غزل شمارهٔ ۱۹۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و تأثیرات عمیق آن بر زندگی شاعر است. شاعر ابتدا از هوای عاشقانه و تأثیر عاشقانه بر احساساتش میگوید و اینکه عشقش او را از دنیای مادی و تحصیل دور کرده است. او به زخمهای عاطفی خود اشاره میکند و از دشواریهای عشق صحبت میکند. وجود محبوبش برای او مانند نوری است که او را زنده میکند و از خواب غفلت بیدار میسازد. در نهایت، شاعر به مستی ناشی از عشق و شراب اشاره میکند و میگوید که عشق او را هوشیار کرده است. این شعر به خوبی حال و هوای عاشقانه و تحولات درونی شاعر را به تصویر میکشد.
هوست معتکف خانهٔ خمارم کردعشقت از صومعه و مدرسه بیزارم کرد
هوش مصنوعی: عشق تو مرا به شدت مجذوب خود کرده و آنقدر از دنیا و مکانهای عمومی خستهام کرده که فقط به خانه و دنیای خودم پناه بردهام.
خاطرم را ز حدیث دو جهان باز آوردلب لعل تو به یک عشوه، که در کارم کرد
هوش مصنوعی: یاد و خاطره دو جهان را با لبهای زیبای تو به یک اشاره، به خاطر آوردی و در زندگیام تأثیر زیادی گذاشتی.
شورها در سر و با خلق نمییارم گفتزخمها بر دل و فریاد نمییارم کرد
هوش مصنوعی: من از دردها و غمهایم با دیگران صحبت نمیکنم و آنها را بروز نمیدهم. با وجود زخمهایی که در دل دارم، فریاد و شکایتی از خود نشان نمیدهم.
میشنیدم که: شود نیک به شربت بیمارشربتی داد خیال تو، که بیمارم کرد
هوش مصنوعی: شنیده بودم که دارویی خوب برای بیمار تجویز میشود، اما من با تصور تو، خود را بیمارتر کردهام.
من ندانم سبب گرم و گدازی که مراستتا چه زورست و تعدی که چنین زارم کرد؟
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا اینقدر احساس گرما و ذوب شدن میکنم، تا چه حدی این حالت بر من اثر گذاشته و چرا اینقدر دچار درد و رنج هستم.
سایهای بودم و عکس تو بپوشید مراذرهای بودم و نور تو پدیدارم کرد
هوش مصنوعی: در ابتدا فقط یک سایه بودم، اما با وجود تو به زندگیم معنایی واقعی بخشیدی. قبل از تو، فقط یک ذره کوچک بودم، اما نور تو باعث شد که وجودم نمایان شود و زندگیام روشن گردد.
دیده تا باز گشودم بتو، اندیشه ببستدر به روی همه و روی به دیوارم کرد
هوش مصنوعی: زمانی که چشمانم را به روی تو باز کردم، فکر و ذهنم به روی همه چیز بسته شد و دیگر هیچکس برایم مهم نبود؛ آنقدر که فقط به دیوار نگاه میکردم.
آنکه اندر عقب من به تعبد کوشیدبعد ازین حال ندانست که انکارم کرد
هوش مصنوعی: کسی که در پی من تلاش کرد، بعد از این نمیداند که من او را رد کردهام.
مرده بودم، به سخنهای تو گشتم زندهخفته بودم، صفت حسن تو بیدارم کرد
هوش مصنوعی: در حالتی از بیحالی و خاموشی زندگی میکردم و وقتی از کلام تو شنیدم، دوباره زنده شدم. در واقع، زیبایی و ویژگیهای تو مرا بیدار و هوشیار کرد.
بادهٔ هر که چشیدم سبب مستی بوداوحدی زان قدحی داد، که هشیارم کرد
هوش مصنوعی: هر بار که شرابی چشیدم، آن کرا که من را مست کرده بود، اوحدی به من نوشیدنیای داد که مرا هوشیار کرد.