غزل شمارهٔ ۴۹۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و مستی سخن میگوید و توصیف میکند که چگونه به خاطر عشق، به سرخوشی و خروش افتاده است. او بیان میکند که وقتی تحت تأثیر باده عشق قرار میگیرد، به زاهدان و اهل تقوا بیاعتنا میشود و تمام حرفهای دیگران را در سکوت فراموش میکند. همچنین از این میگوید که در حال حاضر توجهی به نصیحتهای دیگران ندارد و راز عشق را در میکده میجوید. شاعر در پایان تصویری از عشق را که با آتش و جوش همراه است، به زیبایی به تصویر میکشد.
من بادهٔ عشق نوش کردمچون مست شدم خروش کردم
هوش مصنوعی: من شراب عشق را نوشیدم و وقتی که مست شدم، شور و هیجانم را بروز دادم.
هر عربدهای که باده انگیختبا زاهد خرقهپوش کردم
هوش مصنوعی: هر بار که نوشیدنی مرا به شور و هیجان آورد، با زاهدی که لباس ساده و پارسایی بر تن داشت، به گفتگو پرداختم.
هر کس که زما و من سخن گفتاو را به دو می خموش کردم
هوش مصنوعی: هر کسی که درباره من و تو صحبت کند، او را به وسیله دو میخموش یعنی ساکت میکنم.
چون هوش برفت از رقیباناین بار حدیث هوش کردم
هوش مصنوعی: وقتی که رقیبانم از هوش و حواسشان خارج شدند، من به فکر هوشمندانهای افتادم.
پندم مده، ای رفیق، بسیارانگار که: پند گوش کردم
هوش مصنوعی: دوست عزیز، به من نصیحت نکن و خیال نکن که من به حرفهای تو گوش میدهم.
بگذار، که من نماز خود رادر خانهٔ می فروش کردم
هوش مصنوعی: اجازه بده که من عبادت و راز و نیازم را در کنار شراب و لذتهای دنیوی بگذرانم.
بر آتش عشق اوحدی راامروز تمام جوش کردم
هوش مصنوعی: امروز تمام احساسات و شور و شوق عشق اوحدی را با شدت و حرارت در خود میپرورانم.