غزل شمارهٔ ۶۵۱
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیباییهای محبوب است. شاعر از حلقه زرینی که بر گوش محبوب آویخته، و خال مشکینی که بر لبهای اوست صحبت میکند. او به دیوانگی و عشق عمیقش اشاره میکند و زلفهای محبوب را مانند بندهایی که او را محصور کردهاند توصیف میکند. شاعر به چشمان محبوب اشاره میکند که معانی عمیق را در خود پنهان دارد و اشکهای خود را در غم او مانند دجله میبیند. او همچنین از شکستن عهد با دوستان قدیمی و پیوند با دوستان جدید سخن میگوید. عشق به محبوب و آرزوی دیدارش، عاشقان را به حالت جان دادن میکشاند. در پایان، شاعر به نصیحتی که اوحدی درباره ترک عشق میدهد، اشاره میکند و زیبایی خاص محبوب را یادآوری میکند.
حلقهٔ زرین بر آن گوش گهربندش ببینخال مشکین بر لب شیرین چون قندش ببین
هوش مصنوعی: نگاه کن به گوش او که حلقهٔ طلایی آویزان است و به لب شیرینش که مانند قند است و روی آن خال سیاه زیبایی وجود دارد.
بسته بر هم گردن شهری، دل دیوانه رادر میان حلقهای زلف چون بندش ببین
هوش مصنوعی: دستهای زلف معشوق، گردن شهری را در بر گرفته و دل دیوانه را در میان این حلقههای زلف به تماشا بگذار.
چشم معنی برگشای و چشمهٔ آب حیاتمضمر اندر گوشهٔ لعل شکرخندش ببین
هوش مصنوعی: به چشمانت دقت کن، زیرا در آن حقیقتی نهفته است. مانند چشمهای که آب زندگی را در خود دارد و در گوشهای از لبان شیرینش نمایان شده است.
اشک همچون دجلهٔ من در غمش دیدی بسیبر دل من محنت چون کوه الوندش ببین
هوش مصنوعی: اشکهای من که مانند رود دجله است، در غم او بسیاری از دردها را بر دل من تحمیل کرده است، مثل کوه الوند که بزرگ و سنگین است.
دیدهای کان عهد یاران قدیمی چون شکست؟این زمان با دوستان تازه پیوندش ببین
هوش مصنوعی: آیا تاکنون دیدهای که دوستی قدیمی وقتی از هم جدا میشوند، چه احساسی پیدا میکنند؟ حالا به نظرت با دوستان جدید چه ارتباطی برقرار میشود؟
عاشقان از آرزوی روی او جان میدهندآرزوی عاشقان آرزومندش ببین
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر آرزوی دیدن آن معشوق جان خود را فدای او میکنند. حالا ببین که این آرزو در دل عاشقان چه تاثیری دارد.
اوحدی پندم همی گوید که: ترک عشق کندیدن رویی چنان و دادن پندش ببین!
هوش مصنوعی: اوحدی به من میگوید که عشق را رها کن و غم دیدن چهرهای زیبا را فراموش کن و به نصیحتش توجه کن!