غزل شمارهٔ ۱۸۳
هوش مصنوعی: شعر دربارهی احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنجی است که عشق ممکن است به همراه داشته باشد. نیشکر به شیرینی لب معشوق تشبیه شده و حسرت و شادی را به تصویر میکشد. شاعر به زلف معشوق مانند دار و کمند اشاره کرده و از جذب شدن به زیبایی او سخن میگوید. شاعر همچنین از درد و آتش عشق صحبت میکند و به خاطراتی از عشق اشاره دارد که به دلش خاطرهای تلخ و شیرین میبخشد. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق او به گونهای است که هر چیزی را به خاطر محبوبش تحمل میکند.
نیشکر آن روز دل ز بند بر آردکو چو لبت پستهای به قند بر آرد
هوش مصنوعی: شکر به خاطر لبهای شیرینت، دل را از غم و بیحوصلگی رها میکند، زیرا مانند پستهای خوشمزه میتوانی شوق و شادی را به زندگی بیاوری.
صید چو آن زلف چون کمند ببیندپیش رود، سر به آن کمند برآرد
هوش مصنوعی: وقتی شکار به آن زلفی که همچون دام است نگاه میکند، به جلو میرود و سرش را به آن دام میسپارد.
بر چمن و سبزه آفتی مرسادشباغ، که سروی چنین بلند بر آرد
هوش مصنوعی: در باغ و روی چمن، آفتی به سرو بلند نمیرسد و به او آسیبی نمیزند.
پیش من آن خاک پر ز لعل، که روزیگرد خود از نعل آن سمند بر آرد
هوش مصنوعی: در برابر من، آن خاکی که پر از جواهرات گرانبهاست، روزی گردی که از نعل پای آن اسب به زمین میافتد، به خود جذب میکند.
سینه سپند تو گشت و آتش سوداتا به کجا بوی این سپند بر آرد؟
هوش مصنوعی: دل تو مثل چوب سوزان شده و آتش عشق در آن شعلهور است. این آتش تا کجا میتواند بوی این چوب سوزان را بربنهد؟
بر دل ریشم، شبی که دیده بگریدخط تو آن را به ریشخند بر آرد
هوش مصنوعی: در دل غمگینم، در شبی که چشمانم اشک میریزد، خط تو که بر روی آن هست، به تمسخر میتازد.
جان مرا چون محبت تو پسندیدگر ندهم، سر به ناپسند برآرد
هوش مصنوعی: اگر محبت تو مورد پسند جان من است، اگر چیزی از من ندهی، جانم نخواهد پسندید و به ناگواری خواهد رسید.
بیخ که دست غمت به سینه فرو برداز دل من شاخ پر گزند بر آرد
هوش مصنوعی: اگر غم تو به سینهام چنگ بیندازد، از دل من درختی پر از خارش و درد جوانه خواهد زد.
اوحدی از بند هر دو کون برآیدگر دل او را لبت ز بند برآرد
هوش مصنوعی: اگر دل او freed شود، اوحدی از قید و بند این دنیا و آخرت رهایی مییابد.