غزل شمارهٔ ۲۰۱
هوش مصنوعی: این شعر به تمایلات عاشقانه و درد جدایی اشاره دارد. شاعر از معشوق خود میخواهد که به وفا و پیمانی که با هم دارند، وفادار بماند و از این پیوند جدا نشود. او تأکید میکند که آنها یکدیگر را انتخاب کردهاند و نباید به تفاوتها و مشکلات دامن بزنند. شاعر به حسرت و درد ناشی از جدایی اشاره میکند و از معشوق میخواهد که در این شرایط سخت، از محبت و پیوند خود با او دست نکشد. در نهایت، او تأکید میکند که آرزوی او تنها وصال معشوقش است و نباید آن را فراموش کند.
ای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگردعهدی بکن به وصل و از آن عهد وا مگرد
هوش مصنوعی: ای سنگدل، به حق وفا قسم یاد کن که از عهد و پیمانی که بستی، دور نشوی و به وصال من نرسی.
ما برگزیدهایم ترا از جهان، تو نیزپیوند ما گزین وز پیوند ما مگرد
هوش مصنوعی: ما تو را از تمام دنیا انتخاب کردهایم، تو هم ارتباط با ما را برگزین و از این ارتباط جدا نشو.
در میغ خون دل شب هجر آشنای مامیبین و با مخالف ما آشنا مگرد
هوش مصنوعی: در سایهی سختیها و درد دلهای شب فراق محبوب، ما را ببین و با کسانی که در تضاد با ما هستند، آشنا نشو.
ای آنکه یک دم از دل ما نیستی جداهر دم به شیوهای دگر از ما جدا مگرد
هوش مصنوعی: ای کسی که لحظهای از دل ما جدا نیستی، هر لحظه به گونهای متفاوت از ما دور نشو.
گفتی: برو، که مهرهٔ مهرت بریختمخونم بریز و گرد چنین مهرها مگرد
هوش مصنوعی: گفتی برو، زیرا من از عشق تو به شدت دچار درد و رنج شدم. حالا که اینچنین شده، دیگر به دور و بر عشقهای مشابه نگرد.
دی دست در میان تو کردم، رخ تو گفت:بالای ما بلاست، به گرد بلا مگرد
هوش مصنوعی: من دستم را در دست تو قرار دادم، و چهره تو گفت: در بالای ما سختیها و مشکلاتی وجود دارد، پس به دور این مشکلات نگرد.
ما را غرض روا شدن از وصل روی تستگو: کام اوحدی ز دو گیتی روا مگرد
هوش مصنوعی: ما به خاطر وصال چهرهی تو هدفی داریم. بگو: خواستهی اوحدی از دو دنیا برآورده نمیشود.