غزل شمارهٔ ۵۷۰
هوش مصنوعی: غزل این شاعر به احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر میگوید که آرزو دارد گوشهی آرامی انتخاب کند، اما دلمشغولی به محبوب او را رها نمیکند. او از عشقش به محبوب میسوزد و گناه را در این عشق نمیبیند. با اشاره به گذر عمر در درد و رنج عشق، از محبوب میپرسد که چرا به نالههایش توجه نکرده است. او بیان میکند که در حال حاضر تنها درمان دردش عشق محبوبش است و با اینکه به بهشت علاقهای ندارد، نمیخواهد از محبوبش دور شود. این شعر نشاندهندهی عمق احساسات و تعهد شاعر به عشقش است.
ز چشم خلق هوس میکند که گوشه گزینمولی تعلق خاطر نمیهلد که نشینم
هوش مصنوعی: افراد به من میگویند که میتوانم در گوشهای از زندگیام آرام بگیرم و دور از دیگران زندگی کنم، اما من به این راحتی نمیتوانم از آنچه که در دل دارم دل بکنم و از آنچه که برایم مهم است دور شوم.
سوار گشتم و گفتم: ز دست او ببرم جانکمند عشق بیفگند و درکشید ز زینم
هوش مصنوعی: سوار شدم و گفتم: از چنگ او جانم را بگیرم، کمند عشق را بیفکن و مرا از زینم پایین بکش.
گناه من همه در دوستی همین که: بر آتشگرم چو عود بسوزد، گناه دوست نبینم
هوش مصنوعی: اشکال کار من فقط این است که به خاطر دوستیام، مانند عود که در آتش میسوزد، دلم میسوزد و هرگز نمیتوانم تقصیر دوست را ببینم.
ز من حکایت مهر و حدیث عشق چه پرسی؟که رفت عمر درین محنت و هنوز برینم
هوش مصنوعی: نپرس از من دربارهی داستان محبت و عشق، چرا که عمرم در این درد و رنج گذشت و هنوز هم در آن به سر میبرم.
کمین ز چشم کماندار او، رواست که سازدمرا که نیست کمان چنان، چه مرد کمینم؟
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که کمین و نیرنگی که از چشمان کمانداری به من میرسد، قابل قبول است، چرا که هیچ کمانی به اندازهی او توانایی ندارد. در واقع، من تنها یک قربانی در دامی هستم که او میچسباند.
کدام خواب گرانت ربوده بود؟ نگاراکه هیچ گوش نکردی به نالههای حزینم
هوش مصنوعی: کدام خواب سنگین تو را غافل کرده بود؟ ای محبوب، که به صداهای اندوهآور من اصلاً توجه نکردی.
قدم به پرسش من، دیر شد، که رنجه نکردیکنون که رنج بتر شد، بپرس بهتر ازینم
هوش مصنوعی: به خاطر دیر پرسیدن سوال من، دیگه خیلی دیر شده است. تو زحمت نکشیدی، حالا که درد و رنج من بیشتر شده، بهتر است بپرسی که حال من چگونه است.
مرا به شربت و دارو نیاز و میل نباشددوای درد من این مایه بس که: درد تو چینم
هوش مصنوعی: من نه به نوشیدنی و دارو نیاز دارم و نه تمایلی به آنها دارم، چرا که تنها درمان درد من همین است که درد تو را تحمل کنم.
به بوستان مبر، ای اوحدی، مرا ز بر اوکه با شمایل او فارغ از بهشت برینم
هوش مصنوعی: به باغ نرو، ای اوحدی، دل من را از آن کس که با زیباییاش مرا از بهشت عالی بینیاز کرده، خالی کن.