غزل شمارهٔ ۳۶۳
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از دوری معشوق اشاره دارد. شاعر میگوید اگر بخواهد از بخت خود کمکی بگیرد، این کمک ممکن است به وصل معشوق بینجامد، اما دوری زمانه اجازهی این وصال را نمیدهد. او بیان میکند که حتی اگر خوبان عالم را جمع کند، باز هم او را به عنوان ستمگر میشناسند. شاعر همچنین به دلتنگی و اندوهی که از دوری معشوق به وجود آمده اشاره میکند و میگوید که از دلش غم میروید و از هر دلتنگی رمزی بیان کند، آن رمز به انبوهی از مشکلات تبدیل میشود. در نهایت، او به زیبایی و ظرافت معشوق اشاره میکند و بیان میکند که حتی جستجوی یک موی او میتواند به نگرانی و درد جدیدی منجر شود.
مرا از بخت اگر کاری برآیدبه وصل روی دلداری برآید
هوش مصنوعی: اگر شانس به من یاری کند، به وصل و دیدار معشوقی میرسد که دلخوشیها از آنجا آغاز میشود.
ولیکن دور گردون خود نخواهدکه کام یاری از یاری برآید
هوش مصنوعی: اما دوران زندگی اجازه نمیدهد که خواستهها و آرزوهای ما به راحتی برآورده شوند.
اگر خوبان گیتی را کنی جمعبه نام من ستمگاری برآید
هوش مصنوعی: اگر تمام نیکان دنیا را دور هم جمع کنی، با نام من، فقط ظلم و ستمی برمیخیزد.
و گر من طالب اندوه گردمز هر سویش طلبکاری برآید
هوش مصنوعی: اگر من به دنبال اندوه باشم، از هر طرف افرادی پیدا میشوند که به دنبالم بیایند و در جستجوی من باشند.
دل من گر بکارد دانهٔ غمازان یک دانه انباری برآید
هوش مصنوعی: اگر دل من بذر اندوهی بکارد، از همان یک دانه غم، جوانههای زیادی خواهد رویید.
ز دلتنگی اگر رمزی بگویمازان تنگی به خرواری برآید
هوش مصنوعی: اگر از ناراحتی و دلتنگی چیزی بگویم، آنقدر احساساتم شدید است که مانند کوهی از غم و اندوه برمیآید.
گلی را گر برون ارم ز خاریز هر برگش سر خاری برآید
هوش مصنوعی: اگر گلی را از خار بیرون بیاورم، از هر برگهاش خاری خواهد سر زد.
ز زلف یار اگر مویی بجویمبهر مویش خریداری برآید
هوش مصنوعی: اگر از زلف معشوقی تنها یک تار مو را ب جویم، برای هر تار موی او، خریدار یا طرفداری پیدا میشود که به دنبال آن است.
ز بهر تخت اگر شاهی نشانمبه نام اوحدی داری برآید
هوش مصنوعی: اگر به خاطر به دست آوردن مقام و قدرت، نامی از شاهی بر زبان بیاورم، ممکن است نشانهای از کمال و عظمت اوحدی باشد.