غزل شمارهٔ ۱۳۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد و شوق ناشی از عشق میپردازد. شاعر به توصیف لحظات مختلفی میپردازد که تحت تأثیر نگاه معشوق قرار گرفته و دلتنگی و حیرت او را بازگو میکند. او با ذکر محبت و ذکری از معشوق تا صبح بیدار میماند و به نشانهٔ عشق، از دل و جانش میگوید که تحت تأثیر او قرار گرفته است. شعر همچنین به زیبایی و سادگی عواطف انسانی و ارتباطات عاشقانه اشاره دارد و در نهایت با دعوت به دوستی و پیوند عمیق میان جان و جانان به پایان میرسد.
دوش چون چشم او کمان برداشتدلم از درد او فغان برداشت
هوش مصنوعی: شب گذشته هنگامی که چشمان او همچون کمانی بر افراشته شد، دلم از درد او نالهای سر داد.
حیرت او زبان من در بستغیرتش بندم از زبان برداشت
هوش مصنوعی: شگفتی او باعث شده که من نتوانم به درستی صحبت کنم و از شدت علاقهام به او، زبانم بند آمده است.
بنشینم به ذکر او تا صبحصبح چون ظلمت از جهان برداشت
هوش مصنوعی: به انتظار صبح و روشنایی مینشینم و در دل خود یاد او را میکنم تا تاریکیهای شب از بین برود و روشنایی بر جهان حاکم شود.
مطرب آن نغمهٔ سبک برزدساقی آن ساغر گران برداشت
هوش مصنوعی: بهتر است که نوازنده، آن آهنگ شاد و دلنشین را بنوازد و ای ساقی، آن جام سنگین را بردار و بیاور.
می و مطرب چو در میان آمدبت من پرده از میان برداشت
هوش مصنوعی: زمانی که شراب و نوازنده در کنار هم حاضر شدند، معشوق من از پس پردهها بیرون آمد.
چون بدید این تن روان رفتهبنشست و قلم روان برداشت
هوش مصنوعی: وقتی او دید که این بدن جانش را ترک کرده، نشسته و قلم را به دست گرفت.
از تنم رسم آن کمر برزدوز دلم نسخهٔ دهان برداشت
هوش مصنوعی: از بدنم نشانهٔ کمر بر افتاد و از دلم قول و قراری به زبان آمد.
جان و جانان چو هر دو دوست شدندتن آشفته دل ز جان برداشت
هوش مصنوعی: زمانی که جان و معشوق هر دو به دوستی دست یافتند، دل پر از آشفتگیاش را از جانش جدا کرد.
بر گرفت از لبش به زور و بزرهمه کامی که میتوان برداشت
هوش مصنوعی: از لب او تمامی لذتها و خوشیها را میتوان چید و برداشت، انگار که به زور و بزرگی آنها را گرفتیم.
اوحدی را چو زور و زر کم بوددست زاری بر آسمان برداشت
هوش مصنوعی: اوحدی وقتی که سختی و نداشتن پول را احساس کرد، به آسمان دعا و درخواست کرد.