت رای امتحانی هست
هوش مصنوعی: اگر حال و روز سختی را برایم تعریف کنی، از این به بعد با شمشیرم تو را امتحان میکنم، اگر فکر میکنی که آزمونی در کار است.
کسی که وصل ترا میکند دو کون بهاخبر نداشت که بالای او دکانی هست
هوش مصنوعی: کسی که تو را به معشوق متصل میکند، از این که بالای سرش یک بازار وجود دارد، بیخبر بود.
خبر مکن به کس، ای مدعی، از او، که هنوزرخش تمام ندیدی، گرت زیانی هست
هوش مصنوعی: به دیگران در مورد او چیزی نگو، ای مدعی، زیرا هنوز چهرهاش را بهطور کامل ندیدهای و اگر ضرری به تو برسد، بهتر است ساکت بمانی.
گر آه و ناله کند اوحدی شگفت مدارهم آتشی زده باشند کش دخانی هست
هوش مصنوعی: اگر اوحدی در حال ناله و آه باشد، تعجب نکنید؛ ممکن است که آتشسوزی به وقوع پیوسته باشد که دودی در فضا منتشر شده است.