غزل شمارهٔ ۴۲۳
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به زندگی شاد و لذتبردن از لحظات اشاره دارد. شاعر از زیبایی بهار و شادی میگوید و بر اهمیت نوشیدن شراب و لذت بردن از زیباییها تأکید میکند. او به ویژگیهای جذاب افراد و زیبایی طبیعت اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که هیچ چیز نمیتواند جلوههای خوش زندگی را تیره کند. همچنین، شاعر یادآور میشود که باید از هر لحظه زندگی بهره برد و لحظات خوش و زیبای عشق و دوستی را جشن گرفت. در کل، این شعر حس شادی، عشق و لذت از زندگی را منتقل میکند.
عشرت بهار کن، که شود روزگار خوشمیدر بهار خور، که بود بی غبار و غش
هوش مصنوعی: در بهار خوش بگذران و از زیباییهای آن لذت ببر، زیرا روزگار در این زمان خوشایند و دلانگیز است. از می و نوشیدن در بهار غافل نباش، چرا که این دوران بدون ناخالصی و کدورت است.
گفتی: به روز شش همه گیتی تمام شدمیبه، که او تمام نشد جز به ماه شش
هوش مصنوعی: گفتی که در روز ششم همه چیز به پایان میرسد، اما حقیقت این است که آنچه به پایان میرسد تنها در ماه ششم است.
بر خیز و زین قیاس دو شش سالهای ببینکز حسن او کند دل ماه دو هفته غش
هوش مصنوعی: برخیز و نگاهی به آن دو شش ساله بینداز که به خاطر زیباییاش، دل ماه را در مدت دو هفته، شگفتزده کرده است.
دست ار به وصل موی میانی رسد به روزاندر میانش آر و شب اندر کنار کش
هوش مصنوعی: اگر روزی به وصال محبوب رسیدی، موهای او را در روز در میان بگذار و شبها کنار او بنشین.
زان پیش کت کشد لحد گور در کنارخالی نباید از تن خوبان کنار و کش
هوش مصنوعی: قبل از آنکه قبر، تن خوبان را در آغوش گیرد، نباید جایی خالی در کنار آن باقی بماند.
اینجا که نقل بوسه بود زان دهان و لبدندان کس به میوه نیالاید و نمش
هوش مصنوعی: اینجا جایی است که فقط صحبت از بوسه و لب و دندان است و هیچکس نمیتواند به میوهای دست بزند یا آن را بچیند.
چون دستگاه و مکنت آن هست میبنوشبا مطربان فاخر و با شاهدان کش
هوش مصنوعی: وقتی که وسایل و امکانات زندگیات فراهم است، از زندگی لذت ببر و با هنرمندان و زیبا رویان خوش بگذران.
کز روی همچو ماه و جبینی چو مشتریجام آفتاب رخ شود و باده زهره وش
هوش مصنوعی: از چهرهای زیبا مانند ماه و جبینی شبیه به سیاره مشتری، چهرهاش همچون جام آفتاب درخشان و میخوشبو به مانند زهره است.
ور نیست دسترس، سر دستار پاره کندستار رند میکده را گو: مدار فش
هوش مصنوعی: اگر به چیزی دسترسی نداری، پس دستار خود را پاره کن و به کسی که در میکده است بگو که خود را کنترل نکند.
ریزنده کرد جنبش باد مسیح دمبرگ گل از درخت چو موسی به چوب هش
هوش مصنوعی: نسیم ملایم باعث ریزش گلبرگها از درختان میشود، مانند اینکه موسی با عصا به آب زد و آن را شکافت.
وقت سحر ز شاخ چمن گل چو بشکفدگویی به سحر ماه بر آمد ز چاه کش
هوش مصنوعی: وقتی که صبح میشود و گلها در چمن باز میشوند، حس میشود که گویی ماه در سحر از زیر زمین بیرون آمده است.
مانند آنکه بر رخ زیبا عرق چکدبر روی سرخ لاله ز شبنم فتاده رش
هوش مصنوعی: چنان است که قطرات عرق بر چهره زیبا میچکد، مانند شبنمی که بر گل لالهی سرخ نشسته باشد.
آشفتهایم و دلشده، یا مطرب «السماع»آتشدلیم و غمزده، یا ساقی، «العطش»
هوش مصنوعی: ما نگران و دلشکستهایم، یا ای خواننده، در آتش دل در آتشیم و غمگین، ای ساقی، در عطش به سر میبریم.
میصیقلیست در کف رندان که میبرداز سینهها کدورت و از دیدهها غمش
هوش مصنوعی: این شعر به تصویری از شراب اشاره دارد که در دستان نابردهدوشان (رندان) قرار دارد. شراب به گونهای عمل میکند که نگرانیها و دردها را از دلها میزداید و اشکها را از چشمها پاک میکند. در واقع، نشان میدهد که شراب میتواند آرامش و صفا را در زندگی به ارمغان بیاورد.
صوفی، بیا و در می صافی نگاه کنور جام اوحدی نخوری، قطرهای بچش
هوش مصنوعی: ای صوفی، بیا و به می ناب نگاه کن. اگر جام اوحدی را ننوشیدهای، حداقل یک قطره از آن را بچش.
بر طور بزم ما دل و جانها ببین بلاشوز برق نور باده بهم بر فتاده بش
هوش مصنوعی: در مجالس خوشگذرانی ما، توجه کن که چطور دلها و جانها در کنار هم قرار گرفتهاند و چگونه نور شراب بر آنها تابیده و باعث ایجاد حال و هوایی ویژه شده است.