غزل شمارهٔ ۷۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و دلتنگی عاشقانه پرداخته و به احساسات عمیق و تنهایی بیدلان اشاره دارد. شاعر از بادی میخواهد تا پیامی به محبوبش برساند و از حال عاشقان بگوید. او از دست ندادن ارتباط و پاسخ ندادن محبوبش شکایت دارد و از غم و ناکامی خود در دوری از او میگوید. همچنین، به ارزش عشق و غیرت نسبت به محبوب اشاره کرده و مخالفت با دوری از محبوب را بیان میکند. در نهایت، شاعر از همدلی و نزدیکی به محبوبش ابراز آرزو میکند.
ببر، ای باد صبحدم، بده ای پیک نیکپیسخن عاشقان بدو، خبر بیدلان به وی
هوش مصنوعی: ببر، ای باد صبحگاهی، پیام عشق را به محبوب برسان و خبر بیخبران را به او بده.
ز من آن شوخ دیده را چو ببینی بگوی تو:عجب از حال بیدلان، که چنین غافلی تو، هی!
هوش مصنوعی: وقتی او را ببینی، از حال افرادی که بیخبر و غافلاند تعجب کن که چطور اینقدر بیدقتاند!
چو دف آن خسته را مزن، که دمی بیحضور تونتواند ز چنگ غم، که ننالد بسان نی
هوش مصنوعی: بهتر است به دل و روح خود بیجهت آسیب نرسانی، زیرا بدون حضورت نمیتواند از درد و رنجش رها شود، همانطور که نی نمیتواند فریاد کند و ناله سر دهد.
بنمودم هزار پی بتو احوال خویشتنننوشتی جواب آن که نمودم هزار پی
هوش مصنوعی: من هزار بار احوال خود را برای تو بیان کردم، اما تو هیچ پاسخی ندادید به آنچه که هزار بار گفتم.
ز برم تا برفتهای تو، زمانی نمیشودنه گشاینده بند غم، نه گوارنده جام می
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو از کنارم رفتهای، هیچ زمانی نمیگذرد و نه هیچ چیزی میتواند غمهایم را برطرف کند و نه هیچ چیز دیگری میتواند به من آرامش بدهد.
سخن بوسه گفتهای، بنگویی که: چند و چون؟خبر وصل دادهای، ننمودی که: کو و کی؟
هوش مصنوعی: تو با حرفهایت به من اشاره کردهای که شبیه بوسه است، اما هنوز از جزئیات خبر ندادهای که چه زمانی و چگونه با هم خواهیم بود. خبری از وصال و دیدار دادهای، اما نگفتهای که این دیدار کجا و کی خواهد بود؟
مکن، ای مدعی، مرا ز درش دور بعد ازینکه من آن خاک کوچه را نفروشم به تاج کی
هوش مصنوعی: ای مدعی، از درش دور شو، زیرا از این پس هرگز خاک آن کوچه را به تاج و تخت هم نخواهم فروخت.
ز پی آنکه بنگرم رخ لیلی ز گوشهایمن مجنون خسته را، که برد به کنار حی؟
هوش مصنوعی: به دنبال آن هستم که چهره لیلی را از دور ببینم. در این حال، مجنون خستهای را میبینم که به کنار کجا رفته است؟
اگر، ای اوحدی، تو هم دل خود را تو دوستی؟به رخ و زلف او دهی، برهی زین بهار و دی
هوش مصنوعی: اگر ای اوحدی، تو هم دل به عشق کسی دادهای؟ چرا در این بهار و زمستان از زیبایی و خال و زلف او دست برداری؟