غزل شمارهٔ ۷۸۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از یاری و محبت صحبت میکند و به گوییهای نامفهوم و بی وفایی معشوق اشاره دارد. او به دشواریها و دردهایی که ناشی از دوری معشوق است، اشاره میکند و از عدم توجه و وعدههای غیرواقعی او شکایت دارد. شاعر از عمق عشق و محبت میگوید و از معشوق میخواهد که به وعدههایش عمل کند، زیرا او امیدی به وصال دارد ولی در واقع هیچ خبری از او نیست. این شعر در نهایت به تنهایی و ناامیدی شاعر در عشق میپردازد.
ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدیاحوال خود به زاری گفتیم اگر شنیدی
هوش مصنوعی: ما با تو قرار دوستی و یاری گذاشتیم، اگر از حال ما باخبر شدی، به حالت زار و نزار ما پی بردی.
گفتی که: باز دارم گوشی به جانب توای بیوفا چه داری؟ گفتیم اگر شنیدی
هوش مصنوعی: تو گفتی که ای بیوفا، گوشم را به سمت تو برنگردانم. چه چیزی در دل داری؟ ما گفتیم اگر چیزی شنیدی، به ما بگو.
دردی که هست ما را در دوری تو صد پیبا باد نوبهاری گفتیم اگر شنیدی
هوش مصنوعی: دردی که از دوری تو داریم را با بادهای بهاری در میان گذاشتیم. اگر این حرفها را شنیدهای، خوب است.
نه رونق تو ماند،نه سوز دردمندانتا دیده بر گماری، گفتیم اگر شنیدی
هوش مصنوعی: دیگر نه زیبایی تو باقی مانده و نه دلسوزی در دل آنهایی که درد میکشند. وقتی که بر چیزهای ناچیز چشم میدوزیم، گفتیم اگر تو هم خبر داری.
صد روز وعده دادی ما را به وصل، جاناروزی همی شماری، گفتیم اگر شنیدی
هوش مصنوعی: تو به ما وعدههای زیادی دادی تا به هم برسیم، ای محبوب! اما میبینیم که تو روزها را میشماری. ما هم گفتیم اگر از این وعدهها باخبر هستی، پس چرا اقدامی نمیکنی؟
جانیست آن لب تو، یک دم بما سپارشآیین جان سپاری، گفتیم اگر شنیدی
هوش مصنوعی: این لب تو، جان نیست. یک لحظه خود را به ما بسپار، تا با هم دربارهی جان سپردن صحبت کنیم. ما گفتیم اگر این را شنیدی...
اصل محبت از ما پرسی که: چیست هر دم؟مهرست و سازگاری، گفتیم اگر شنیدی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی درک عمیقتری از محبت پیدا کنی، بپرس که ماهیت آن چیست. محبت شامل دو عنصر اصلی است: مهر و سازگاری. اگر این موضوع را درک کردهای، میتوانی به راحتی به پاسخهایت برسی.
گفتی که: اوحدی را روزی بر خود آرمگویی ولی نیاری، گفتیم اگر شنیدی
هوش مصنوعی: تو گفتی روزی اوحدی را بر خود میارم، اما نیازی به او نداری. گفتیم که اگر از او خبری داری، ما هم خواهیم شنید.