غزل شمارهٔ ۵۳۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و رنجهایی که از آن میکشد اشاره میکند. او بیان میکند که این رنج و عذابها تقصیر او نیست و اگر بار سنگینی بر دوش دارد، به خاطر عشق محبوبش است. او به آرزوی دیدن معشوقش میپردازد و میگوید که حتی میخواهد خاک پای او را نیز با عشق بپرستد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که برای رسیدن به محبوب باید آماده تحمل سختیها باشد و این طبیعی است. در نهایت، او تأکید میکند که عشق واقعا دشوار است و نمیتوان از رنج آن فرار کرد.
عیب من نیست که در عشق تو تیمار کشمبار بر گردن من چون تو نهی بار کشم
هوش مصنوعی: این مسئله مربوط به من نیست که در عشق تو دچار غم و ناراحتی شوم؛ چرا که بارِ اندوهی که بر دوشم است، تنها به خاطر توست.
بر سر خاک درت گر بودم راه شبیسرمهوارش همه در دیدهٔ بیدار کشم
هوش مصنوعی: اگر بر سر خاک در خانهات بودم، شبها مانند سرمه که در چشم میریزند، همه یاد و خاطراتت را در چشمان بیدار و آگاه خود میریختم.
دلم آن نیست که من بعد به کاری آیدمگرش من به تمنای تو در کار کشم
هوش مصنوعی: دل من نمیخواهد که دیگر به کاری مشغول شود، جز اینکه من به خاطر اشتیاق تو آن را انجام دهم.
به دهان تو، که از وی شکر اندر تنگستاگرم دست دهد قند به خروار کشم
هوش مصنوعی: اگر زبان تو که شیرینتر از شکر است به من اجازه دهد، میتوانم قند را به مقدار زیاد از آن بگیرم.
هر که گل چیند از خار نباید نالیدمن که دل بر تو نهم جور به ناچار کشم
هوش مصنوعی: هر کسی که به گلچینی مشغول است، نباید از خارهای آن شکایت کند. من هم که دل به تو سپردهام، ناچار باید سختیها و مشکلات را تحمل کنم.
با سر زلف تو خود دست درازی نه رواستبه ازآن نیست که پایم به مقدار کشم؟
هوش مصنوعی: با این زیبایی و دلربایی که در موهایت داری، حق ندارم به آن دست بزنم. آیا بهتر نیست که من فقط به اندازهای که میتوانم به تو نزدیک شوم، نزدیک شوم؟
اوحدی، قصهٔ بیگانه بر یار برندمن به پیش که برم، جور که از یار کشم؟
هوش مصنوعی: شاعر میگوید: داستان وقایع و دردهای عشق را به محبوبم بگویید و من از اینجا بروم؛ زیرا آنچه که از یار میکشم، بسیار سنگین و سخت است.