غزل شمارهٔ ۶۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درباره عشق و فراق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او به زود گذشتن لحظات و دوری از معشوق اشاره کرده و از زیباییهای ظاهری و باطنی او صحبت میکند. عشق و دلبستگی موجب شده که شاعر در رنج و عذابی عمیق به سر ببرد و به دنبال بازگشت دوران خوش با معشوقش باشد. در نهایت، او به این نکته میرسد که او همیشه در دلش باقی خواهد ماند، حتی اگر دور باشند.
زود شود باز بستهٔ توعاشق از دام جستهٔ تو
هوش مصنوعی: عاشق تو به سرعت از گرفتاریت رهایی مییابد.
رونق گل میبرد همیشهعارض چون لاله دستهٔ تو
هوش مصنوعی: رنگ و زیبایی گلها همیشه به چهره تو میافزاید، مانند لالهای که در دستهی گل قرار دارد.
آن شکرینی، که وقت بوسهقند بریزد ز پستهٔ تو
هوش مصنوعی: زیبایی و لذت خاصی در بوسهای وجود دارد که همچون شکر بر لبان تو میریزد و طعم دلپذیری ایجاد میکند.
رحم، که بر هم شکست ما راطرهٔ در هم شکستهٔ تو
هوش مصنوعی: ای رحم، تویی که بر ما اثر گذاشتی و ما را در هم شکستی، مانند تار مویی که در هم گیسو به هم ریخته است.
وقت نیامد که باز بندی؟رشتهٔ عهد گسستهٔ تو
هوش مصنوعی: آیا زمان آن رسیده که دوباره به هم پیوند بخوری؟ عهدی که بین ما قطع شده است.
عید من آن دم بود که بینمماه جمال خجستهٔ تو
هوش مصنوعی: عید واقعی من زمانی است که بتوانم زیبایی تو را ببینم.
تن به سرشک چو سیم شویمزان تن چون سیم شستهٔ تو
هوش مصنوعی: اگر وجودمان را با اشک پر کنیم، مانند نقرهای خواهیم شد که از دست تو پاک شده است.
اوحدی، اینجا چه گرد خیرد؟زین دل در خون نشستهٔ تو
هوش مصنوعی: اوحدی، در اینجا چه گرد و خاکی از خرد و عقل و فهم وجود دارد؟ زیرا دل تو در خون نشسته است.
طاقت تیر غمش نیاوردسینهٔ مجروح خستهٔ تو
هوش مصنوعی: سینهٔ مجروح و خستهٔ تو دیگر توان تحمل درد و غم او را نداشت.