غزل شمارهٔ ۲۲۸
هوش مصنوعی: این شعر صحبت از عشق و longing (دلتنگی) به معشوق دارد. شاعر از عواطف عمیق خود در برابر محبوبش میگوید و به تمایل درونی و حمایت از او اشاره میکند. او همچنین به مفهوم قیامت و روز حساب میپردازد و بر این باور است که در آن روز تنها نگاهش به سوی محبوب خواهد بود. شاعر به تفکر در مورد خواستهها و نیازهای خود نسبت به معشوق و ناز و کبر او اشاره میکند و در نهایت درخواست میکند که محبت و عواطفش به درستی درک شود و از او مراقبت شود. او همچنین به حالتی از بندگی و تواضع در برابر محبوبش اعتراف میکند.
تا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشدناله و زاری من بر در و بامت باشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلم بر چهرهات مثل ماه کامل روشن باشد، ناله و گریهام بر در و دیوار خانهات ادامه دارد.
در قیامت همه را چشم بسویی و مراچشم سوی تو و گوشم به سلامت باشد
هوش مصنوعی: در روز قیامت همه به سمت خاصی نگاه میکنند، اما من فقط به سوی تو چشم دوختهام و گوشم در امان خواهد بود.
وصل روی تو جهانی ز خدا میخواهندتا کرا خواهی و پروای کدامت باشد؟
هوش مصنوعی: مراد از این بیت این است که مردم خواهان ارتباط و وصالی هستند که تنها از سوی خدا ممکن است. در این میان، سوال این است که تو به چه کسی علاقهمند هستی و آیا به کسی دیگر اهمیت میدهی؟
تو، که از ناز و تکبر بر خود خاصان راندهی بار، کجا میل به عامت باشد؟
هوش مصنوعی: تو که به خاطر ناز و غرورت به خاصان و نزدیکان خود هم اهمیت نمیدهی، چطور ممکن است که بخوایی به مردم عادی توجه کنی؟
بر من خسته چو وصل تو بگردید حلالمرو اندر پی خونم، که حرامت باشد
هوش مصنوعی: وقتی تو به من نزدیک میشوی و آرامش را به من میدهی، چه نیازی به دنبال کردن خون من داری؟ اینکه به سراغ من بیایی برایت نادرست و ناپسند است.
ز آتش و آب مکن چشم و دلم را ویرانتا چو تشریف دهی جا و مقامت باشد
هوش مصنوعی: از آتش و آب خود را خراب نکن، تا زمانی که میخواهی به جایی بروی و مقام و منزلتی داشته باشی.
رایگان بنده بسی داری و چاکر بیحداوحدی، نیز رها کن، که غلامت باشد
هوش مصنوعی: تو از بندههای زیادی برخوردار هستی و من نیز بیپایان تحت فرمان تو هستم، اما بهتر است مرا رها کنی تا به خدمت تو مشغول باشم.